. بدی و تباهی آن تا بدان حد است‌كه برخی از استادان غربی اقتصاد هم خودشان متوجه معایب آن شده‌اند. در حالی‌كه ایشان در سایۀ ربا پرورده شده و خردهایشان و فرهنگشان بدان سموم و زهرهائی آبياری شده است‌كه شبكه‌های مالی آن را در همۀ فروع فرهنگ و جهان‌بینی و اخلاق‌، پاشیده‌اند و پراكنده داشته‌اند. در پیشاپیش چنین استادانی كه این سیستم را از جنبۀ اقتصادی صرف‌، مردود و معیوب می‌دانند دكتر  « ‌شاخت ‌» آلمانی‌، مدیر سابق بانك رایخ آلمانی است‌. در بخشی از سخنان خود در كنفرانسی‌كه در دمشق به سال ١٩٥٣ داشتند گفت‌: با محاسبۀ سادۀ ریاضی روشن می‌گردد كه همۀ اموال و دارائی زمین در حقیقت‌، از آن‌گروه اندكی از رباخواران خواهد شد. و آن ا‌ینكه شخص رباخوار وام دهنده پیوسته در هر معامله‌ای سود می‏‎برد، در صورتی‌كه وام‌گیرنده همیشه در معرض سود و زیان است‌. از اینجا است‌كه همۀ مال و دارائی سرانجام باید -‌ برابر محاسبۀ ریاضی - ‌از آن‌كسی‌گردد كه همیشه سود می برد! این نظریه كاملاً دارد تحقق می‏‎یابد. چه هم اینك بیشتر اموال و دارائی زمین را چند هزار نفری تملّك می‌كنند -‌ تملّك حقیقی - ‌ولی همۀ مالكان و صاحبان صنایی‌كه از بانكها وام می‌گیرند، و كارگران و غیر ایشان‌، افرادی جز اجیر و دستمزد كار نمی‌باشندكه دارند برای صاحبان ثروت‌كار می‌كنند، و این چند هزار نفر، ثمرۀ رنج و زحمتشان را می‏‎برند و میوۀ درخت وجودشان را می‌چینند!

تنها این چیز همۀ جنایاتی نیست‌كه ربا دارد. پابرجائی سیستم اقتصادی بر اساس ربوی‌، رابطۀ صاحبان اموال و رابطۀ كارگران و كارگذاران بازرگانی و صنعت را به رابطۀ قهر و دشمنی مستمرّ با همدیگر تبدیل خواهد كرد. چه رباخوار می‌كوشد بالاترین سود را دریافت و بزرگ‌ترین فایده را فراچنگ آرد. از اینجا است‌كه اموال و دارائی را نگاه می‌دارد تا اینكه تجارت و صنعت نیاز شدیدی بدو پیدا می‌كند و در برابرش سر ناچاری فرود می‌آورد و در نتیجه مبلغ بهره و سود بالا می‌رود. مبلغ بهره و سود پیوسته بالاتر و بالاتر می‌رود و بیشتر و بیشتر می‌گردد تا آنجا كه بازرگانان و صنعتگران می‌بینند كه استفاده از این مال و دارائی فائده‌ای برای آنان در بر ندارد. زیرا درآمد آن بدان درجه و پایه نمی‌رسد كه ربح آن را در بیاورد و بشود بهره‌اش را پرداخت و چیزی از آن بماند كه نصیب خودشان‌گردد... بدین هنگام حجم ثروت مورد استفاده و سرمایه‌ای‌كه در چنین جولانگاههائی بكار گرفته می‌شود و میلیونها نفر در آنجاها بكار مشغولند، فروكش می‌كند و كم‌تر و كم‌تر می‌شود، و كارخانه‌ها سطح تولید خود را پایین می‌آورند، و كارگران بیكار می‌گردند، و قدرت خرید كم می‌شود. هنگامی‌كه‌كار بدینجا كشید و رباخوا‌ران دیدند كه درخواست پول و طلب سرمایه‌كم شده است یا متوقّف مانده است‌، بناچار اقدام به كم‌كردن مقدار بهره می‌نمایند. دوباره صنعتگران و بازرگانان و پیشه‌وران‌، از نو به دریافت سرمایه و اخذ وام روی می‌آورند و زندگی به خوشی و گشایش بر می‌گردد... و بر همين منوال بحرانهای اقتصادی چرخشی جهانی ادامه می‏‎یابد و انسانها در این بحرانها همچون حیوان چرنده‌ای‌، دور و بر خود حیران و ویلان می‌گردند و در گرداب آن غلت می‌خورند!!!

گذشته از اینها، همۀ مصرف‌كنندگان‌، مالیات غیر مستقیم به رباخواران می‌دهند. چه صنعتگران و بازرگانان، بهرۀ ا‌موال و سود سرمایه‌هائی را كه با ربا می‌گیرند جز از جیب‌های مصرف‌كنندگان نمی‌پردا‌زند. چه آنان بهره ربا را بر بهای‌كالای مصرفی می‌افزایند، و از این راه بار آن بر دوش اهل زمین قرارمی‌گیرد و سنگینی آن میان همگان پخش می‌شود و در نهایت فایده‌اش به جیب‌های رباخواران سرازیر می‌گردد.

و اما وامهائی را كه دولتها از صندوقها و بانكها گیرند تا با آن اصلاحاتی انجام دهند و طرحها و پروژه‌های عمرانی و آبادانی را به مرحلۀ اجراء در آورند، باز هم این هموطنان دهقان و كشاورزند كه بهرۀ آن وامها را به صندوقها و بانكها می‌پردازند. چه چنین دولتهائی مجبور می‌شوند مبلغ مالیاتهای گوناگون را افزایش دهند تا این وامها و بهره‌های آنها را روبراه و باز پرداخت‌كنند. در نتیجه در نهایت‌گشت و گذار فرد فرد مردمان‌، در پرداخت این جزیه و سرانه به رباخواران شكمباره سهیم می‌شوند... كمتر هم سانحه بدینجا خاتمه می‏‎یابد، بلكه عاقبت وامگیری اغلب فرو افتادن كشور به دست استعمار است‌... و آنگاه جنگها و خونریزیها ا‌غاز، و یدك استعمار می‌گر‌دد.ما در اینجا - ‌در تفسیر «‌ فی ظلال القرآن ‌» همۀ عیوب و نواقصی را كه سیستم رباخواری به همراه دارد مورد بررسی قرار نمی‌دهیم و به همۀ رخنه‌ها و ننگهای آن می‌پردازیم‌، چه چنین كاری مقتضی بحث و كاوش جداگانه‌ای است‌[2]‌. لذا به همین مقدار بسنده می كنیم و پیش از بیان‌كراهیت اسلام از نظام ربوی مبغوض منفور، ‌كسانی را كه می‌خواهند مسلمان باشند به حقایق چندی آگاه می‌سازیم‌:

حقیقت یكم‌: باید مسلمانان بدانند و در ژرفای دل و درونشان جایگزین شود كه‌: اسلام هرگز با سیستم ربوی سر سازگاری ندا‌رد و اسلام و سیستم ربوی نمی‌توانند در مكان واحدی باشند. صاحبان فتاوی از میان علماء دینی غیر از این هر چه بگویند حیله و نیرنگ است‌. چه همانگونه‌كه روشن نمودیم‌، جهان بینی اسلامی با سیستم ربوی‌، و با نتایج عملی آن در زندگی مردمان و جهان‌ینیها و اخلاق آنان‌، تصادم و برخورد مستقیم دارد.

حقیقت دوم‌: سیستم ربوی بلائی است بر ضدّ انسانیت‌. نه تنها این آفت‌، دشمن ایمان و اخلاق و جهان‌بینی ایشان دربارۀ زندگی است و بس، بلكه دشمن سرسخت خود زندگی اقتصاد‌ی و عملی آنان نیز بوده‌، و زشت‌ترین سیستمی است‌كه خوشبختی بشریت را بكلّی به نابودی می‌كشاند، و رشد متعادل انسانی ایشان را تباه و متوقّف می‌سازد، هر چند ظاهر آراستۀ فریبنده‌ا‌ی دا‌رد و آن چنان می‌نمايد كه یار و یاور رشد عمومی اقتصادی است‌.

حقیقت سوم‌: سیستم اخلاقی و سیستم عملی در اسلام كاملاً با یكدیگر پیوند دارند، و انسان نیز در همۀ تصرفات و كارهائی كه بدان دست می‌یازد با پیمان و شرط خلیفه‌گری پیوند دارد، و او در هر تلاش و فعالیتی كه در این جهان انجام می‌دهد، در معرض تجربه و آزمایش و امتحان بوده و راجع بدان در جهان دیگر مورد بازخواست و پرس و جو قرار می‌گیرد. در اسلام یك سیستم اخلاقی جداگانه و یك سیستم عملی جداگانۀ دیگر وجود ندارد، بلكه هر دو با هم تلاش و فعالیت انسان را تشكیل می‌دهند، و هر دوی آنها رویهم عبادتی بشمار است‌كه اگر انسان آن را نیكو انجام دهد در برابرش اجر و پاداش می‌گیرد، و هر دوی آنها با هم‌گناهی بشمار است‌كه اگر انسان آن را انجام دهد در برابرش جزاء و پادافره سبیند. و اینكه اقتصاد موفق اسلامی بدون اخلاق پابرجا و میسر نیست‌، و اخلاق نیز چیز سنّت و مست