َا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً (128) وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً (129) وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ وَكَانَ اللّهُ وَاسِعاً حَكِيماً(130) وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُواْ اللّهَ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ غَنِيّاً حَمِيداً (131) وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (132) إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِيراً (133) مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعاً بَصِيراً) (134) 

این  درس  مکمّل  چیزهائی  است ‌که  سوره  بدانـها  آغازیده  بود.  از  قبیل‌:  چاره‌جوئی  ته‌نشستهای  جامعۀ  جاهلی  دربارۀ  امور:  زن  و  خانواده‌.  رفتار  با  اشخاص  ضعیف  و  ناتوان  در  جامعه‌،  همچون  یتیمان  و کودکان‌.  پـاک  سازی  جامعۀ  مسلمانان  از  ایـن  رسوبات  و  ته‌نشستها.  بر  پا کردن  و  استوار  داشتن  خانه  بر  پـایۀ  احترام  زن  و  مرد، ‌که  هر  یک  از  آن  دو،  نیمۀ  بشريّت  را  تشکیل  می‌دهند.  رعایت  مصالح  شوهر  و  همسر.  تقویت  روابط  خانواده  و  رفع  اختلافاتی  که  در  فضای  خانواده  پیدا  می‏‎گردد،  پیش  از  آن ‌که  بزرگ  و  بزرگتر  شود  و كار  به  قطع  چنین  روابطی ‌گردد  و  خانه  را  بر  سر ساکنان  آن  فرو  افکند،  بویژه  بر  سر کو‌دکان  ضعیف  و  ناتوانی‌ که  در  نخستین  پرورشگاه  و کو‌دکستان  خو‌د  تازه  پای ‌گرفته‌اند  و  بالیدن  آغازیده‌اند.  برپاداشتن  جامعه  بر اساس  رعایت  ضـعیفان  در  آن‌،  تـا  چـرخ  زندگی  تـنها  در  دست  زورمداران  چیره  دست  نباشد  و  قانون  جنگل  بر  مردمان  حکومت  نکند.

این  درس‌،  به  چاره‌جوئی  بعضی  از  این  امور  می‏‎پردازد،  و  آن  را  با  نظام‌ کلّی  جهان  مرتبط  می‌سازد  ...  مخاطب  از  این  آیه‌ها  درک  می‌کند که ‌کار  مربوط  به  زنان  و  خانه  و  خانواده  و  ضعیفان  جامعه‌،‌ کار  بسیار  مهمّ  و  بزرگی  است‌.  واقعاً  هم ‌کار  بس  مهمّ ‌و  بزرگی  است‌.  در  لابلای  این  جزء‌،  و  در  دیباچۀ  جزء  چهارم،  چیزهای  زیـادی  را  گفته‌ایم  دربارۀ  خانواده  از  دید‌گاه  اسلام‌،  و  دربارۀ  تلاشی‌ که  این  برنامۀ  ربّانی  برای  رهائی  جامعۀ  اسلام  از  ته‌نشستهای  جاهلیّت‌،  و  دربارۀ  والائی  مقام  روانی  و  اجتماعی  و  اخلاقی  چنین  برنامه‌ای،  مقام  بلند  جامعۀ  مسلمانی‌ که  آن  را  بر  همۀ  جامعه‌های  پیرامون  خود،  و  بر  همۀ  جامعه‌های  دیگری ‌که  متدّین  بدین  دین  نيستند  و  برابر  این  برنامۀ  آموزش  و  پـرورش  نـمی‌یابند،  و  در  برابر  نظام  نادر  آن  کرنش  نمی‌برند  و  اطاعت  نمی‌کنند،  تفوّق  می‏بخشد.

هم  اینک  آیه‌های  ایـن  درس  را  بطور  مشـروح  ذکـر  می‌نمائیم‌:

(وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاء الَّلاتِي لاَ تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُواْ لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيماً (127) 

از  تو  دربارۀ  زنان  سؤال  می‌کنند  و  نظر  می‌خواهند.  بگو:  خداوند  دربارۀ ‌آنان  به  شما  پاسخ  می‏‎گوید،  و  برای  شما  روشن  می‌سازد  آنچه ‌را  که  در قرآن  (‌در  زمینۀ  میراث  ایشان‌)  تلاوت  می‏‎گردد،  و  نیز  دربارۀ  زنان  یتیمی  سخن  می‌راند  که  (‌به  خاطر  مال  یا  جمال‌)  می‌خواهید  با  ایشان  ازدواج  کنید.  ولی  چیزی  را  کـه  خداونـد  بـرای  ایشـان  واجب  نـــموده  است  (‌و  مــهریّه  نـام  دارد)  بـدیشان  نمی‌پردازیـد،  و  همچنین  راجـع  بـه  کودکان  کوچک  و  ناتوان  سخن  خواهد  گفت  (‌و  از  شما  می‌خواهد  که  حقوق  آنان  را  بپردازید،  و)  این  که  نسبت  به  یتیمان  (‌بویژه  در  میراث  و  مهریّه‌)  دادگری  کنید،  و  (‌بدانید  کــه  دادگری  و  نیکوکاری  شما  در  حقّ  زنان  و  یتیمان‌،  بیمزد  نـمی‌ماند  و)  هر  کار  خوبی  را  که  بکنید  خداوند  از  آن  کاملاً  آگاه  است‌.

آیه‌هائی  که  در  اوائل  سوره  دربارۀ  زنان  نازل  گردیده  است‌،  سؤالهائی  و  فتواهائی  راجع  به  برخی  از  امورشان  برانگیخت.  پدیدۀ  پـرسش  مسـلمانان  و  فـتواهایشان  دربارۀ  بعضی  از  احکام‌،  پدیده‌ای  است ‌که  مـعنی  و  مفهوم  خاصّ  خود  را  در  جامعۀ  مسلمانان  نوپا  دارد،  و  می‌رساند  که  مسلمانان  چه  اندازه  علاقه‌مند  بودند  که  احکام  آئین  خود  را راجع  به  مسـائل  زنـدگی  بد‌انـند.  انتقال  آنان  از  جاهلیّت  به  اسلام‌،  سخت  درون  ایشان  را  تکان  داده  بود.  بگونه‌ای  که  دربارۀ  هر کاری  که  در  جاهلیّت  انجام  می‌دادند،  شکّ  می‌کردند  و  می‌هراسیدند،  از  ترس  این ‌که  نكند  اسلام  آن  را  منسوخ  یا  تعدیل ‌کرده  باشد.  همچنین  مسلمانان  درخواست  می‌کردند که  حکم  اسلام  را  دربارۀ  همۀ  چیزهائی  بدانـند که  در  زنـدگی  

روزانۀ  ایشان  پیش  می‌آمد.  این  بیداری  و  این  علاقۀ  آنان  به  تطبیق  دادن  احوال  خود  با  احکام  اسلام‌،  عنصر  برجسته‏ای  در  این  دوره  از  زمـان  است‌.  گرچه  هنوز  برخی  از  ته‌نشستهای  آداب  و  رسوم  جاهلی  در  زندگانی  ایشان‌،  بر  جای  و  ماندگار  بود.  امّا  مهمّ  رغبت  را‌ستـن  نیرومندی  بود که  به  تطبیق  ا‌حوال  خود  با  احکام  اسلام  داشتند،  و  با  همین  روحیّۀ ‌کاوشگرانه  دربارۀ  بعضی  از  احكام  پرس  و  جو  می‌کردند.  پرسش  و  پژوهش  ایشان  هم  تنها  محض  پرسش  و پژوهش  یـا  تـنها  به  خاطر  دانستن  و  شناختن  و  افزایش  فرهنگ  و  فرزانگی  خود  نبود  و  بس،  همانگو‌نه‌ که  امروزه  سـؤالهـای  فقهی  و  پرسشهای  احکام  دینی‌ که  از  مفتیان  و  قاضیان  می‌شود  تنها  سؤال  به  خاطر  سؤال‌،  و  پـرسش  محض  دانسـتن  است‌،  نه  عمل‌ کردن  بدانها!

مسلمانان  نیازمند  آشنائی  با  احکام  دیـن  خـود  بو‌دند،  زیرا  احکام  دینی  سازمان  زندگی  نوین  آنان  را  تشکیل  می‌داد.  برای  آشنانی  با  احکام  حرص  و  جوش  بسیار  داشتند،  و  اشتیاق  و  حرارت  فراوانی  برای  کسب  چنین  آگاهی  و  شناختی  از  خود  نشان  می‌دادند.  چون  هد