صّ‌،  شرط  پذیرش ‌کار،  ایمان  قرار  داده  شده  است‌،  ایمان  به  خدا:                

(وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيراً) (124)

کسی  که  اعمال  شایسته  انجام  دهد  و  مؤمن  باشد،  خواه  مرد  و  خواه  زن‌،  چنان  کسانی  داخل  بـهشت  شـوند،  و  کمترین  ستمی  بدانان  نشود.

این  نصّ‌،  صراحت  دارد  در  یکسانی  قاعدۀ  رفتار  با  دو  نیمۀ  بشریّت‌:  زن  و  مرد.  و  صـراحت  دارد  در  ایـن‌ که  ایمان  شرط  قبول  عمل  است‌.  عملی  که  بدون  ایـمان  انجام  پذیرد،  در  پیشگاه  خدا  بدون  ارزش  و  اعتبار  است‌.  این  هم  طبیعی  و  منطقی  است‌.  زیرا  ایمان  به  خدا  است ‌که  موجب  می‌گردد کار شایسته  و  عمل  بایسته  از  جهان‌بینی  معیّنی  و  قصد  معلومی  سـرچشـمه‌ گیرد.  همچنین  ایمان  به  خدا  است ‌که ‌کار  را  تـبدیل  به  یک  حرکت  طبیعی  و  پویائی  سرشتی  مسـتمرّی  می‌سازد.  عملی ‌که  از  ایمان  به  خدا  سرچشمه  بگیرد  و  توأم  با  ایمان  انجام  بپذیرد،  برای  پاسخ  به  هواها  و  هوسهای  شـخص  تـحقّق  پـیدا  نـمی‌کند،  و كار  نـاگـهانی  و  ناسنجیده‌ای  نیست  که  بدون  قاعده  و  ضابطه  برجوشیده  باشد  و  جهشی  بردمیده  باشد.

این  واژه‌های  روشن  و  سخنان  آشکار،  مخالف  نظریّه‌ای  است ‌که  استاد  امام  (‌شیخ  محمد  عبده‌)  -  خداوند  رحمتش ‌کناد  - ‌در  تفسیر  جزء  عم  به  هنگام  توضیح  :  (‌فَمَنْ  یَعْمَلْ  مِثْقالَ  ذَرَّةٍ  خَيْراً  یَرَهُ  )  اظهار  داشته  است‌.  چرا که  نظریّۀ  او  ایـن  است ‌که  چنین  آیه‌ای  شـامل  مسلمان  و  غیرمسلمان  می‏‎گردد.  در  صورتی‌ که  نصوص  دیگر،  به  صـراحت  این  معنی  و  برداشت  را  مـردود  می‌شمارند  و  نفی  می‌کنند.  همچنین  این  آیه  و  آیـاتی  چون  آن‌،  با  نظریّۀ  استاد  شیخ  مراغی  -‌ خداوند  رحمتش  کناد  -‌ نیز  مخالف  است‌.  ما  بدین  امر  در  جزء  عـم  در  جزء  سی‌ام  فی‌ظلال  القرآن‌،  اشاره‌ کرده‌ایم‌. 

این  فرمودۀ  خداوند  برای  مسلمانان  سنگین  آمده  است‌:  

(مَن يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً ).

هـر  کس  که  کار  بدی  بکند  در  برابر آن  کیفر  داده  می‌شود،  و  کسی  را  جز  خدا  یار  و  یاور  خود  نـخواهـد  یافت  (‌تا  او  را  کمک  کند  و  از  عذاب  خدا  محفوظ  گرداند)‌.  

مسـلمانان  سـرشت  نـفس  انسـانی  را  می‌شناختند،  و  می‌دانستند که  قطعاً  دچار  لغزش  و گناه  می‏‎گردد،  هـر  ا‌ندازه  صالح  و  شایسته  هم  باشد،  و  هر  قدر  به  انـجام  نیکی‌ها  و  خوبیها  دست  یازد.  آنان  نـفس  بشری  را  خوب  می‌شناختند  و  با  ماهیّت  آن  آشنا  بودند.  از  اینجا  بود که  نفس  خویشتن  را کاملاً  می‌شناختند.  خود  را گول  نمی‌زدند،  و  نفس  را  از  ماهیّت  خویش  بالاتر  نمی‌گرفتند  و  فریبش  نمی ‌دادند. گناهان  نفس  را  از  جلو  دیدگان  خود  بدور  و  مخفی  نـمی‌کردند.  خویشتن  را  به  تجاهل  نمی‌زدند  و  ضعفی  را که  چه  بسا گـریبانگیر  نـفس  می‌گردید،  نادیده  نمی‌انگاشتند،  و  منکر  آن  نمی‌گشتند  و  چنین  ضعفی  را  نمی‌پوشاندند.  لذا  مسلمانان  وقتی‌ کـه  دیدند  برا‌بر  چنین  نصوصی‌،  هر کار  بدی  را که  بکنند،  در  برابر  آن ‌کیفر  و  پادافره  می‏بینند،  به  لرزه  درآمدند  و  هراس  ایشان  را  برداشت.

به  ترس  و  هراس  افتادند  همچو‌ن ‌کسی ‌کـه  هـم  ایـنک  عملاً کیفر  ببيند  و  به  فرجام  بد  خود گرفتار  آمده  باشد  و  آن  را  لمس  نموده  باشد.  یکی  از  ویژگیهای  مسـلمانان  این  بود که  آخرت را  بدین‌گونه  می‌دیدند،  و  انگار  هم  اینک  بدان  رسیده‌اند،  و  در  دنیای  اندیشه  و  خیال‌ گمان  می‌بردند که  در  صحنۀ  آخرت  قرار  دارند  و  عملاً  خوشیها  و  ناخوشیهای  آنجا  را  لمس  می‌کنند.  نه  این‌ که  آخرت  را  آینده  انگارند  و  شکّی  در  وقوع  آن  نداشته  باشند  و  بس.  این  بود که  مسلمانان  به  هنگام  رویاروئی  با  چنبن  وعید  و  تهدید  مؤكّدی،  به  لرزه  افتادند!

امام  احمد  فرموده  است‌:  عبدالله  پسـر  نُمَیر،  و  او  از  اسماعیل‌،  و  وی  از  ابوبکر  پسر  ابوزهیر  روایت  کرده  است ‌که ‌گفته  است‌:  (به  من  خبر  رسید که  ابوبکر  رضی الله عنهُ  گفت‌:  ای  پیغمبر  خدا!  با  توجّه  بدین  آیه‌،  رستگاری ‌کی  میسّر  خواهد  بود؟‌:  (ليس بأمانيكم ولا أماني أهل الكتاب . من يعمل سوءا يجز به) ‌.  هرکار  بدی ‌که‌ کرده  باشیم ‌کیفر  آن  را  خواهیم  دید  ...  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمود:  

(غفر الله لك يا أبا بكر . ألست تمرض ؟ ألست تنصب ؟ ألست تحزن ؟ ألست تصيبك اللأواء ؟) ‌

  ای  ابــوبکر،  خـدا  تــو  را  بـبخشایاد،  مگر  تـو  بیمار  نمی‌شوی‌؟  مگر  تو دچار رنج  و زحمت  نمی‌شوی‌؟  مگر  تو  غمزده  نمی‏گردی؟  مگر  شدّت  و  محنت  به  تو  روی  نمی‌کند؟‌.

گفتم‌:  بلی.  فرمود:

(فهو مما تجزون به ).

ایـن  هـمان  چیزهائی  است  که  بـدانــها  کـیفرتان  داده  می‌شود.

حاکم  ایـن  روایت  را  از  طـریق  سفیان  ثوری ‌که  از  اسماعیل  نقل ‌کرده  است‌،  بیان  داشته  است‌.

ابوبکر  پسر مردویه  با  سندی‌ که  آن  را  به  ابن  عمر  نسـبت  داده  است ‌كه  او  از  ابوبکر  صدّ‌یق  روايت می‌نماید  و  می‌گوید:  در  خدمت  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم   بودم‌ که  این  آیه  نازل  شد:

(مَن يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً ).

پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمود:

(ألا أقرئك آية نزلت علي؟). 

آیا  آیه‌ای  را  برای  تو  نخوانم  که  بر  من  نازل  شده  است‌؟‌.  ابوبکر  صدّیق  می‌گوید: ‌گفتم  ای  پیغمبر  خدا  آن  را  برای  من  تلاوت  فرما  ...  (‌چون  آیه  را  تلاوت  فرمود)  نمی‌دانم  چرا  احساس‌ کردم‌ که  انگار  پشتم  می‌شکند!  تا  بدانجا که  از  درد  آن  روی  زمین  دراز کشیدم‌.  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمود:

(مالك يأ أبا بكر ؟).

ای  ابوبکر  تو  را  چه  می‌شود؟‌.

عرض‌ کردم‌:  پدر  و  مادرم  فدای  تو  باد،  ای  پیغمبر  خدا!  آخر کدامیک  از  ما  مرتکب  بزه  و گناه  نشده  است  و كار  ناپسند  نکرده  است‌؟‌!  ما  در  برابر  هر کار  بد  و  زشتی‌ که  کرده‌ایم ‌کیفر  می‌بینیم‌!  پس  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم   فرمود:  

(أما أنت يا أبا بكر وأصحابك المؤمنون فإنكم تجزون بذلك في الدنيا , حتى تلقوا الله ليس لكم ذنوب . وأما الآخرون فيجمع ذلك لهم حتى يجزوا به يوم القيامة).

 امّا  تو  ای  ابوبکر،  و  یاران  مؤمن  تـو،  در  بـرابـر  گناهان،  در  همین  جهان  کیفر  داده  می‌شوید.  تا  بدانجا  کـه  وقتی  کـه  بـه  پیشگاه  خدای  مـی‌رسید،  گناهی  بـرایـتان  نـمی‌ماند.  ولی  دیگران،  گناهانشان  رویـهم  گردآورده  مــی‌شود  و  در  روز  قیامت  در  برابر  آنها  کیفر  داده  می‌شوند.(‌ترمذ‌ی  به هممن  شکل  ان  را  روایت‌ کرده  است‌)‌.

ابن  