نی  را  به  تصویر  می‌کشد.  بگونه‏ای  به  تصویر  می‌زند که  انگار  دیـده  مـی‌شود  و  حسّ  می‌گردد.  بدین  وسیله  جهان‌بینی  بد  و  ناپسند  آنان‌،  و حتّی  دیگران  را،  و  برداشت  آنان  و  سایرین  را  دربارۀ  حقائق  مرگ  و  زندگی‌،  اجل  و  قدر،  خیر و  شرّ،  نفع  و  ضرر،‌ کسب  و  خسارت‌،  و  معیارها  و  ارزشها،  تصحیح  می‌کند،  و چنین  حقائقی  را  با  شیوه‌ا‌ی  به  تصویر می‌کشد  که  همۀ  حقائق  را  بگونۀ  الهامگرانۀ  مؤثّری  به  تصویر  می‌زند  و  به  نمایش  درمی‌آورد:

ألم تر إلى الذين قيل لهم:كفوا أيديكم , وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة . فلما كتب عليهم القتال إذا فريق منهم يخشون الناس كخشية الله أو أشد خشية . وقالوا:ربنا لم كتبت علينا القتال ؟ لولا أخرتنا إلى أجل قريب ؟ قل:متاع الدنيا قليل , والآخرة خير لمن اتقى , ولا تظلمون فتيلا . أينما تكونوا يدرككم الموت . ولو كنتم في بروج مشيدة . وإن تصبهم حسنة يقولوا:هذه من عند الله . وإن تصبهم سيئة يقولوا هذه من عندك . قل:كل من عند الله . فما لهؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا ؟ ما أصابك من حسنة فمن الله . وما أصابك من سيئة فمن نفسك . وأرسلناك للناس رسولا , وكفى بالله شهيدا . من يطع الرسول فقد أطاع الله ; من تولى فما أرسلناك عليهم حفيظا) .ويقولون:طاعة . فإذا برزوا من عندك بيت طائفة منهم غير الذي تقول - والله يكتب ما يبيتون - فأعرض عنهم , وتوكل على الله , وكفى بالله وكيلا . أفلا يتدبرون القرآن ؟ ولو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا). وإذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به . ولو ردوه إلى الرسول وإلى أولي الأمر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم . . ولولا فضل الله عليكم ورحمته لاتبعتم الشيطان إلا قليلا). 

آیا  نمی‌بینی  (‌ای  محمّد  و  تعجّب  نمی‌کنی  از)  کسانی  کـه  (‌پیش  از آن  که  اجازۀ  جنگ ‌صادر  شود،  نسبت  به  جنگ  علاقه  نشان  می‌دادند  و  هر  چند)  بدیشان  گفته  مـی‌شد:  (‌وقت  جهاد  فرا  نرسیده  است‌)‌،  دست  از جنگ  بدارید  و  نماز  را  بر  پا  دارید  و  زکـات  مـال  بدر  کـنید،  (‌در  ظاهر  شتاب  می‌کردند  و  گوششان  به  کسی  بدهکار  نبود)‌.  امّا  وقتی  که  جنگ  بر آنان  واجب  کردید  (‌و  فرمان  جهاد  داده  شد)  بدین  هنگام  دسته‌ای  از  ایشان  از  مـردم  همانگونه  ترسیدند  و  هراس  برداشتند  که  از  خدا  تـرس  و  هـراس  داشتند!  و  بلکه  بیشتر  هم  دچار  خوف  و  وحشت  شدند)  و  گفتند:  پروردگارا!  چرا  (‌بـدین  زودی‌)  جنگ  را  بـر  مـا  واجب  کردی‌؟  چه  می‌شد  اگر  بـه  مـا  فرصت  بیشتری  می‌دادی  (‌تا  از  لذائذ  دنیا  بهره  می‌گرفتیم‌؟‌)  بگـو:  کـالای  دنیا  اندک  است  و  آخرت  برای  کسی  که  پرهیزگار  باشد  بهتر  است‌،  (‌و  جزای  شما  داده  شود)  و  کمترین  ستمی  به  شما  نشود.  هر  کجا  باشید،  مرگ  شما  را  درمی‌یابد،  اگر  چه  در  برجهای  محکم  و  اسـتوار  جایگزین  بـاشید.  (‌ایـن  تــرسویان  مـنافق‌)  اگر  خیر  و  خوبی  (‌از  قبیل  پـیروزی  و  غنیمت‌)  بـدیشان  رسـد،  مـی‌گویند:  ایـن  از  سـوی  خـدا  است‌؛  و  اگر  بـدی  و  مـصیبتی  (‌از  قبیل  خشکسالی  و  شکست‌)  بدیشان  رسد،  می‌گویند:  این  از  (‌شوم  و  نامبارکی‌)  تو  است‌!  (‌بدانان‌)  بگو:  همـۀ  (‌آنچه  از  خوبی  و  بدی  به  شما  مـی‌رسد)  از  سـوی  خـدا  است  (‌و  برابر  قضا  و  قدر  حق  تـعالی  و  بـر  پـایۀ  علّت  و  مـعلول  انجام  می‌پذیرد)‌.  این  مردمان  را  چه  شده  است  که  سخن  نمی‌فهمند)  (‌و  منطق  سـرشان  نـمی‌شود؟  ای  پـیغمبر!)  آنچه  از  خیر  و  خوبی  (‌از  قبیل‌:  رفاه  و  نعمت  و  عافیت  و  سلامت‌)  به  تو  می‌رسد،  از  (‌فضل‌)  خدا  (‌بر  تـو)  است‌،  و  آنچه  بلا  و  بدی  (‌از  قبیل‌:  سختی  و  بیماری  و  درد  و  رنج‌)  به  تو  می‌رسد  از  خود  تـو  است  (‌و  بـه  سـبب  قصور  و  گناهی  است  که  مرتکب  شده‌ای‌)‌.  مـا  شـما  را  بـه  عنوان  پیغمبری  برای  (‌هدایت  همۀ‌)  مردم  فرستاده‌ایم‌،  و  کافی  است  که  خداوند  گواه  (‌بر  تبلیغ  تـو  و  پذیرش  یــا  عدم  پذیرش  آنان‌)  باشد.  هر  کـه  از  پـیغمبر  اطـاعت  کند،  در  حقیقت  از  خدا  اطاعت  کرده  است  (‌چرا  که  پیغمبر  جز  به  چيزی  دستور  نمی‌دهد  که  خدا  بدان  دستور  داده  باشد،  و  جز  از  چیزی  نهی  نمی‌کند  که  خدا  از  آن  نـهی  کرده  باشد)  و  هرکه  (‌به  اوامر  و  نواهی  تو)  پشت  کند  (‌خودش  مسؤول  است  و  باک  نداشته  باش‌)  ما  شما  را  به  عنوان  مراقب  (‌احوال‌)  و  نگهبان  (‌اعمال‌)  آنـان  نـفرستاده‌ایـم  (‌بلکه  بر  رسولان  پيام  باشد  و  بس‌.  ایـن  گروه  متردّد)  می‌گویند:  (‌از  اوامر  و  نواهی  تو  فرمانبرداری  و)  اطاعت  (‌می‌شود)‌.  ولی  هنگامی  کـه  از  پیش  تـو  بـرخاستند  و  رفـتند،  دسـته‌ای  از آنـان  در  خـفاء  چیزی  را  تدارک  می‌بینند  كه  مخالف  آن  (‌اوامـر  و  نـواهـی  و)  چیزهائی  است  کـه  تـو  می‏گوئی  (‌و  ایشـان  را  بـدانـها  گوشزد  مـی‌نمائی‌)‌.  خداوند  چیزهائی  را  کـه  در  خفاء  تـدارک  می‌بینند  و  به  چاره‌جوئی  می‌نشینند  بر  آنان  (‌در  صحیفۀ  اعمالشان‌)  می‌نویسد  (‌و  روزی‌،  پادافره  و  جزایشـان  را  می‌دهد)‌.  پس  بدانان  اعتنائی  مکـن  (‌و  از  نقشۀ  خـائنانۀ  ایشان  باکی  به  خود  راه  مده‌)  و  به  خدا  توکّل  کن  (‌و  کار  و  بار  خویش  را  بدو  تفویض  نما)  و  کـافی  است  کـه  خدا  وکیل  و  حافظ  (‌تو)  باشد.  آیا  (‌این  منافقان‌)  دربارۀ  قرآن  نمی‌اندیشند  (‌و معانی  و  مفاهیم  آن  را  بررسی  و  وارسی  نمی‌کنند  تا  به  وجوب  طاعت  خدا  و  پیروی  امـر  تـو  پـی  ببرند  و بدانند  که  این  کتاب  بـه  سـبب  ائـتلاف  مـعانی  و  احکامی  که  در  بر  دارد  و  این  که  بخشی  از  آن  مؤیّد  بخش  دیگری  است‌،  از  سوی  خدا  نازل  شـده  است‌؟‌)  و  اگر  از  سوی  غیر  خدا  آمده  بود  در  آن  تناقضات  و  اختلافات  فراوانی  پیدا  می‌کردند.  و  هنگامی  که  (‌خبر)  کـاری  که  مـوجب  نـترسیدن  یـا  ترسیدن  است  (‌از  قبیل‌:  قوّت  و  ضعف‌،  و  پیروزی  و  شکست‌،  و  پیمان  بستن  با  این  قبیله و  گسستن  از  آن  قبیله  ...)  بـه  آنـان  (‌یـعنی  منافقان  یـا  مسلمانان  ضعیف  الایمان‌)  می‌رسد،  آن  را  (‌میان  مردم‌)  پخش  و پراکنده  می‏‎کنند  (‌و  اخبار  را  به  گوش  دشمنان  می‌رسانند)‌.  اگر  اینگونه  افراد،  سخن  گفتن  در  این  بـاره  را  به  پیغمبر  و  فرماندهان  خود  واگذارند  (‌و  خبرهائی  را  که  می‌شنوند  فقط  به  مسؤولان  امور  گزارش  دهند)  تنها  کسانی  از  این  خبر  ایشان  اطّلاع  پیدا  می‌کنند  که  اهل  حلّ  و عقدند  و آنچه  بایست  (‌از آن‌ درک  و فهم‌ می‌نمایند. اگر  فضل  و رحمت  خدا  شما  را  در  بر  نمی‌گرفت  (‌و شما  را  به  اطاعت  از  خود  و  پیغمبرش‌،  و  برگشت  امور  به  پیغمبر  و  مسؤولان  کشوری  و لشکری  خویش  هدایت  نمی‌کرد)  جز  اندکی  از  شما  همه  از  اهریمن  پیروی  می‌کردید.

کسانی  که  این  مجموعه‌های  چهارگانه  آیات‌[3] دربارۀ  آنان  صحبت  می‌کند،  چه