ا  آنان  بود‌ی  و  برایشان  پیش  نماز  شدی‌،  دسته‌ای  از  آنان  با  تو  به  نماز  بپردازند  و  رکعت  اوّل  را  با  تو  بخوانند.  در  ایـن  هنگام  دسـتۀ  دیگری  مجهّز به  سلاح  خود،  پشت  سر  شما  برای  حفاظت  از  شما  بایستند  و  دیدبانی  بدهند.  وقتی‌ که ‌گروه  نخست‌،  رکعت  اوّل  را  خواندند،  بروند  و  به  نگهبانی  بپردازند..دستۀ  دومی‌ که  نگهبانی  و  دیدبانی  می دادند  و  نماز  نخوانده‌اند،  بیایند  و  ایشان  هم  یک  رکعت  با  تو  بخوانند.  در  اینجا  دو  رکعت  نماز  امام  به  پایان  می‌رسد  و  سلام  می‌دهد  ...  بدین  هنگام  دستۀ  نخستین  می‌آیند  و  رکعت  دومی  را  می‌خوانند که  با  امام  نخوانـده  بودند.  سـپس  سـلام  مـی‌دهند  و  مـی‌روند  و  به  نگهبانی  می‌پردازنـد.  دسـتۀ  دوم  برمی‌گردند  و  رکعتی که ‌را که  نخوانده  بودند  خواهند  خوانـد  و  دستۀ  اوّل  از  آنـان  نگهبانی  و  مراقبت  می‌نمایند.  سپس  سلام  می‌دهند.

بدین  وسیله‌،  هر  دو گروه  با  امامت  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  نماز  خواهند  خواند.  وضع  به  همین  منوال  با  خلفاء  و  امـراء  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بوده  است‌،  و  با  فرماندهان  او  در  هر  جنگی  و  رزمی  و  پیکاری  چنین  خواهد  بود:

(وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً ).

باید  احتیاط  خود  را  مراعات  و  اسـلحۀ  خود  را  داشته  بـاشند.  کافران  دوست  می‌دارند  کاش  از  اسلحه  و  کالاهای  خود  غافل  مـی‌شدید  و  آنـان  یکـباره  بر  شما  تاخت  می‌آوردند  (‌و  غـافلگیرتان  مـی‌کردند  و  در  حین  نماز  دمار  از  روزگارتان  برمی‌آوردند)‌.

همیشه  این  علاقۀ  قلبی  و  خواست  درونی ‌کافران  نسبت  به  مسلمانان  بوده  است‌.  سالها  پیاپی  می‌آیند،  و  قـرنها  می‌گذرند،  و  این  حقیقت  را  تدکيد  می‌کنند.  حقیقتی ‌که  خدا  آن  را  به  دل ‌گروه  مؤمنان  نخستین  می‌اند‌اخت‌،  بدانگاه ‌که  برای  ایشـان  نـقشه‌های  عـمومی  جنگ  را  می‌کشید  و  تـاکـتیکهای  همگانی ‌کارزار  را  بدیشان  گو‌شزد  می‌کرد،  و گاه ‌گاهی  طرز  حرکت  و  پـیشروی  را  نشانشان  می‌داد،  و  برایشان  طرح  دفاع  را  پی‌ می‌افکند،  همانگو‌نه‌ که  در  نماز  خوف  دیدیم‌.

نباید  فراموش ‌کرد که  این  حذر  و  پرهیز،  و  این  آمادگی  روانی‌،  و  این  تجهیز  مستمرّ،  مسـلمانان  را  به  رنج  و  مشقّت  نمی‌اندازد.  زیرا  آنان  به  اندازۀ  توان  به  انجام  وظیفه  می‌پردازنـد  و  آنچه  دارند  بر  طبق  اخلاص  می‌نهند  و  تقدیم  می‌دارند:

(وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ).

 اگر  از  باران  ناراحت  بودید،  یا  بیمار  بودید،  گناهی  بر  شما  نخواهد  بود  که  اسلحۀ  خود  را  زمین  بگذارید.  حمل  سلاح  در  این  حالت‌،  سخت  است  و  فایده‌ای  ندارد.  کافی  است  احتیاط  رعایت  شود،  و  چشم  براه  یاری  و  پیروزی  خدا  بود:

(وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُّهِيناً) (102) 

احتیاط  خویش  را  بدارید.  بیگمان  خداوند  برای  کـافران  عذاب  خوار  کننده‌ای  فراهم  ساخته  است‌.

شاید  این  احتیاط‌،  و  این  بیداری،  و  این  حذر  داشتن‌،  ابزار  و  وسیلۀ  پیاده  کردن  عذاب  خوارکننده‌ای  باشد که  خداوند  برای‌ کافران  آماده  سـاخته  است  و  تـهیّه  دیـده  است‌.  مؤمنان  تنها  پرده‌ای  برای  نمایش  قدرت  خـدا،  و  ابزار  عملی ‌کردن  اراده  و  مشیّت  او  هستند.  این  امر  هم  که  در  پناه  چنان  برحذر  داشتنی  ذکر  شـده  است‌،  مـایۀ  آرامش  و  باعث  اعتماد  به  مدد  و  یاری  خدا  و  پیروزی  بر  قومی  باشد که  خـداوند  عذاب  خـوارکننده‌ای  را  برایشان  آماده‌ کرده  است  و  تهیّه  دیده  است‌:
(فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَّوْقُوتاً) (103) 

 هرگاه  نماز  را  بـه  پـایان  بردید،  خدای  را  ایستاده  و  نشسته  و  بر  پهلوهایتان  افتاده  (‌و  در  همه  حال  و  احوال‌)  یاد  کنید  (‌و  حتّی  در  کشاکش  روزگار  و  گرماگرم  کشت  و  کشتار،  خدا  گوئید  و  خدا  جوئید)  و هنگامی  که  (‌ترس  و  هراسی‌ نماند  و)‌ آرامش  خود  را  بـازیافتید،‌ نماز  را  (‌به  تمام  و  کمال  و  در  وقت  مشخّص‌)  برپای  دارید.  بیگمان  نماز  بر  مؤمنان  فرض  و  دارای  اوقـات  مـعلوم  و مـعیّن  است‌.

بدین  منوال  خداوند  مؤمنان  را  راهنمائی  می‌فرماید  که  در  همه  حال  و  همه  وضع  با  خدا  پیوند  پیدا  و  تـماس  برقرار کنند،  و گذشته  از  نماز که  خو‌د  توشۀ  بزرگ  و  ابزار  سترگی  است‌،  هر گونه  و  با  هر وسیلۀ  ممکن  دیگری  که  بتوانند،  در  تماس  و  پیوند  با  یزدان  باشند،  و  بدانند که  این  سلاحی  است‌ که ‌کهنه  و  فرسوده  نمی‏گردد.

امّا  در  وقت  آرامش  و  اطمینان‌:  (فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ) نماز  را  (‌به  تمام  و  کمال  و  در  وقت  مشخّص‌)  برپای  دارید.  نماز  را  چنانکه  باید کامل  و  تمام‌،  بدون  قصر  -  قصر  خوفی‌ که  از  آن  صحبت‌ کردیم  -  بخوانید.  چرا که  نماز  واجب  است  و  دارای  وقت  معیّن  و  محدود  زمانی  جهت  اداء‌کردن  است‌.  هر  وقت  اسباب  رخصت،  به  شکلی  از  اشکال‌،  بر طرف  شد،  نماز  دوباره  به  صورت  و  شکل  واجب  همیشگی  برگشت  مـی‌نماید  و  بگونۀ  معمولی  خود  خوانده  می‌شود.

ظاهریّه  از  این  فرمودۀ  خداوند  متعال‌:  (إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَّوْقُوتاً)نـظر‌يّۀ  خود  را  برداشت  می‌کنند  و  معتقدند که  نمازی‌ که  فوت  شود،  قضا  ندارد.  قضاء  آن  فايده‌ای  ندارد  و  درست  نمی‏باشد.  زیرا  ادای  نماز  جز  در  وقت  معیّن  درست  نخواهد  بود.  زمانی ‌که  وقت  معیّن  آن  گذشت‌،  خواندن  نماز  مـمکن  نیست  ...  امّا  جمهور  علماء  قضای  نماز  فوت  شده  را  درست  می‌دانند.  معتقدند  هر  چه  زودتر  نماز  فوت  شده  اداء‌ گردد  بهتر  است‌،  و  تأخیر کردن  ناپسند  است  ...  بیش  از  این  به  تفصیل  فروع  نمی‌پردازیم‌.
*
این  درس  با  دل  و  جرأت  بخشیدن  بر کار جهاد،  با  همۀ  دردها  و  خستگیهائی ‌که  دارد،  به  پایان  آورده  می‌شود.  در  ایـن  باره،  دلهـای  ایـماندار  با  پسودۀ  ژرف  الهامگرانه‌ای  پسوده  و  لمس  می‏‎گردد.  بگونه‌ای  که  اعـماق  چنین  دلهـائی  را  می‌پساید،  و  نـور  قوی  و  نیرومندی  را  بر  راهها  و  هدفها  و  فرجامها  می‌افکند  و  متوجّه  می‌نماید:

(وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ وَكَانَ ال