 را  چشیده  است‌.  آگاه‌ترین ‌کسی  است ‌که  از  آن  آگاهی  پیدا  نموده  است  و  طعم  آن  را  مزه ‌کرده  است‌: 

(وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً) (113) 

چیزی  (‌از  شرائع  و  احکام‌)  را  بـه  تو  آموخته  است  کــه  نـمی‌توانسـتی  (‌جز  در  پرتو  وحـی‌)  آن  را  بیاموزی  و  بدانی‌.  فضل  خدا  در  حقّ  تو  و  رحمت  او  بر  تو  بزرگ  و  فراوان  بوده  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  مراجعه  شود  به  کتاب‌:  (‌خصائص  التصوّر  الاسلامي  و  مقوّماته‌)‌.  چـاپ  (‌دارالشروق‌)‌.
[2] ‌مراجعه  شود  به ‌کتاب‌:  (‌التصور  الفنی  فی  القرآن‌)‌.  چاپ  (‌دارالشروق‌)‌.  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:258.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:259.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي نساء آيه‌ي 126-114

 (لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً (114) وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيراً (115) إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً (116) إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثاً وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَاناً مَّرِيداً (117) لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيباً مَّفْرُوضاً(118) وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيّاً مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُّبِيناً (119) يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُوراً (120) أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلاَ يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصاً (121) وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً وَعْدَ اللّهِ حَقّاً وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً (122) َّليْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً (123) وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيراً (124) وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً (125) وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطاً ((126)

این  درس‌،  از  راههای‌ گوناگون  مـتّصل  به  درس  پـیشین  است‌.  نخست  این ‌که  برخی  از  آیات  آن‌،  توضیح  و  پیرو حوادثی  بشمار  است‌ که  به  دنبال  حادثۀ  آن  شخص  یهودی  رخ  داده‌اند.  از  قبیل‌:  از  دین  برگشتن  (‌بشیر  پسر  أبیرق‌)  و ستیزه‌گری  او  با  پیغمبر صلّی الله‌ عليه وآله وسلّم ‌و  برگشت  او  به  آداب  و  رسـوم  جـاهلی‌ که  ایـن  درس  از  آن‌،  و  از  جهان‌بینی‌ها  و  نادانی‌ها  و  پیوندهای  آن  با  اهریمن‌،  و  نقش  اهریمن  در  پـیدایش  و کنش  جاهليّت‌،  صحبت  می نماید.  همچنين  این  درس  مقرّر  مـی‌دارد کـه  خـدا  شـرک  را  نـمی‌بخشد،  ولی  جـز  آن  را  از  هر كس ‌که  بخواهد  می‏بخشد.

دوم  این ‌که  ایـن  درس  از  پچ‌پچها  و  در گوشی‌ها  و  رایزنیهای  نیرنگبازانه  صحبت  می‌کند.  بیان  میدارد کـه  در  بسیاری  از  پچ‌پچهایشان  و  سخنان  درگوشی  ایشان‌،  خیر  و  خوبی  وجود  ندارد.  از  جملۀ  چنین  پـچ‌پچها  و  درگوشیهائی‌،  چیزهائی  است‌ که  شبانه  دربارۀ  آن  حادثه  درگو‌ش  هم  می‌خواندند  و  دزدکی  بر  زبان  می‌راندند.  این  درس‌،  انواع  نجواهائی  را  ذکر  می‌كند که  یزدان  آنها  را  دوست  می‌دارد.  آن  نجواها،  نجو‌اهـائی  است ‌کـه  دربارۀ ‌کار  نیک  و  پسندیده‌،  و  ایحاد  صلح  و  صفا  در  میان  مردمان‌،  زمزمه  می‌شود.  این  درس‌،  سزا  و  جزای  این  نوع  نجواها  و  آن  چنان  نجواهائی  را  در  پیشگاه  خدا  تعیین  می‌کند.  این  درس  در  آخر،  ارکان  و  اصول  دادگری  و  عدالتی  را که  خدا  طبق  آ‌ن  سـزا  و  جزای  اعـمال  را  می‌دهد،  ذکر  می‌نماید.  آن  دادگری  و  عدالتی‌که  تابع  خواستها  و  آ‌رزوهای  هیچکس  از  انسانها  نیست‌.  نه  پیرو  آرزوهای  مسلمانان‌،  و  نه  پیرو  آرزوهای  اهل ‌کتاب  است‌.  بلکه  عدالت‌،  عدل  مطلق  خدا  است‌،  و  منوط  به  حقّی  است‌ که  اگر  از  هراها  و  خواستهای  آدمـیزادگـان  پیروی ‌کند،  آسمانها  و  زمین  تباه  می‌شوند  و  هـدر  می‏‎روند.

این  درس  بطور‌ کلّی‌،  از  نظر  موضوع  و  مقصود،  و  راه  و  روش‌،  با  درس‌ گذشته  پیوند کامل  دارد. گذشته  از  این‌،  این  درس  حلقه‌ای  از  حلقه‌های  زنجیرۀ  بر‌نامه  تربیتی  حکیمانه‌ای  است ‌که ‌گروه  مسلمانان  در  پرتو  آن  آمادگی  پیدا  می‌کنند  تا  همان  ملّتی  باشند که  بشریّت  را  رهبری  می‌کنند،  و  با  برتری  و والائـی  تر‌بیتی  و  سـازماندهی  خو‌یش‌،  آنان  را  راه  می‏‎برند.  این  درس‌،  موارد  ضعف  بشری  را  در  امّت  اسـلامی  چاره‌سازی  مـی‌نماید،  و  ته‌نشستهای  جامعۀ  جاهلی  را  از  ایشان  می‌زداید،  و  آنان  را  به  همۀ  میدانهای  پیکار  و کارزار  داخل  می‌گرداند  ...  این  هم  هدفی  است ‌که  این  سوره  با  موضوعهای  گوناگون  خویش‌،  آن  را  می‌جوید،  و  سـراسـر  برنامۀ  قرآنی  در  پی  آن  است‌.

*
(لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً) (114) 

در  بسیاری  ار  نجواها  و  پچ پچ‌هایشان  خیر  و  خوبی  نیست‌،  مگر  در  نجواهـا  و  پچ‌پچ‌های  آن  کسـی  کـه  بـه  صدقه  و  احسانی  یا  به  کار  نیکو  و  پسندیده‌ای  یا  اصلاح  بین  مردم  دستور  دهد.  هر  که  چنین  کاری  را  به  خاطر  رضای  خدا  انجام  دهد،  خداوند  پاداش  بزرگی  را  بـه  او  عطاء  می‌کند.

در  قرآن‌،  نهی  از  نجواها  و  پچ  پچ‌،  بارها  تکرار  شده  است‌.  نجو‌ا  و  پچ  پچ  هم  این  بود که  دسـته‌ای  دور  از گروه  مؤمنان  و  نهان  از  دید  مقام  رهبر  مسلمانان‌،  جمع  شوند،  تا  بر  انجام‌ کاری  نیرنگهای  خود  را  سر  هم‌ کنند.  شیوۀ  تربیت  اسلا