ژه‌ای  ذکر  شده  است‌.  اصلاً  شیوۀ  قرآن  ایـن  است‌ کـه  از  لابلای  یک  رخداد  و  حادثۀ  جزئی‌،  یک  قاعدۀ ‌کـلّی  و  همگانی  را  بیرون  می‌کشد،  و  یک  رخداد  و  حادثۀ  شخصی  را  با  یک  اصل  عمومی  و  همگانی  پیوند  می‌دهد.  آنگاه ‌کار  را  بطور کلّی  به  خدا  منوط  و  مربوط  می‌گرداند،  خدائی  که  او  همه  چیز  را  عطاء  می‌فرماید،  و  او  بر  انجام  همه  چیز  قدرت  می‏بخشد  و  توان  عطاء  مـی‌نماید.  واژۀ  (‌مُقيت‌ٌ)‌[10] که  در  پیرو  و  پی‌نوشت  آیه  آمـده  است‌،  یادآور  این  مطلب  است‌:

(وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتاً) (85) 

خداوند  بر  هر  چیزی  چیره  است  و  تـوانـا  است‌،  و  هـمه  چیز  را  می‌پاید  و  از  آن  مراقبت  می‌نماید.

روند  قرآن‌،  پس  از  بیان  مـیانجیگری‌،  از  پـاسخ  سلام  سخن  می‌راند  و  دستور  می‌دهد که  بهتر  از  خود  سـلام  پاسخ  سلام  داده  شود  و  یا  همسان  آن‌،  پاسخ‌ گفته  شود.  سلام  در  جامعه‌،  یکی  از  وسائل  ایجاد  اتّحاد  و  اتّفاق  در  میان  افراد  جامعه  است‌،  و  چرخ  زندگی  با  آن  ساده  و  آسان  به‌گردش  درمی‌آید.  البتّه  سلامی  مراد  است  که  ادب  لازم  در  آن  مراعات‌ گردد  و  بگو‌نۀ  محترمانه ‌گفته  آید  و  پاسخ  داده  شود.  سخن  از  سلام  در  ایـنجا،  دارای مناسبت  تنگاتنگی  با  فضای  جامعه  و كار  مـیانجیگری  است‌.  میانجیگريی‌ که  پیشتر  رهنمود  آن  گذشت‌:

(وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً) (86) 

هرگاه  شما  را  درودی  دادند  (‌اعم  از  سلام  کردن  و  دعـا  نمودن  و  احترام  گذ‌اشتن...)  بگونۀ  زیباتر  و  بهتر  از  آن‌،  یا  (‌دست  کم‌)  همانند  آن‌،  آن  را  پـاسخ  گوئید.  بیگمان  خداوند  حسابرس  هر  چیزی  است  (‌و  حساب  هر  چیزی  را  دارد)‌.

اسلام  سلام  و  درود  مخصـوصی  را  به  ارمغان  آورده  است‌.  سلام  و  درودی ‌که  جامعۀ  اسلامی  را  جدا  و  مستقل  می‌سازد،  و  آن  را  از  جـامعه‌های  دیگر  در  هـر  نشانه‌ای  -  حتّی  در  نشانه‌های  عادی  روزانه  -  منحصر  و  ممتاز  می‌نماید.  بدین  وسـیله  آداب  و  رسوم  چنین  جامعه‌ای  در  میان  آداب  و  رسوم  بیشمار  جامعه‌های  دیگر  ادغام  نمی‌گردد  و  هدر  نمی‌شود.

اسلام  سلام  را  بدین  نحو  برنامه‌ریزی  فرموده  است‌:  

كسی  كه  سلام  می‌كند،  می‌گوید:  (‌‌السَّلامُ  عَلَیكُـمْ‌)  یا  (‌ألسَّلامُ ‌عَلَيْکُمْ ‌وَ  رَحمَةُ ‌الله‌)  یا  (‌ألسّلامُ ‌عَلَيْکُمْ ‌وَ  رَحْمَةُ  اللهِ  وَ  بَرَکاتُهُ‌)‌.  کسی‌ که  پاسخ  سلام  را  می‌دهد،  باید  زیباتر  از  آنها  را  با  افزایش  واژه  یا  واژه‌هائی  بر  جملات  پیشین  -  بجز  قسمت  سوم‌ که  دیگر  واژه‌ای  نیست ‌که  بر  آن  جمله  افزوده‌ گردد  -‌ پاسخ  سلام  را  می‌دهد.  وقتی‌ که  سلام  کننده  می‌گوید:  (‌السّلامُ‌علیکُم‌)‌.  پـاسخ  دهنده  باید  بگو‌ید:  (‌و عَلیکمُ ‌السّلامُ ‌وَ  رحْمَةُ  اللهِ‌)‌.  اگر  سلام  کننده  بگوید:  (‌السّلامُ ‌عَلیکُم ‌وَ  رَحْمَةُ ‌اللهِ  وَ  بَرکـاتُه‌)  پاسخ  دهنده‌،  خود  (‌ألسّـلامُ عَلیکُم  وَ  رَحْـمَةُ ‌اللـهِ  وَ  بَرکاتُه‌)  را  در  پاسخ  بدو،  تکرار  می‌کند.  زیرا  جملۀ  سوم  همه  واژه‌های  سلام  را  در  بر  دارد  و  با  بیش  از  آن  پاسخ  داده  نمی‌شود  و  بلکه  تکرار  خود  جمله‌،‌ کافی  و  بسنده  است  ...  بدین  شیوه‌ای  کـه  گذشت  از  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  روایت  شده  است‌.

اندکی  در  برابر  پسوده‌های  نهان  در  آیـۀ  سلام  مورد  بحث  می‌ایستیم‌:

١  -  سلام‌،  نشانۀ  برجسته‌ای  است ‌که  برنامۀ  اسلامی  آزمندانه  می‌کوشد  با  آن  جامعۀ  اسلامی  را  شکل  ویژه  و  قالب  خاصّی  بخشد.  بگو‌نه‌ای ‌که  جامعۀ  اسلامی  سیماها  و  نشانه‌های  ویژه  و  آداب  و  رسوم  خاصّ  خود  را  داشته  باشد،  همانگو‌نه‌ که  دارای  قوانین  و  مقرّرات  ویژه‌،  و  سیستم  خاصّ  خود  می‏‎باشد.  قبلاً ما  مشروح  و  مفصّل  از  این  ویژگیهای  خاصّ  آئین  اسلام  سخن‌گفته‌ایم  و  آنچه  بایست  به  هنگام  صحبت  از  تغییر  قبله،  و  امتیاز گـروه  مسلمانان  بر  دیگران  با  داشتن  چنین  قبله‌ای‌،  بیان  داشته‌ایم‌.  سخن  ما  در  این  باره،  قبلاً  در  سورۀ  بقره  در  تفسیر  (‌فی  ظلال  القرآن‌)  آمده  است‌[11]‌.

٢  -  سلام‌،  تلاش  پیوسته  و  همیشگی  است  برای  استوار  داشتن  پـیوند  مودّت  و  محبّت،  و  تـحکیم  دوسـتی  و  خویشاوندی  در  میان‌گروه  مسلمانان  ...  درود  گفتن  و  پاسخ  بدان،  بگو‌نه‌ای  که  پاسخ‌،  زیباتر  و  خوبتر  از  خود  درود گفتن  باشد،  بهترین  وسیله  برای  ایـجاد  مودّت  و  محبّت  و  دوستی  و  نزدیکی‌،  و  برای  استوار گر‌دانـدن  چنین  خصلتهای  پسندیده  است‌.  از  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  خدا  پرسیده  شد:‌کار  خوب  کدام  است‌؟  فرمود:

(تطعم الطعام وتقرأ السلام على من عرفت ومن لم تعرف " ). 

خـوراک  بــدهی‌،  و  ســلام  بگوئی  بـر  کسـی  کـه  او  را  بشناسی  یا  نشناسی‌.

پیش  از  هر  چیز  بایدگفت‌:  سلام  دادن  به  مسلمانان  سنّت  است‌،  ولی  پاسخ  دادن  به  سلام‌،  برابر  این  آیه‌،  واجب  است‌.  عنایت  بدین  امر  ارزش  آن  روشن  و  هویدا  است  زمانی ‌کـه  واقعیّت  را  بنگریم  و  تأثـیر  ایـن  خـصلت  پسندیده  را  در  زدودن ‌کدورتها  از  صـفحۀ  دلهـا  پـیش  چشم  داریم  و  بدانیم‌ که  چه  اندازه  این  خوی  نیک  دلها  را  از کینه‌ها  پاک  می‌دارد،  و  میان  نـاآشنایان  آشـنائی برقرار  می‌سازد،  و  پیوند  خویشاوندان  را  تحکیم  می‏بخشد  ...  این  پدیده  چیزی  است‌ که  هر کس  بیندیشد  و  نیک  بنگرد،  آثار  حسنۀ  چنین  رسم  و  عـادتی  را  به  سادگی  درک  و  مشاهده  می‌کند،  و  نتائج  شگفت‌انگیز  آن  را  عیان  می‏‎بیند.

٣  -  سلام  نسیم  خو‌ش  آیندی  است‌ که  در  وسط  آیه‌های  پیشین  و  پسین  جنگ،  وزیدن  می‏‎گیرد  ...  شاید  مراد  از  چنین  نسیم  سلامی‌،  پیامی  به  اشاره‌ای  به  قاعدۀ  اساسی  اسلام  باشد که  سلام  و  امان  و  صلح  و  صفا  است‌.  زیرا  اسلام  آئین  سلام  و  امان  و  صلح  و  صفا  است‌.

اسلام  در  هیچ  جائی  از کرۀ  زمین  نمی‌جنگد  مگر  برای  استقرار  و  امان  و  صـلح  و  صفا،  به  معنی‌ گسـترده  و  فراگیری ‌که  واژۀ  سلام  دارد.  آن  سلامی‌ که  از  ماندگاری  فطرت  بر  راستای  برنامۀ  یزدان  سرچشـه  می‌گیرد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ‌مراجعه  شود  به‌ کتاب  :  (التصویر  الفنی  فی  القرآن‌)  فصل  (‌التناسق  الفنی‌)‌.  چاپ  (‌دار  الشروق‌) 
[2] شهر  و  دیار  جنگ.  
[3] ‌مجموعه‌های  چهارگانه،  عبارتند  از:
الف  -‌(‌ألَمْ تَرَالی الذین قیلَ  .... تا .... فی  بروج  مشیده).  ب  -‌ (‌و ان‌ت صبهم  حسنه ... تا  ...فما  أرسلناك  علیهم  حفظا).  ج  (‌و یقولون‌:‌ طاعه ... تا ...فوجدوا فیه  اختلافاً ‌کثیرا)‌.  د  -‌(‌و اذا  جاء‌هم  آمر  ... تا ... تبغتم‌ الشیطان  الا قليلا