د.  آنان  می‌توانند  خیانت  خود  را  از  مردم  پنهان  دارنـد،  ولی  نمی‌توانند  آن  را  از  خدا  پنهان  دارند  کــه  هـمیشه  بــا  آنـان  است‌.  (‌از  جمله‌)  بدانگاه  که  شبانگاهان  پنهانی  بر  گفتاری  که  (‌تهمت  زدن  به  پاکان  و  بیگناهان  است  و)  خدا  از  آن  خشنود  نیست‌،  متّفق  و  همدست  می‌گردند.  و  خداوند  از  آنچه  می‏‎کنند  كاملاً  آگاه  است‌.  هان‌!  گیرم  که  شما  در  این  دنیا  از  آنان  دفاع  کردید،  در  آخرت  چه  کسی  در  برابر  خدا  از  آنـان  دفاع  می‌کند،  یا  چه  کسی  حافظ  و  یاور  ایشـان  خواهـد  شد؟  

ما  در  این  تعبیر  قرآنی‌،  قاطعیّت  را  احسـاس  می‌کنیم‌.  قاطعیّتی ‌که  از  آن  بوی  خشمی  استشمام  می‌شود که  آتش  آن  به  جانبداری  از  حقّ  درمی‌گیرد.  بوی  طرفداری  از  دادگری  برمی‏خیزد.  بوئی  در  فضای  آیه‌ها  می‌پراکند  و  از  فضای  آنها  هم  فراتر  می‌رود.

نخستین  چیزی‌ که  ایـن  قاطعیّت  را  در  آن  مشاهده  می‌نمابیم‌،  نزول  آیه‌های  قرآنی  است‌ کـه  در  آنـها  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌تذکّر داده  می‌شود که  قرآن  حقّ  است  و در  برگیرندۀ  حقّ  است  و  باید  او  در  میان  مـردم  برابر  رهنمود  آفریدگار  داوری‌ کند  و  فرمان  براند.

به  دنبال  این  تذكّر،  بدو  دستور  داده  می‌شود که  مدافع  خائئان  نباشد  و  از  ایشان  دفاع  و  طرفداری  نکند.  بدو  یادآوری  می‌شود که  از  این  جانبداری  و  دفاع  نیز  از  خدای  آمرزش  بطلبد:

(إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيماً (105) وَاسْتَغْفِرِ اللّهَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً )(106) 

ما  کتاب  (‌قرآن  را  که  مشـتمل  بـر  حقّ  و  بیانگر  هـر  آن  چیزی  است  که  حقّ  است‌)  به  حقّ  بر  تو  نازل  کرده‌ایم  تا  (‌مشعل  راه  هدایت  بـاشد  و  بـدان‌)  مـیان  مـردمان  طبق آنچه  خدا  به  تو  نشان  داده  است  داوری  کنی،  و  مـدافـع  خائنان  مباش‌.  و  از  خدا  آمرزش  بخواه‌.  بیگمان  خداوند  بس  آمرزنده  و  مهربان  است  (‌و  مغفرت  و  رحمت  خود  را  شامل  کسانی  می‌کند  که  عفو  خطا  را  از  او  می‌طلبند)‌.  سپس  این  نهی‌،  و  وصف  خائنانی ‌که  پیغمبر صلّر الله عليه وآله وسلّم   از  ایشان  دفاع  کرده  است‌،  تکرار  می‏‎گردد.  بـدو گـفته  می‌شود که  چنین  خائنانی  به  خودشان  خیانت  روا  دیده‌اند.  علّت  تکـرار  ایـن  است ‌که  خداوند  دوست  نمی‌دارد کسی  را که  خیانت  پیشه  و  بزهکار  باشد:

(وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ وكَانَ غَفُوراً رَّحِيماً ).

از  کسانی  دفاع  مکن  که  (‌با  ارتکاب  جرائم‌،  در  اصل‌)  بـه  خود  خیانت  می‌کنند.  بیگمان  خداونـد  خیانت  کنندگان  گناه‌پیشه  را  دوست  نمی‌دارد.

آنان  در  ظاهر  به  دیگران  خیانت ‌کردند،  ولی  در  حقیقت  به  خودشان  خیانت  نمودند.  آنان  قطعاً  به‌ گروه  مؤمنان  و  برنامۀ  ایشان  خیانت  ورزیدند،  و  به  ارکـان  و  اصول  مـؤمنان  خـیانت  روا  داشتند،  ارکان  و  اصولی‌ که  مسلمانان  را  از غیر  مسلمانان  جدا  و  ممتاز  می‌کرد.  به  امانتی  خیانت  ورزیدند که  بر  دوش  همۀ  مؤمنان ‌گذاشته  شده  بود،  و  خـودشان  هم  از  زمـرۀ  مؤمنان  بودند  و  امانتدار  همچون  ایشان  ...  گذشته  از  این‌،  آنان  به  شکل  دیگر‌ی  به  خو‌دشان  خیانت  ورزیدند.  آن  شکل  این  است  که  آنان  راه  بزهکاری  در  پیش‌ گرفتند  و  خویشتن  را  به  گناه  آلودند  و  در  برابر  بزه  و گناه  به  بـدترین ‌کـیفر  مجازات  می‌گردند.  ا‌ز  آنجا که  خدا  از  ایشـان  بدش  می‌آید  و  در  مقابل ‌گناهکاری  عقابشان  می‌نماید،  بدون  شكّ  بدین  وسیله  به  خویشتن  خیانت  ورزیده‌اند.  شکل  دیگری  از  خیانت  آنان  به  خودشان‌،  پلید  و  آلوده‌ کردن  نفس  خود  به  وسیلۀ  نـیرنگهای  شبانه  و  رایـزنیهای  مکّارانه  و  دروغهای  شاخدار  و  خیانتهای  بیشمار  است‌:  

(إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّاناً أَثِيماً) (107)

بیگمان  خداوند  خیانت  کنندگان  گناه  پـیشه  را  دوست  نمی‌دارد.

ا‌ین‌،  عقوبتی  ا‌ست  بالاتر  از  هر  عقوبتی.  چنین  عقوبتی  در کنار  خود  چیز  دیگری  را  الهام  می‌کند.  زیرا کسـانی  که  خدا  ایشان  را  دوست  نداشـته  باشد،  برای ‌کسـی  درست  نیست ‌که  از  آنان  دفاع  و  جانبداری ‌کند.  خدا  ایشان  را  به  خاطر گناه  و  خیانت  دوست  نمی‌دارد!

به  دنبال  بيا‌ن ‌گناه  و  خیانت  آنان‌،  رفتار  زشت  چـنین  خائنان ‌گناه‌ پیشه‌ای‌،  به  صورت  بسیار  نفرت‌انگیزی  به  تصویر کشیده  می شود:

) يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ).

 آنان  می‌توانند  خیانت  خود  را  از  مردم  پنهان  دارند،  ولی  نمی‌توانند آن  را  از  خدا  پنهان  دارند  که  همیشه  بـا آنـان  است‌.  (‌از  جمله‌)  بدانگاه  که  شبانگاهان  پنهانی  بر  گفتاری  که  (‌تهمت  زدن  به  پاکان  و  بیگناهان  است  و)  خدا  از  آن  خوشنود  نیست‌،  متّفق  و  همدست  می‌گردند.

این  شکل  زشت  و  ننگینی ‌که  به  تصویر کشیده  می‌شود،  باعث  بیزاری  و  چندش  است  و منتهی  به  تحقیر و  تـمسخر  می‏‎گردد.  زشت  و  ننگین  است  چون  در  آن  ضعف  و  سستی  و کجی  و کژی  است‌.  آنان  شبانه  به ‌کید  و  نیرنگ  می‌نشینند،  و  به  رایزنی  مکّارانه  و  خیانت  ناجو‌انمردانه  می‌پردازند.  این  زشتکاریها  و  پـلشتیها  را  از  مردم  پنهان  می‌سازند.  در  صورتی‌ که  آدمیزادگان  برای  ایشـان  صاحب  نـفعی  و  یا  زیـانی  نیـستند.  در  صورتی ‌که  کسی‌ که  سود  و  زیـان  در  دست  او  است  همیشه  با  ایشان  است‌،  بویژه  در  آن  زمان‌ که  شبانه  به  نیرنگ  می نشینند  و  طرحهای  خائنانه  درمی‌اندازنـد  و  نقشه‌های  ناجوانـمردا‌نه  مـی‌کشند.  یـزدان  از  حال  و  اموالشان  آگاه  است‌،  بدانگاه‌ که  نـیّتهای  پلیدشان  را  پنهان  می‌دارند  و  از  همکاران  خودشان  می‌خواهند که  انـدیشه‌هائی  را  پنهان  سـازند که  در کتمان  آنها  کوشند.  یزدان  آگاه  از ایشان  است‌،  بدان  هنگام‌ که  سخنان  را  پیچ  می‌دهند  و کج  می‌کنند!  آیا کدام  موقعیّت  بیش  این  موقعیّت  منتهی  به  پستی  و  ناروا  و  تمسخر  و  استهزاء  می‌گردد؟

(وَكَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطاً) (108) 

خداوند  از  آنچه  می‌کنند  کاملاً  آگاه  است‌.

خداوند  از  همه  چیز،  بطور کلّی  و  جزئی‌،  و  بگونۀ  مختصر  و  مشروح‌،  آگاه  است‌.  پس  آنچه  را که  شبانه  به  دل  می‌گیرند،  و  نیرنگ  و  توطئه‌ای  را که  می چینند،  آن  را  به‌کجا  می‌برند؟!  آن‌ گاه‌ که  به  رایـزنی  و  تدبیر  می‌نشینند  و  بر کاری  در  دل  شب  تصمیم  می‏‎گیرند،  خدا  با  ایشان  است‌.  خدا  آگاه  از  همه  چیز  است‌.  ایشان  زیر  نظر  دیدگان  خدایند،  و  در  قبضۀ  قدرت  اویند.

حمله  به‌ کسـانی