)‌.   
[4] امّا  مسأله‌ای ‌که  این  نصوص  قرآنی ‌گوشه‌ای  از  آن  را  بیان  می‌دارد،  یا  قضیّه‌ای ‌که  چنین  آیاتی  ان  را  به  یاد  می‌آورد،  و  جبر و  اختیار  نامیده  می‌شود،  همچنین  اراده  و  خواست  انسان  در کاری‌ که  از  او سر  می‌زند  یا کاری‌ که  برای  او  رخ  می‌دهد،  مرز  آن  تا  به‌ کجا  است‌؟  اصلاً  اراده  و  خواستی‌ که  انسان  دارد و  در  برابر  آن  حساب  از  او گرفته  می‌شود  و  پاداش  داده  می‌شود،  چگونه  دخل  و  تصرّف  می‌نماید؟  وقتی ‌که  اراده‌ و  خواست  الهی  پدید  آورندۀ  هر  آن  چیزی  است‌ که  پدید  می‌آید و  از  جمله  خود  اراده ‌و  خواست ‌و  جنبش ‌و  عملکرد  انسان‌،  و  همۀ  چیزهای  دیگری ‌که  بدین  مسأله  ارتباط  و  پیوند  دارد!  نصوص  قرآنی  از  یک‌سو  می‌فرماید: ‌هر  آن  چیزی ‌که  رخ  می‌دهد  با اراده‌ و  خواست  خدا  و  به  فرمان  قضا و  قدر او  انجام  می‌پذیرد.  از  دیگر  سو  می‌فرماید:  انسان  اراده  می‌کند  و  می‌خواهد  و كار  می‌کند،  و  در  برابر  اراده  و کـارش‌،  حساب  و  کتاب  از  او گرفته  می‌شود  ...قرآن  همۀ  آن‌،‌ فرمودۀ  خدا  است‌.  برخی  از  آن  هم  با  برخی  دیگر  تناقض ‌و  تعارض  ندارد.  پس  بناچار  باید  میان  این  سخن  با  آن  سخن  نسبت  مشخّصی  و  تناسب  معیّنی  باشد.  قطعاً  باید  برای  اراده  و  عملکرد  انسان ‌گستره  و  جولانگاهی  باشد  تا  در  برابر  آن  از  او  حساب  و کتاب  گرفته  شود  و  پاداش  و  پادافره  داده  شود،  بدون  این‌ که  این  امر  با گسـتره  و  جولانگاه  ارادۀ  ربّانی  و  قضا  و  قدر  الهی  تناقض  و  برخورد  داشته  باشد.  ولی  چگونه  و  به  چه  شکلی‌؟  این  چیزی  است‌ که ‌توان  بیان  آن  ممکن  نـیست  و  زبان  قاصر  از  گفتار  در  این  راستا  است‌.  زیرا  خرد  انسـان  از  درک  چگونگی  عملکرد  خدا  درمانده  و  ناتوان  است  و  عقل  آدمی  ابزاری  نیست‌ که  انسان  با  آن  بتواند کار  یزدان  را  چنانکه  باید  بسنجد  و  فهم ‌کند.  (‌مؤلف‌)
[5] مراجعه  شود  به‌کتاب‌:  (‌التصویر  الفنی  فی  القرآن‌‌)‌،  چاپ  دارالشروق‌. 
[6] ‌مراجعه  شود  به  کتاب‌:  (‌منهج  التربیه  الاسلامیه‌)  تألیف‌:  محمد  قطب‌.  چاپ  دارالشروق‌. 
[7]  مراجعه  شود  به‌کـتاب  : (‌خصائص  التصور  الاسلامی  و  مقوّماته‌)‌.  و  کتاب‌:‌(‌الاسلام  و  مشکلات  الحضاره‌)‌.و کتاب‌:  (‌هذا  الدین‌)‌.  هر  یک  از  این ‌کتابها  به  بخشی  از  بخشهای  این  حقیقت  مهمّ  و  سترگ  می‌پردازد.  
[8]  مراجعه  شود  به‌کتاب‌:  (‌خصائص  التصورالاسلامی  و  مقوماته‌)  فصل‌:  (‌الربانیه‌)  و  (‌الثبات‌)  و  (‌التوازن‌)‌.
[9] واژۀ  (کِفْل‌)  به  معنی‌:  بهره‌ و  نصیب‌،  و  ضمانت  و کـفالت  و  التزام  و  عهده‌داری  آمده  است‌.  (‌مترجم  ...  نگا:  فرهنگ  محیط  المحیط‌)‌.
[10]  واژۀ  (‌مُقیت‌)  به  معنی‌:  غالب  و  مقتدر،  حافظ  و  نگهبان،  حاضر و  ناظر،  آمده  است‌.  اصل  این  واژه‌«(قوت‌)  اسبت.  قوت  وسیله‌ای  است‌که  جان  انسان  و  ذیروح  را  حفظ  می‌کند.  لذا  (‌مقیت‌) ‌کسی  است‌ که  بر  حفظ  جان  و  دادن  قوت‌،  قدرت  دارد.و  ...(‌مترجم  ...  نگا:‌فرهنک  لغات‌قرآن‌:  دکتر  محمّد  قریب‌)‌.
[11] جزء  دوم‌،  صفحۀ  ١٢٦  و  ١٢٧  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:246.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:247.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:248.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي نساء آيه‌ي 94-87

 (اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثاً (87) فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً (88) وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً (89) إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَآؤُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً (90) سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِيِهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوَاْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَـئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً مُّبِيناً (91) وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَئاً وَمَن قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَئاً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةً فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً (92) وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً (93) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً) (94) 

این  درس  با  یکی  از  قواعد  بنیادین  اسلامی  آغاز  می‏‎گردد،  قاعدۀ  یکتاپرستی،  و  انبار  الو‌هیّت  جهان  به  یزدا‌ن  سبحان.  این  قاعدۀ  بنیادین،  احکام  و  مـقرّرات  مـختلفی  را  دربارۀ  عملكرد  جـامعۀ  اسلامی  با  اردوگاههای‌ گوناگون‌،  به  وجود  مـی‌آورد.  چـنین  قاعده‌ای  به  دنبال  بیان  خطرات  تقسیم  صف  مسلمانان  به  دو دسته  و  پیدا  شدن  دو  دیدگاه  نسبت  به  منافقان‌،  پدید  می آید.  البتّه  نسبت  به  مـنافقان  ویـژه‌ای‌ که  غیر  از  منافقان  ساکن  مدینه  بودند.  این  احکام  و  بیان  خطرات  تفرقه  و  پراکندگی  نیز  بر  قاعدۀ  اصولی  خ