ه  است‌،  و گمان  خود  را  دربارۀ  آنان  راست‌ گردانده  است‌،  و  نیّت  پلیدی  را که  داشته  است  و  بدا‌ن  هم  تصریح ‌کرده  ا‌ست‌،  دربارۀ  ایشان  به  مرحلۀ  عمل  درآورده  است  ...  و  سرانجام  آنان  که  از  دام  او گریخته‌اند  و  نجات  پیدا کرده‌اند،  بدان  خاطر  که  واقعاً  به  خدا  ایمان  داشته‌اند.  آنان‌ که  واقعاً  به  خدا  ایمان  دارند  و  مؤمنان  راستین  بشمارند،  از  اهریمن  بدکردار  درامانند.  زیـرا  آن  روز که  اهریمن  -  خدا  نفرینش‌کناد!  -  برای  سرگشته  کردن  گمراهان  اجازه  می‌خوا‌ست‌،  به  او  ا‌جازه  داده  نشد که  به  بندگان  مخلص  یزدان  زیان  و  صدمه‌ای  برساند.  شیطان  در  برابر  مؤمنان  بسیار  ضعیف  و  ناتوان  است‌،  بـدان‌گاه ‌که  هر  چه  محکم‌تر  به  قرآن  یزدان  چنگ  زده  باشند:

(وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيّاً مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُّبِيناً (119) يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُوراً (120) أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلاَ يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصاً (121) وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً وَعْدَ اللّهِ حَقّاً وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً) (122) 

هر  که  اهریمن  را  بجای  خدا  سرپرست  و  یاور  خود  کند،  به  راستی  زیان  آشکاری  کـرده  است‌.  اهـریمن  بـدانـان  وعده‌ها  می‌دهد  و  به  آرزوها  سرگرم  می‌کند،  و  اهریمن  جز  وعده‌های  فریبکارانه  بدیشان  نمی‌دهد.  آنان  (‌که  از  اهریمن  فرمان  می‌برند)  جایگاهشان  دوزخ  است‌،  و  راه  گریزی  از  آن  ندارند.  کسانی  را  که  ایمان  آورده‌اند  و  کار  شایسته  کرده‌اند،  به  باغهائی  (‌از  بهشت‌)  داخل  خواهیم  کرد  که  در  زیر  (‌درختان‌)  آنها  رودبـارها  روان  است‌،  و  آنان  جاودانه  تا  ابد  در آنجاها  ماندگار  می‌مانند.  این  را  خدا  وعده  داده  است  و  وعدۀ  خدا  حقّ  است‌،  و  چه  کسی  در  سخن  از  خدا  راستگوتر  است‌؟‌.

یا  دوزخ  است  و گريزی  از  آن  برای  یـاران  و  یـاوران  شیطان  نیست‌،  و  یا  بهشت  است  و  بیرون  آمدنی  از  آن  برای  یاران  و  یاوران  یزدان  نیست  ...  ایـن  وعدۀ  خدا  است‌:

(وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً) .

چه  کسی  در  سخن  از  خد!  راستگوتر  است‌؟‌.

صدق  مطلق  در  سخن  خدا  در  ایـنجا،  مقابل ‌گول  فریبکارانه‌،  و  آرزوهای  دروغین  اهریمن  در  آنجا  است‌.  میان‌ کسی ‌که  به  وعدۀ  یزدان  اعتماد  دارد،  و  میان  کسی  که  به‌ گو‌ل  زدن  و  فریفتن  شیطان  اعتماد  می‌نماید،  فاصلۀ  بسیار  است‌.

*

آنگاه  روند  قرآنی‌،  قاعدۀ  بزرگ  اسلام  را  دربارۀ ‌کار  و  مزد،  دنبال  می‌کند  ...  تـرازوی  بـاداش  و  پـادافره  به  آرزوها  و  خواستها  واگذار  نگشته  است‌.  بلکه  برمی گردد  به  اصل  پایداری‌،  و  سنّت  تخلّف  ناپذیری‌،  و  قانونی ‌که  جانبداری  نمی‌شناسد.  قانونی‌ که  در  برابر  آن  مـلّتها  مساوی  هستند.  چرا که ‌کسی  با  خدا  حسب  و  نسب  و  خویشاوندی  و  دامادی  و  چیزهائی  از  این  قبیل  نـدارد.  برای‌ کسی  قانون  شکنی  نمی‌شود،  و  به  خاطر  او  سنّت  و  قاعده  بهم  نمی‌خورد  و  قانون  تعطيل  نمی‌گردد.  هر که  نیکی‌ کند  در  برابر  نیكو‌کاریش  پاداش  دا‌ده  می‌شود.  در  این  امر  نه  جانبداری  و  دوستی  مطرح  است‌،  و  نه  دشمنانگی  و  ستیزه‌گری  در مدّ  نظر  است‌:

(ليْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً (123) وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيراً (124) وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً) (125)

 (‌جزا  و  پاداش‌،  و  فضیلت  و  برتری‌)  نه  به  آرزوهای  شما  و نه  به  آرزوهای  اهل  کتاب  است‌.  هر  کس  که  کار  بـدی  بکند  در  برابر  آن  کیفر  داده  می‌شود،  و  کسی  را  جز  خدا  یار  و  یاور  خود  نخواهد  یـافت  (‌تـا  او  را  کـمک  کـند  و  از  عذاب  خدا  محفوظ  گرداند)‌.  کسـی  که  اعمال  شـایسته  انجام  دهد  و  مؤمن  باشد،  خواه  مرد  و  خواه  زن‌،  چنان  کسانی  داخل  بهشت  شوند،  و  کـمترین  سـتمی  بـدانـان  نشود.  آئین  چه  کسی  بـهتر از آئین  کسی  است  که  خالصانه  خود  را  تسلیـم  خدا كند،  درحالی  که ‌نیکوکار  باشد  و  از  آئین  راستین  ابراهیم  پیروی  کند  که  مخلص  و  حقّجو بود  (‌و وحدت  دینی‌ ‌مسلمانان ‌و یـهودیان  و  مسیحیان  در  او  به  هم  می‌رسد)  و  خداوند  ابراهیم  را  به  دوستی  گرفته  است  (‌و  بـا  خلیل  نامیدن  او  افتخارش  بخشیده  است‌)‌.

یهودیان  و  مسیحیان  می‌گفتند:

(نحن أبناء الله وأحباؤه)... لن تمسنا النار إلا أياما معدودة).

ما  پسران  و  عزیزان  خدائيم‌!. (مائده / ‌١٨)‌. 

 آتش  جــز  چــند  روز  مــعدودی  گیربانگیرمان  نمی‌گردد!. (بقر‌ه  /  80)  

یهودیان  می‌گفتند  و  هنوز  هم  می‌گویند:  ما  ملّت‌ گزیدۀ  خدائیم‌!

شاید  هم ‌گاهی  این  اندیشه  به  دل  برخـی  از  مسلمانان  بگذرد که  آنان  بهترین  ملّتی  هستند که  به  خاطر  مردمان  آفریده  شده‌اند  و  به  جهان  سوق  داده  شده‌اند،  و  خداوند  صرف  نظر  و گذشت  می‌فرماید  از  همۀ  چیزهائی‌ که  از  ایشان  سربزند!  تنها  بدان  خاطر  چون  مسلمانند!

این  نصّ  قرآنی  نازل ‌گردید  و  هم  آنان  و  هم  اینان  را  به  کار  و  تلاش  می‌خواند  و  عمل  را  ملاک  می‌داند  و  بس.  همۀ  مردمان  را  به  سوی  معیار  و  میزان  واحدی  برمی‌گرداند  این  معیار  و  میزان‌،  رو  به  خدا کردن  و  خوبی  و  نيكی  انـجام  دادن  و  پـیروی ‌کردن  از  آئـین  ابراهیم  است‌ که  اسلام  است‌.  ابراهیم،  آن  کسی‌ که  خدا  او  را  به  دوستی ‌گرفته  است‌!  لذا  بهترین  و  زیباترین  دین‌،  همین  اسلام  است‌ که  آئین  ابراهیم  است‌.  و  بهترین  و  زیباترین  کار  (خوبی  و  نیکی  انجام  دادن‌)  است‌.  خوبی  و  نیکی  هم  این  است‌ که  خدا  را  آن‌گونه  بپرستی  که  انگار  او  را  می‌بینی،  و اگر  تو  او  را  نمی‌بینی،  او  تو  را  می‏‎بیند.  خداوند  خوفی  و  نیکی  انجام  دادن  را  در  همه  چیز  واجب  گردانده  است‌،  حتّی  در کیفیّت  سـر  بریدن  حیوان  به  هنگام  ذبح  آن‌،  و  تیز  بودن  چاقو  و کارد،  تـا  حیوان  به  هنگام  ذبح،  بیش  از  حدّ  معمول  عذاب  نبیند  و  شکنجه  داده  نشود.

در نصّ  مورد  نظر،  برابری  میان  دو نیمۀ  بشریّت  جلب  توجّه  می‌کند.  هر  یک  از  آن  دو  نیمه‌،  یعنی  زن  و  مرد،  مسؤ‌ول  اعمال  خود  بوده  و  پاداش  و  پادافـرۀ  پـندار  و  رفتار  و کردار  خو‌یشتن  را  دریافت  می‌دارند.  همچنین  در  این  ن