  را  با  خدا  نمی‌پرستیدند.  فقط  حقّ  قانونگذاری  را گذشته  از  خدا  بد‌یشان  هم  می‌دادند.  آنان  هم  چیزهائی  را  بر‌ایشان  حرام‌،  و  چیزهائی  را  برایشان  حلال  نمو‌دند.  در  ایـن  راستا  از  ایشان  پیروی ‌کردند  و  چنین  امری  را  پذیرفتند.  بدین  وسیله  یکی  از  ویژگیهای  خدا  را  بدیشان  دادنـد!  در  نتیجه  متّصل  به  شرک  شدند  و  مشـرک‌ گشـتند  ....  همچنین  گفته‌اند:  یهودیان  و  مسیحیان  با  توحیدی  که  بدیشان  دستور  داده  شده  بود،  مخالفت  ورزید‌ند،  و  فرمان  یكتاپرستی  را  نقض‌ کردند:

(وما أمروا إلا ليعبدوا إلها واحدًا). 

(‌در  همۀ  کـتابهای  آسمانی  و  از  سوی  هـمۀ  پـیغمبران  الهی‌)  پدیشان  جز  این  دستور  داده  نشده  است  که‌:  تنها  خدای  یگانه  را  بپرستند  و  بس‌. (توبه/  ا٣)  

پس  باید  مراسم  عبادی  و  آداب  پرستش  تنها  در  برابر  خدا  باشد  و  تنها  برای  او  انجام  پذیرد،  و  قوانین  و  اوامر  فقط  از  یزدان  جهان  دریافت ‌گردد  و  بس.

گناه  شرک‌،  آمرزیده  نمی‌شود،  وقتی ‌که  شرک  ورزنده  بر  شرک  مرده  باشد.  هر  چند که  درگاه  آمرزش  برای  هر  گناهی  جز  آن  دائماً  باز  است‌،  هرگاه  خدا  بخواهد.  علّت  بزرگ  شمردن‌ گناه  شرک‌،  و  خروج  آن  از  دائرۀ  آمرزش‌،  این  است‌:  کسی  که  برای  خدا  انباز  قرار  می‌دهد،  به  تمام  و کمال  از  خیر  و  صلاح  بیرون  مـی‌رود،  و  سـرشت  او  بطور کلّی  تباه  می‌شود،  بدان  گونه  که  هرگز  صلاحیّت  پیدا  نمی‌کند  و  خوب  نمی‌گردد:

(وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً) (116) 

 هر  که  برای  خدا  انـباز  بگیرد،  بـه  راسـتی  بسـی  گمراه  گشته  است  (‌و  خیلی  از  حقّ  پرت  شده  است‌)‌.

اگر  تنها  یک  تار  از  تارهای  سرشت  سالم  مانده  باشد،  به  شخص  پیام  می‌دهد که  خدا  یکی  بیش  نیست‌،  و  خرد  او  را  به  یکتائی  یزدان  آشنا  می‌سازد،  حتّی  اگر  این  آشنائی  ساعتی  پیش  ا‌ز  مرگ  هم  باشد  ...  امّا  ا‌گر  انسـان  به  احتضار  افتاد  و  به  واپسین  لحظه‌های  زنـدگی  رسـید  و  هنوز  بر  شرک  ماندگار  باشد،  دیگر کارش  ساخته  است  و  کار  از کار گذشته  است‌،  و  فرمان  وجوب  عذاب  بر  او  تحقّق  یافته  است‌:

(ونصله جهنم . وساءت مصيرا !). 

به  دوزخش  داخل  می‌گردانیم  و  بـا  آن  مـی‌سوزانـیم‌،  و  دوزخ  چه  بد  جایگاهی  است‌!.

*
سپس  این  د‌رس‌،  برخی  از  اوهام  و  خیالبافیهای  جاهلیّت  عربی  در  مسألۀ  شرک  را  بیان  می‌دارد.  افسـانه‌هائی  را  روایت  می‌کند که  آنان  بهم  می‌بافته‌اند  دربارۀ  دختران  خدا  - ‌یعنی  فرشتگان  -‌ و  اهریمن  پرستی  خود  ...  واقعاً  عربهای  جاهلی‌،  هم  اهریـمن  را  و  هم  مجسّمه‌های  بتها  را  پرستش  می‌کرده‌اند.  همـچین  ایـن  درس  از  بعضی  از  مراسم  عبادی  و  آداب  پرستش  ایشان  سخن  می‌راند که  در  قطع  گوش  یا  پاره  کردن ‌گوش  حیوا‌نهائی  دا‌شتند که  نذر  خدایان  و  بتها  می‌شده‌اند.  از  تغییر  مخلوقات  خدا،  و  هم  از  انباز  قرار  دادن  برای  خدا  سخن  می‌گوید.  انباز  قرار  دادن‌ که  مسلماً  ناسازگار  با  سرشتی  است ‌که  خدا  مردمان  را  بر  آن  سرشته  است‌:

(إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثاً وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَاناً مَّرِيداً (117) لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيباً مَّفْرُوضاً(118) وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيّاً مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُّبِيناً (119) يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُوراً) (120)

غیر  از  خدا  هر  که  و هر  چه  را  بپرستند  و  به  فریاد  خوانند  جز  بتهای  ناتوان  و  اشیاء  ضعیفی  نیست  که  بر  آنها  نام  ماده  گذارده‌اند،  و  جز  اهریمنی  نیست  که  بسی  متمرّد  و  نافرمان  است‌.  خدا  نفرینش  کند  (‌او  قسم  خورده  است  و  با  خود  عهد  بسته  است‌)  و  گفته  است  کـه  :  مـن  از  مـیان  بندگان  تـو  حتماً  بهرۀ  مـعیّن  و  جداگانه  خود  را  بـر  می‌گیرم.  حتماً  آنان  را  گمراه  می‌کنم  و  به  دنبال  آرزوها  و  خیالات  روانشان  می‌گردانم‌،  و  (‌آنگاه  که  بدین  وسیله  ایشان  را  فرمانبردار  خود  کردم‌،  هـر  چـه  را  خواسـتم‌)  بدیشان  دستور  می‌دهم‌،  و  آنان  (‌اعمال  خرافـی  انـجام  مـی‌دهند  و  از  جــمله‌:‌)  گوشهای  چهارپایان  را  قطع می‌کنند،  و  بدیشان  دستور  می‌دهم‌،  و  آنان  آفرییش  خدا  را  دگرگون  می‌کنند  (‌و  حتّی  دین  خدا  را  تغییر  می‌دهند،  و  فطرت  توحید  را  به  شرک ‌می‌آلایند!)  و  هر  که  اهریمن  را  بجای  خدا  سرپرست  و  یاور  خود  کند،  به  راستی  زیـان  آشکاری  کرده  است‌.  اهریمن  بدانان  وعده‌ها  می‌دهد  و  به آرزوها  سرگرم  می‌کند،  و اهریمن  جز  وعده‌های  فریبکارانه  بدیشان  نمی‌دهد.

عربها  در  دورۀ  جاهلیّت  خویش‌،  گمان  می‌بردند که  فرشتگان  دختران  خدایند.  برای  این  فرشتگان‌،  مجسّمه‌ها  می‌ساختند  و  نامهای  زنـان  را  بر  آنها  می‌گذاردند‌.  همچون‌:  لات‌،  عُزّی‌،  منات‌،  و  امثال  اینها.  بعد  این  بتها  را  می‌پرستیدند،  به  دلیل  این ‌که  چنین  بتهائی  مجسّمۀ  دختران  خدایند.  با  پرستش  آنـها  خویشتن  را  به  خدا  نزدیک  می‌کردند  و  بدو  تقرّب  می‌جستند.  دست ‌کم  این  کارها  در  آغاز کار  چنین  بوده  است‌.  بعدها  اصل  افسانه  را  فراموش  می‌کردند،  و  خود  بتها  را  عبادت  و  پرستش  می‌کردند.  بالاتر  از  ایـن‌،  جنس  سـنگها  را  عبادت  و  پرستش  می‌نمودند،  همانگونه ‌که  در  جزء  چهارم‌ گفتیم‌.  همچنین  آن‌گونه ‌که  قرآن  می فر‌ماید  بعضی  از  عربها  خود  اهریمن  را  می‌پرستیدند  ...کلبی  می‌گوید:  بنومَلیح  که  از قبیله  خزاعه  بودند،  جنّ  را  پرستش  می‌کردند.

البتّه  نصّ  قرآنی  معنی  فراتری  دارد.  چرا  که  ایشان  در  همۀ  شرکها  و  انباز ورزیهایشان  شیطان  را  می‌پرستیدند  و  از  او  یاری  و كمک  می‏گرفتند.  همان  شیطانی‌ که  دارای  نقش  در  داستان  با  ابوالبشر  آدم  است‌.  شیطانی ‌که  خدا  او  را  لعن  و  نفرین ‌کرده  است‌،  به  سبب  عصیان  و  سرکشی  از  فرمان  یزدان  و  دشمنانگیش  با  انسان‌.

شیطانی‌ که  پس  از  لعن  و  طردش‌،‌ کینه‌توزی  او  آن  اندازه  بالا گرفت ‌که  از  خدا  اجازه  گرفت  همۀ  انسانهائی  را گمراه ‌کند که  خویـش  را  در  پناه  حـمایت  و  عنایت  خدا  نمی‌دارند:

(إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثاً وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَاناً مَّرِيداً (117) لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيباً مَّفْرُوضاً(118) وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ ال