 والائی  را  نـصیب  مــجاهدان  کـرده  است  کــه  بــالاتر  از  درجـۀ  خـانه‌نشینان  است‌،  مگـر  چـنین  خـانه‌نشینانی  دارای  عذری  باشند  (‌که  ایشان  را  از  بیرون  شدن  بـرای  جـهاد  بـازداشته  بـاشد.  در  این  صورت  درخور  سرزنش  نیستند،  و  پاداش  بزرگ  خود  را  از  خدا  دریافت  می‌دارند  و  مرتبۀ  بالائی  دارند)‌.  خداوند  به  هـر  یک  (‌از  دو  گروه  مجاهد  و  وانشستگان  مـعذور)  مـنزلت  زیـبا  (‌و  عـاقبت  والائــی‌)  وعده  داده  است‌.  و  خداونـد  مـجاهدان  را  بـر  وانشستگان  (‌بدون  عذر)  با  دادن  اجر  فراوان  و  بزرگ،  برتری  بخشیده  است‌.

البتّه  در  مدینه  وانشستگانی  نبودند،  جز  منافقانی ‌که  نه  تنها  خودشان  به  جنگ  نمی‌رفتند،  بلکه  دیگران  را  نیز  از  جنگ  بازمی‌داشتند.  در  درس‌ گذشته‌،  قر‌آن  با  شـیوۀ دیگری‌،  جدای  از  این  شیوه‌،  از  ایشان  سخن  راند.

به  دنبال  این  بخش،  بخش  دیگری  می‌آید  و  در  آن  کسانی  برحذر  داشته  می‌شوند  و  تهدید  می‌گردند که  در  سرزمین  کفر  پیوسته  می‌مانند،  هر  چند که  از  آنجا  می‌توانند  هجرت  بکنند  و  آئین  و  باور  خود  را  نـجات  دهند.  تا  زمانی  در  آنجا  می‌مانند که  فرشتگان  جان  ایشان  را  می‌گیرند  (‌در  حالی  که  ستمگران  بر  خویشتن  هستند)  ...  (‌چنین  کسانی  جایگاهشان  دوزخ  است‌،  و  دوزخ  چه  بد  جایگاهی  و  چه  بد  سرانجامی  است‌).

آنگاه  بخش  دیگری  به  دنبال  این  بخش  قرار  می‌گیرد  و  از  ضمانت  خداوندگار  جهان  صحبت  می‌کند  و  می‌گوید:  یزدان  ضامن  حفظ  کسی  است‌ که  در  راه  او  هجرت  می‌کند.  خدا  ضامن  نگهداری  او  است  از  همان  لحظه‌ای  که  از  خانه‌اش  بیرون  می‌آید  و  خالصانه  به  سوی  خدا  هجرت  را  می‌آغازد.  آفریدگار  عالم  با  اعلام  ایـن  ضمانت‌،  همۀ  ترسها  و  هراسهائی  را  چاره‌جوئی  کرده  ا‌ست‌که  اندرون  انسانها  را  فرامی‌گیرد،  بدانگاه‌ که  خویشتن  را  بدین  مخاطره  می‌اندازند  و  راه  پر  خوف  و  خطری  را  در  پیش  می‌گیرند.  راهی‌ که‌ گذشته  از  این‌ که  بیمناک  و  خطرناک  است‌،  دارای  رنـجها  و  زحمتهای  بیشمار  است‌.

پیاپی  سخن  از  جهاد  و  هجرت  است‌،  هجرت  به  سرزمین  مجاهدان‌.  سخن  از  احکام  رفتار  مسلمانان  با  یکدیگر  در  سرزمین  هجرت  است‌.  همچنین  سخن  می‌رود  از  احکام  رفتار  با  دسته‌ها  و گروههائی‌ کـه  بیرون  از  سـرزمین  هجرت  بسر  می‏‎برند،  چه‌ کسانی‌ که  مسلمانند  و  هنوز  مهاجرت  نکرده‌اند،  و  چه  دیگران‌.  سخن  در  این  زمینه  پیاپی  و  پشت  سر  هم  است‌.

این  درس  همچنین  به  چگو‌نگی  نماز  به  هنگام  بیم  و  هراس  می‌پردازد  و  بیان  می‌دارد که  در  هنگامۀ  کارزار  و  در  میدان‌ گیر  و  دار،  یا  در  راه  هجرت  چگونه  اداء  شود.  این  عنایت  و  توجّه  به  نماز و،  آن  هم  در  این  زمان  سخت  و  دشوار،  دالّ  بر  چگونگی  نگرش  اسلام  به  نماز  است‌،  همانگونه ‌که ‌گفتیم‌.  همچنین  حالت  آمادگی  روانی ‌کاملی  را  بوجود  می‌آورد،  برای  رویاروئی  خطر  حقیقیی ‌که  گروه  مسلمانان  را  احاطه ‌کرده  است‌،  و  از  سوی  دشمنان  کمین ‌کرده‌ای ‌که  چشم  براه  یک  لحظه  غفلت  و  بیخبری  مؤمنان  هستند،  متوجّه  ایشان  شده  است‌.

درس‌،  با  پسودۀ  نیرومندی ‌که  تا  ژرفای  جانها  اثـر  آن  محسوس  است‌،  به  پایان  می‌رسد.  ایـن  پسـوده‌،  دل  و  جرأت  بخشیدن  به  مسلمانان  برای  جهاد  در  راه  خداوند  منّان‌،  و  مبارزه  با  دردها  و  رنجهائی  است ‌که‌ گریبانگیر  مجاهدان  می‌گردد.  ایـن  پسـوده  در  تصویر  روشـن  و  آشکاری  از  حال  مؤمنان  مجاهد،  و  از  حال  دشـمنان  محاربی  جلوه‌گر  می‌آید که  بر  دو راهۀ  جدائی  از  هم  قرار  گرفته‌اند  و  هر  یک  از  این  دو  دسته  در  مسیر کاملاً  جدا  از  یکدیگر  حرکت  کرده‌اند.

(وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ).

 در  جستجوی  قوم  (‌کافری  که  اعلان  جنگ  نـموده‌انـد  و  می‏‎کوشند  از  همه  سو  بر  شـما  تـاخت  آورنـد)  سسـتی  مکنید  (‌و  پـیوسته  در  کمین  ایشـان  بـاشید  و  بـا  آنـان  برزمید)‌.  اگر  (‌از  جنگ  و  جراحات‌)  درد  می‌کشید،  آنـان  هم  مثل  شما  درد  می‌کشند  و  رنـج  مـی‌برند.  (‌ولی  فرق  شـما  و  ایشـان  در  ایـن  است  کـه‌)  شـما  چیزی  از  خدا  می‌خواهید  که  آنان  نمی‌خواهند.

با  این  تصویر،  دو  راه  از  یکدیگر  جدا  می‌کردند،  دو  برنامه،  برجسته  نموده  می‌شوند،  هر  دردی  ناچیز  به  نظر  می‌آید،  هر  رنجی ‌کوچک  شمرده  می‌گردد،  و  دیگر  احساس  درماندگی  و  خستگی  و  ناتوانی  و  سستی‌،  بیجا  و  بیمورد  است  ...  آخر کافران  هم  درد  می‌کشند  و  رنج  می‏‎برند.  ولی  آنان  از  یزدان  چیزی  نمی‌خواهند  و  چشم  امیدی  به  الطاف  الهی  و  سزا  و  جزای  اخروی  ندارند.  این  درس  -  با  همۀ  موضوعهائی‌ که  بدان  می‌پردازد،  و  با  تمام  راههائی ‌که  برای  چاره‌جوئی  می‌پیـماید  -  چیزی  را  به  تصویر  می‌کشد که  در  پیکرۀ ‌گروه  مسـلمانان  در  جریان  و گشت  و گذار  است‌،  بدانگاه ‌که  آنان  با  رنجهای  سازماندهی  واقعی‌،  و  با  سختیهای  زندگی  عملی‌،  روبرو  می‌شوند.  همچنین  به  تصویر  می‌کشد  انگیزه‌های  ضعف  بشری  را،  و  رسوبات  و  ته‌نشستهای  روزگاران‌ گذشتۀ  جاهلی  را،  و  چگونکی  سرشت  آدمیزادگان  را  بدانگاه‌ که  به  انجام  تکالیف  و  وظائف  خود  می‌پردازنـد  با  همۀ  رنجها  و  دردهائی ‌که  دارد،  و  با  همۀ  شوقها  و  شورها  و  امیدهائی‌که  این  رنجها  و  دردها  برای  رسیدن  به  فرجام  چنین  مژده‌ای  به  همراه  می‌آورد،  شوقها  و  شورها  و  امـیدهائی ‌که  برنامۀ  حکـیمانۀ  آسـمانی  آنـها  را  برمی‌انگیزد،  و  در  داخل  فطرت  انسـانی  به  جوش  و  خروش  می‌اندازد،  تا  مسلمانان  بدین‌ کار  شگرف  دست  یازند  و  آن  را  به  انجام  رسانند.

همۀ  اینها  را  از  لابلای‌:  وصف  واقعیّت‌،  به  درونها  دل  و  جرأت  بخشیدن،  و  آنها  را  به  جوش  و  خروش  انداختن‌،  چاره‌سازی  ترسها  و  هراسـهای  سـرشتی‌،  و  دردها  و  رنجهای  واقعیّت‌،  مسلّح‌ کردن  در  میدان‌ کارزار  با  سلاح  نماز،  و  به  همراه  نماز  مسلّح  ساختن  با  ابزار  و  ادوات  جنگی  و  با  اسلحۀ  بیداری  و  هوشیاری‌،  و  با  اسـلحۀ  اعتماد  مهاجران  به  ضـمانت  خداونـد  جهان‌،  و  امـید  مهاجران  به  اجر  و  پاداش  یزدان‌،  و کمک  و  یاری  خدا  به  کسانی‌ که  در  راه  او  برای  پـیکار  بیرون  می‌روند،  و  عذاب  خوارکننده‌ای  که  خداوند  برای  کافران  تهیّه  دیده  است  ...  همه  و  همه  را  مجسّم  می‏‎بینیم.

طریقۀ  برنامۀ  قرآنی  ربّانی  را  می‌بینیم ‌که  با  نفس  بشری  در گشت  و گذار  است  و  با  قوّت  و  ضعف  انسـانها  در  کُنش  و  سازش  است‌.  مجموعۀ  انسـانها  را  فراموش  نمی‌سازد  و  به  هنگام  پـیدایش  و  در 