دانا است‌.
خدا آگاه از هر چیز است‌، چون آفریننده و اداره کننده‌ي همه چیز است‌. شمول علم و دانائی در این مقام‌، همسان شمول تدبیر و اداره‌ي جهان است که انگیزه‌ای از انگیزه‌های ایمان به آفریدگار یگانه است‌، و انسان را وادار می‌سازد تا فقط خدای واحد را پرستش نماید، و فقط خالق جهان را روزی رسان بشمار آورد و در برابر احسان خداوند خود و به عنوان اعتراف به الطاف بی پایانش‌، پرستش را ویژه‌ي ذات اقدس پروردگاری بداند و تنها بر آستانه‌ي باری تعالی‌،‌کرنش برد.
بدین منوال‌، جولان وگردش نخستین در سوره‌، پایان می‌پذیردکه سراسر آن‌،‌ گرد آمدن بر محور ایمان و استوار داشتن اندیشه بر آن‌، و دعوت کردن مردمان برای رسیدن و پیوستن به‌کاروان مؤمنان پرهیزگار است‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ترمذی آن را  استخراج ‌کرده است‌ .
[2] به فصل «‌خیال انگیزی محسوس و شیوه‌ي مجسم نمودن» درکتاب «‌تصویر هنری در قرآن‌» مراجعه شود.سوره‌ي نساء آيه‌ي 70-58

 (إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعاً بَصِيراً (58) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً (59) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيداً (60) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُوداً (61) فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآؤُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَاناً وَتَوْفِيقاً (62) أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً (63) وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّاباً رَّحِيماً (64) فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيماً (65) وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتاً (66) وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيماً (67) وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً (68) وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقاً (69) ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيماً)(70)
این  د‌رس  دربرگیرندۀ  موضوع  مـهمّی  است‌،  موضوع  بنیادینی  در  زندگی  ملّت  مسلمان‌.  شرط  ایمان  و  تعریف  آن  را  بیان  میدارد.  ایمان  را  در  نطام  اساسی  این  مـلّت  مجسّم  و  نمودار  می‌کند.  ایمان  با  توجّه  به  ذات  ایمان‌،  و  به  اندازۀ  مقدار  ارتباط  و  پیوند  آن  با  نظام  بنیادین  ملِّت  مسلمان‌،‌ بزرگی  و والائی  می‏‎گیرد.
قرآن  است‌،  ملّت  اسلام  را  می‌آفریند  و  آن  را  پرورده  می‌کند و رفعت  می‏بخشد.  قرآن ‌ملّت  اسلام ‌را به  ظهور  رساند،  همانگونه ‌که  خداوند  بزرگوار  در  تعبیر  دقیق  قرآنی ‌می‌فرماید:  
(كُنْتُمْ خير أمة أخرجت للناس ).
شما  (‌ای  پیروان  راستین  محمّد)  بهترین  امتّی  هستید  که  به  سود  انسانها  آفریده  شده‌اید.(‌آل  عمران‌/ 110)
  قرآن  این  امّت  را  آفرید  بدانگاه‌ که  وجود  نداشت‌.  آن  را  پرورده ‌کرد  و  رفعت  بخشید  تا  ملّت  یگانه‌ای  در  تاریخ  انسانها گردد:  
(خير أمة أخرجت للناس ).
بهترین  امّتی  که  به  سود  انسانها  آفریده  شده‌اید.
لازم  است  این  حقیقت  را  تأکید کنیم  و  آن  را  تـوضیح  دهیم‌،  پیش  از  آن ‌که  سر  رشتۀ کلام  را  بدست ‌گیریم  و  به  ادامۀ  سخن  بپردازیم.  حقیقت  آفریدن  قـرآن‌،  امّت  مسلمان  را،  و  پرورده ‌کردن  و  رفعت  بخشیدن  بدانان  را،  آن  هم  به  همراه  یکدیگر  در  یک  زمـان  ...  آفریدن  و  والائی  بخشیدن  راستین  بود  نه  خیال  و دروغین‌.  تولّد  تازۀ  ملّت  بود.  بلکه  تولّد  تـازۀ  (‌انسـان‌‌)  در  شکـل  جدیدی  بود.  تنها  مرحله‌ای  در  راه  زایش  و  پیدایش،  یا  گامی  در  راه  دگرگونی‌،  و  یا  فقط  جهشی  و  پـرشی  از  جهشها  و  پرشهای  نهضت  و  جنبش  نبود  و  بس.  بلکه  دقیقاً  (‌زایش  و  پیدایش‌)  و  (‌تولّد)  ملّت  عرب  و  انسان  بطور کلّی  بود.
وقتی‌ که  به  اشعار  جاهلی  -  و  مقدار کمی  از  آثار  منثور  جاهلی‌که  به  دسمان  رسیده  است  -  نگاهی  بیندازیم،  بلی  اشعار  جاهلی ‌که  بایگانی  عرب  است  و  بالاترین  و  جاودانه‌ترین  دیدگاه  عربها  را  دربارۀ  زندگی  و  بودن،  و
  هستی  و  انسان  و  اخلاق  و  سلوک  در  بردارد،  همانگو‌نه  که  سـیماها  و  نشـانه‌های  زندگی  عربها،  نهفته‌های  درونهایشان‌،  مجموعۀ  جـهان  بـینیهایشان‌،  چکیده  و  گزیدۀ  فرهنگ  و  تمدّنشان‌،‌ کوتاه  سخن  همۀ  هستیشان  را  در  بر  دارد  ...  زمانی ‌که  در  پرتو  قرآن  به  مجموعۀ  فرهنگها  و  جهان‌بینیها  و  ارزشهائی  می نگریم‌ که  ایـن  بایگانی  در  برگرفته  است‌،  همچنین  به  دیـدگاه  عربها  راجع  به  هستی  و  زندگی،  و  جـهان  و  انسان‌،  اعـم  از  ارزشهای  زندگانی  انسانی‌،  سیستم  جامعه‌،  نگرش  به  نهایت  و  غایت  و  هدف  وجود  انسانی‌،  و  نظم  و  نطام  واقعی  پا  بر  جا  بر اساس  این  جهان‌بینی،  نگاهی  بیندازیم  ...  آنگاه  به  واقعیّت  عربها  پیش  از  اسلام  و  بعد  از  آن‌،  در  پرتو  چنین  جهان‌ببنیهای  جاهلی  متجلّی  در  بایگانی  اشعارشان‌،  نگاهی  بیندازیم،  و  در  برتو  جهان‌بینی  قرآنی  هم‌ که  بیاگر  برنامۀ  ربّانی  است‌،  به  امور  مذکور  نگاهی  بیفکنیم‌...  وقتی ‌که  به  بایگانی  منقول  و  زندگی  واقعی‌،  در  پرتو  قرآن  و  واقعیّت  زندگی  اس