د  استوار  است‌،  قاعدۀ  بنیادینی‌ که  سازمان  نظام  اسـلامی  بطور  کلّی  بر  آن  بنیانگذاری ‌گشته  است  و  هر  زمان‌ که  برنامۀ  یزدانی  بخواهد  به  قانونگذاری  و  رهنمودی  اقدام  ورزد،  ذکری  از  آن  می‌رود  و  مکرّر  می‌شود.

احکام  مربوط  به  عملکرد  با  اردوگاههای‌ گـوناگون‌،  بخشی  از  قواعد  و  مقرّراتی  است‌که  اسلام  آنـها  را  پدیدار کرده  است‌،  و  در  تاریخ  بشریّت  برای  نـخستین  بار  جهت  تنظیم  مـعاملات  بین‌المللی  بدانـها  اقدام  ورزیده  است‌.  اعلام  داشـته  است  که  مردمان  بجای  حکو‌مت  شمشیر  و  منطق  زور  و  قانون  جنگل،  قواعد  و  مقرّرات  دیگری  را  قرار  دهند  و  اجراء‌ کنند.

اروپا  در  قوانین  بین‌المللی  خود،  و  در  همۀ  مقرّرات  بین‌المللی‌ که  از  آن  سرچشمه  می‏‎گیرد،  تـنها  در  قرن  هفدهم  میلادی‌،  مطابق  با  قرن  یازدهم  هجری‌،  بدین  سو  گرائیده  است‌.  امّا  پیوسته  تـمام  قوانـین  و  مقرّرات  بین‌المللی  آن‌،  جوهری  روی‌ کاغذ  بوده  است‌،  و  از  مرحلۀ  سخن  پای  فراتر  ننهاده  است‌.  قوانین  و  مقرّرات  بین‌المللی  همیشه  ابزاری  بوده  است ‌که  در  فراسوی  آنها  حرصها  و  آزهای  بین‌المللی  پنهان ‌گشته  است‌.  منبرهائی  بوده  است‌ که  صدای  جنگ  سرد  از  آنها  خاسته  است‌.  ولی  هرگز  وسیلۀ  رساندن  حقّ  به  حقّدار،  و  پیاده‌ کردن  دادگری  نبوده  است‌.  کشمکشها  و  درگیریهای  دولتـهای  همطراز  و  متعادل  در  نیرو،  انگیزۀ  وضـع  قوانـین  و  مقرّرات  بوده  و  هر  زمان  تعادل  و  همسنگی  بهم  خورده  است‌،  قوانین  بین‌المللی  بهائی  نداشته  است‌،  و  مقرّرات  بین‌المللی‌ کار  باارزشی  نکرده  است  و  چیزی  نـیرزیده  است‌.

اما  اسلام‌،  یعنی  برنامۀ  ربّانی  برای  زندگی  انسـانی‌،  پایه‌های  عملکرد  بین‌المللی  را  در  قرن  هفتم  میلادی  برابر  با  قرن  اول  هجری‌،  بنیاد  گذاشت‌.  اسلام  چنین  قوانینی  را  از  پیش  خود  وضع‌ کرد،  بدون  این‌ک ه  شرائط  و  ظروف  نیروهای  همطراز  و  متعادل‌،  او  را  وادار  بدین  کار  سازند.  اسلام  چنین  قوانینی  را  پدید  آورد  تا  خود  آنها  را  بکار  برد  و  جامعۀ  اسلامی  پیوندهای  خویشتن  را  با  اردوگاههای  دیگر  بر  اساس  آنـها  استوار  و  برقرار  دارد،  و  بدین  وسیله  پرچم  دادگری  انسانها  را  برافراشته  کند،  و  نشانه‌های  راه  بشریّت  را  آشکار  و  نمایان  برپا  و  برجا  سازد.  هر  چند  هم  اردوگاههای  دیگر،  یـعنی  هـمۀ  اردوگاههای  جاهلی‌،  یک  طرفه  با  جامعۀ  اسلامی  برابر  چنین  قوانین  و  مقرّرات  و  ارکان  و  اصولی  رفتار  نکنند.  بلی  این  اسلام  است ‌که  نخستین  بار  چنین  قوانـین  و  مقرّراتی  را  وضع  می کند  و  می‌نگارد.

این  ارکان  و  اصول  عملکرد  بین‌المـللی‌، ‌به  مناسبت‏های  مختلف‌،  در  سوره‌های ‌گوناگون  قرآن  ذکر  شده  است  و  در  اینجا  و  آنجای ‌کتاب  یزدان  پراکنده  است‌.  همۀ  آنها  مجموعۀ  قوانین ‌کامل  عملکرد  بین‌المللی  را  تشکیل  می‌دهند،  مجموعۀ  قوانین  کاملی‌ که  برای  هر  حالی  از  احوال  و  وضعی  از  اوضاعی‌ که  میان  اردوگاه  اسلامی  با  اردوگاه‏های  دیگر  پیش  می‌آید،  حکم  ویـژه‌ای  دارد.  برای  جنگ‌،  صلح‌،  همپیمانی‌، ‌کناره‌گیری  ...  همچنین  در  رابطه  با  دشمن  جنگی‌،  همپیمان‌،  صلحجو،‌ کناره‌گیر،  و  ...  حکم  جداگانه‌ای  دارد.

نسزد  ما  در  اینجا  چنین  ارکان  و  اصول‌،  و  قوانـین  و  مقرّراتی  را  بررسی  نمائیم‌،  زیرا  این ‌کار  خود  نـیازمند  بحث  مسـتقلّ  و  پژوهش  جداگانه‌ای  است  و  باید  متخصّص  در  قانون  بین‌المللی  عـهده‌دار  چنین  کاری  گردد.  ولی  ما  در  این  درس  مجموعه‌ای  از  آیاتی  را  بیان  خواهیم  داشت ‌که  در  این  راستا  ذکر  شده‌اند  و  مربوط  به  معامله  و  رفتار  با  دسته‌های  زیرند:

الف  -  منافقانی ‌که  ساکن  مدینه  نبوده‌اند.

ب  -  مردمانی‌ که  با گروهی  رابطه  و  پیوند  داشته‌اند که  میان  آنان  و  مسلمانان  عهد  و  پیمان  بسته  شده  بود.  

ج  -‌کسانی ‌که ‌کناره‌گیری  در  پیش ‌گرفته  بودند،  و  با  حفظ  آئین  خاصّ  خو‌د،  نه  با  مسـلمانان  می‌خواسـتند  بجنگند  و نه  با  قوم  خویش‌.

د  -‌کسانی‌ که  چون  به  مدینه  می‌آمدند  اظهار  ایـمان  می‌کردند،  و  وقتی ‌که  به  مکّه  برمی‌گشتند  اظـهار کفر  می‌نمودند.

د  -  حالات  قتل  عمد  و  قتل  غیر  عمد،  و  ذکر  موارد  گوناگون  و  اقوام  مختلف‌،  در  رابطه  با  این  مسأله‌.

دربارۀ  همۀ  این  حالات‌،  احکام  صریح  و  واضحی  را  خواهیم  یافت‌،  احکامی  که  گوشه‌ای  از  ارکان  و  اصول  معاملات  بین‌المللی  را  تشکیل  می‌دهند،  همانگو‌نه ‌که سایر  احکام  از  روابط  دیگر  صحبت  می‌کنند  و  رهنمود  لازم  را  ارائه  می‌دهند.

*
از  همان  جائی  سخن  را  می‌آغازیم‌ که  روند  قرآنی  بدان  سخن  آغازیده  است‌.  روند  قرآنی  سخن  را  با  قاعده‌ای  آغازیده  است  که  قاعد  نخستین  و  بنیادین  بشمار  است  و کاخ  بزرگ  اسلام‌،  و  سـازمان  سترگ  اسلامی  در  مسائل  جوراجور  و گوناگون  خود،  بر  آن  استوار  است‌:

(اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثاً (87) 

جز  خدا،  خدائی  نیست‌.  حتماً  شما  را  (‌بعد  از  مرگ  زنده  می‏‎گرداند  و)  در  روزی  که  شکّی  در  (‌وقـوع‌)  آن  نیست  گرد  می‌آورد.  (‌خدا  است  که  این  را  می‌گوید)  و  چه  کسی  از  خدا  راستگوتر  است‌؟‌!.

گامهای  برنامۀ  یزدانی‌،  از  یکتاپرستی  خدای  سبحان  آغاز  می‏‎گردد.  تربیت  نفسها  و  پرورش  جانها،  و  اقامۀ  جامعه‌،  و  وضع  قواتین  و  تنظیم  مقرّرات‌،  در  این  مسأله  یکسان  است‌،  چه  قو‌انین  و  تنظیم  مقرّرات  مربوط  باشد  به  سازمان  داخلی  جامعۀ  اسلامی‌،  و  چه  مربوط  باشد  به  سیستم  بین‌المللی.  آن  قوانین  و  مقرّراتـی‌ که  جامعۀ  اسلامی  بر اساس  آنها  با  جامعه‌های  دیگر  معامله  و  رفتار  می‌کند.  به  همین  خاطر  هم  است ‌که  می‏‎بینیم  ایـن  مجموعۀ  آیات  با  قواعدی  چند  دربارۀ  نـحوۀ  عـملکرد  خارجی  و  داخلی‌،  آغاز  می‌شود.

همچنین  این  آیات‌،  به  سبب  صحبت  از  اعتقاد  به  آخرت‌،  و  سخن  از  این ‌که  یزدان  مردمان  را  در  آن  جهان گرد  می‌آورد  تا  از  ایشان  حساب  و کتاب  بگیرد،  و  از  آنان  از  چیزها  و  فرصتهائی‌ که  در  این  جهان  بدیشان  داده  است  تا  با  این  چیزها  و  در  پرتو  چنین  فرصتهائی  به‌ کارهای  نیک  دست  یازند  و  از کارهای  بد  دوری  سازند،  پرسش  فرماید،  در  راه  تربیت  نفسها  و  پرورش  جانها،  و  همچنین  برانگیختن  حسّاسیّت  درونها  در  برابر  قوانـین  و  رهنمودهای  اسلامی‌،  و  هرگونه  حرکتی  از  حرکات  مردمان  در  زندگی  ایمانی‌،  گامهای  برنامۀ  یزدانی  آغاز  

می‌گردد  ...  در  این  جهان‌ کارهای ‌کوچک  و  بزرگ  جنبۀ  آزمایش  دارند،  و  در  آن  جهان  از کـارها