  ادامه  دارد که  از  خائنان  دفـاع  و  جانبداری  می‌کنند،  حملۀ  تندی ‌که  از  آن  بوی  خشـم  استشمام  می‌شود:

(هَاأَنتُمْ هَـؤُلاء جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَادِلُ اللّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً) (109) 

 هان‌! گیرم  که ‌شما در  این  دنیا  از آنان  دفاع  کردید،  در  آخرت  چه  کسی  در  برابر  خدا  از آنان  دفاع  می‌کند،  یا  چه  کسی  حافظ  و  یاور  ایشان  خواهد  شد؟‌.

خداوندا!  روز  قیامت  نه‌ کسی  از  ایشان  دفاع  می‌کند،  و  نه ‌کسی  حافظ  و  یاور  ایشان  می‏‎گردد.  در  این  دنیا  دفاع  از  ایشان  چه  سودی  دارد،  در  حالی‌که  در  روز  سخت  قیامت  از  ایشان  بلا  و  زیانی  را  بدور  نمی‌دارد؟

*
پس  از  این  حملۀ  خشم  آلود  به  خائنان‌ گناه  پـیشه‌،  و  سرزنش  تند کسانی‌ که  از آنان  به  دفاع  می‌پردازند  و  جانبداری  می‌کنند،  بیان  قواعد  عامی  می‌آید  دربارۀ  چنین‌ کاری  و  پیآمدهای  آن‌،  و  حساب  و کتاب  و کیفر  مربوط  بدان.  بویژه  از  قاعدۀ ‌کیفر  عامّ  صحبت  می‌شود،  قاعدۀ  دادگرانه‌ای ‌که  خدا  با  آن  با  بندگان  رفتار  می‌کند،  و  از  بندگان  می‌خواهد که  بکوشند  در رفتار  با  یکدیگر  و  بازرگانی  میان  خود،  از  آن  تقلید  و  پـیروی ‌کنند،  و  خویشتن  را  با  خلق  و  خوی  خدا کـه  دادگـری  است‌،  در  رفتار  و  بازرگانی  خویش  بیارایند  و  خوگر  نمایند:

(يَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَّحِيماً (110) وَمَن يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً (111) وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً )(112)

هر کس  که  کار بدی  بکند  یا  (‌با  ارتکاب  معاصی‌)  بر  خود  ستم  کند،  سپس  (‌دست  دعا به‌سوی  خدا  بردارد  و )‌ از  خدا  آمرزش  بطلبد،  (‌از  آنجا  که  درگاه  توبه  همیشه  بـاز  است‌)  خدا  را  آمرزندۀ  (‌گناهان  خویش  و)  مـهربان  (‌در  حقّ  خود)  خواهد  یافت.  هر  که ‌گناهی  بکند،  تنها  آن  را  به  زیان  خود  می‌کند  (‌و  ضرر  آن  متوجّه  شخص  گناهکار  می‌شود)  و  خدا  آگاه  (‌از  عمال  همگان  و)  حکیم  است  (‌و  هر گونه  که  حکمتش  اقتضاء  کند،  بندگان  را  عذاب  میدهد  یا  قلم  عفو  بـر  گناهانشان  مـی‌کشد)‌.  هـر  کس  دچـار  لغزشی  شود  یا  گناهی  بکند،  سپس  آن  را  به  بیگناهی  نسبت  دهد،  به  راستی  بهتان  و  گناه  آشکاری  مرتکب  شده  است‌.

اینها  فقط  سه  آیه‌اند،  ولی  مشتمل  بر اصول  و  قواعـد  کلّيی  هستند که  برابر  آنها،  خدا  با  بندگانش  رفتار  می‌کند،  و  بندگان  با  همدیگر  رفتار  مـی‌نمایند،  و  بر  اساس  آنها  بندگان  با  خدا  رفتار می‌کنند  و دچار  عذاب  و  عقاب  نمی‌شوند.

آیۀ  نخستین  درگاه  توبه  را  بر  دو  لنگه  باز  می‌کند،  و  درگاه  مغفرت  را  با  تمام  فراخی  و  وسعتی ‌که  دارد  باز  می‏‎گذارد،  و  هر گناهکار توبه‌ کاری  را  به  عفو  و  قبول  امیدوار  می‌نماید:

(وَمَن يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَّحِيماً) (110) 

هر  کس  که  کار  بدی  بکند  یا  (‌با  ارتکاب  معاصی‌)  بر  خود  ستم  کند،  سپس  (‌دست  دعا  به  سوی  حدا  بـردارد  و)  ار  خدا  آمرزش  بطلبد،  (‌از  آنجا  که  درگاه  توبه  همیشه  بـاز  است‌)  خدا  را  آمرزندۀ  (‌گناهان  خـویش  و)  مهربان  (‌در  حقّ  خود)  خواهد  یافت‌.

خداوند  بزرگوار  برای  آمرزش  و  مهرورزی  آمـاده  است‌.  هر  وقت ‌کسی  طلب  آمرزش‌ کند  و  توبه  نماید، خدا  او  را  می‌آمرزد  و  بدو  رحم  می‌کند. کسی ‌که ‌کار  بد  می‌نماید،  به  خو‌د  و  به  دیگران  ستم  می‌کند. گاهی  نـیز  فقط  به  خویشتن  ستـم  می‌نماید.  و  آن  وقتی  است ‌که ‌کار  بدی  می کند  و  از  شخص  خودش  تجاوز  نمی‌نماید.  به  هر  حال‌،  یزدان  آمرزندۀ  مهربان،  در  هر  زمان  از  آمرزش  خواهان  استقبال  می‌فرماید.  هر  وقت  مردمان  توبه‌کنان  به  سوی  او  برگردند،  آنان  را  می‌بخشاید  و  بدیشان  رحم  می نماید.  به  همین  سادگی  و  بدون  هیچگونه  قید  و  شرط  و  پرده‌دار  و  دربانی!  هـر  وقت  مردمان‌،  توبه‌کـنان  و  آمرزش  خو‌اهان  بیایند،  خـدای  را  آمـرزنده  و  مهربان  می‏یابند.

آیۀ  دوم‌،  بیانگر  مسؤولیّت  فـردی  و  شخصی  است‌.  مسؤولیّت  فـردی  و  شـخصی،  قاعده‌ای  است  که  جهان‌بینی  اسلامی  در  مسألۀ  سزا  و  جزا،  بر  پایۀ  آن  پابرجا  است‌.  قـاعده‌ا‌ی  است‌ که  د‌ر  هـر  دلی  احساس  هراس  و  احساس  اطمینان  برمی‌انگيزد:  هراس  از کاری  که ‌کرده  است  و  چیزی  را که  به  دست  آورده  است‌.  اطمينان  از  این‌ که  مسؤولیّت  کسی  را  ندارد  و  بار گناه  کسی  را  بر دوش  نمی‌کشد:

(وَمَن يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً) (111)

هر  كه  گناهی  بکند،  تنها  آن  را  به  زیان  خود  مـی‌کند  (‌و  ضرر  آن  متوجّه  شخص  گناهکار  می‌شود)  و  خدا  آگاه  (‌از  عمال  همگان  و)  حکیم  است  (‌و  هرگونه  که  حکمتش  اقتضاء  کـند،  بندگان  را  عذاب  مـیدهد  یــا  قلم  عفو  بـر  گناهانشان  می‌کشد)‌.

در  اسلام ‌گناه  موروثی  وجـود  نـدارد،  آن‌ گونه ‌که  جهان‌بینی‌های  کلیسا  از  آن  صحبت  می‌دارند  و  معتقد  بدانند!  همچنین  در  اسلام  کفّارۀ  دیگران  را  دادن‌،  و  تاوان  آنان  را  به  عهده‌ گرفتن‌،  وجود  ندارد.  هر کسـی  تنها کفّارۀ  خود  را  می‌پردازد  و تاوان  خویش  را  به  عهده  می‌گیرد  ...  این  است‌ که  هر کسـی  خود  را  می‌پاید  و  هوشیار  و  بیدار  می‌ماند که  چه  می کند  و  چه  چيز  بدست  می‌آورد.  مطمئن  است  که  در  مقابل  کـارهای  دیگران‌،  دادگـاهی  نـمی‌شود  و  حساب  و کتاب  از  او گرفته  نمی‌شود  ...  همآهنگی  شگفتی  و  همآوائی  شگرفی  است  که  در  این  جهان‌بینی  ممتاز  وجود  دارد.  این  همآهنگی  و  همآوائی‌،  یکی  از ویژگیهای  جهان‌بینی  اسلامی‌،  و  یکی  از  ارکان  و  اصول  آن  است‌[1]‌.  ایـن  ویژگی  به  درون  انسان  آرامش  می بخشد.  دادگری  مطلق  الهی  را  محقّق  می‌نماید.  دادگری  مطلقی ‌که  انسانها  باید  از  آن  تقلید  کنند  و  بر آن  باشند  و  بر آن  روند.

آیۀ  سوم‌،  مسؤولیّت  و  بزهکاری ‌کسی  را  ذکر  می‌نماید  که  خودش  مرتکب گناهی  می‌شود  و  آن  را  به  شخص  بیگناهی  نسبت  می‌دهد  ...  این  حالتی  است‌ که  بر  حالت  گروهی ‌که  سخن  از  آنان  می‌رود،  منطبق  است‌:

(وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً )(112)

هر  کس  دحار  لغزشی  شود  یا  گناهی  بکند،  سپس  آن  را  به  بیگناهی  نسبت  دهد،  به  راستی  بهتان  و  گناه  آشکاری  مرتکب  شده  است‌.

مرتکب  بهتان  شده  است‌،  چرا که  پـاک  و  بیگناهی  را  گناهکار  و  بزهکار  قلمداد کرده  است‌.  مرتکب‌ گناه  شده  است‌،  چ