ی ‌که  خداوند  جهان  به  سبب  آنـها  نـفرین  و طرد  از رحمت  را  نصیب ‌و  نثارشان  می‌سازد  و  مـدد  و  یـاری  خود  را  از  آنـان  بازمی‌دارد.  هر کس  هم  یاری  خدا  از  او  بازداشته  شود،  یاور  و کمک‌کننده‌ای  نخواهد  داشت‌،  هر  چند  به  ظاهر  همۀ  ساکنان‌ کرۀ  زمین  مددکار  و  پشتیبان  او  باشند:

(أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيراً( (52)

 آنان  کسانیند  که  خداوند  ایشان  را  نفرین  نموده  است  (‌و  از  رحمت  خود  محروم  کرده  است  و  رسوایشان  داشته  است‌)  و  هر  که  را  خداوند  نفرین  کند  (‌و  از  درگاه  مرحمت  و  محبّت  خود  براند)  کسی  را  نخواهی  یافت  که  یـاور  او  گردد  (‌و  وی  را  از  خشم  خدا  پناه  دهد  و  برهاند)‌.

امروزه‌ که  همگی  دولتهای  غربی  را  یـار  و  مـددکار  یهودیان  می‏‎بینیم،  سخت  به  وحشت  می‌افتیم‌.  از  خود  می‌پرسیم‌:  وعدۀ  خدا  در  لعن  و  نـفرین  یـهودیان‌،‌ کجا  است‌؟‌! کسی  را که  خدا  لعن  و  نـفرین‌ کند،  یـاور  و  مددکاری  برای  او  نخواهی  یافت‌،  کجا  شد؟!

باید  دانست  یاور  حقیقی‌،  مردمان  نیستند.  دولتـها  هم  نمی‏‎باشند.  هر  چند  دولتهائی‌ که  بمبهای  ئـیدروژنی  و  موشکها  داشته  باشند.  تنها  و  تنها  یار  و  مددکار  راستین  خدای  جهان  آفرین  است  و  بس.  جهان  آفرینی‌ که  بر  همۀ  بندگانش  غالب  و  چیره  است‌.  از  زمرۀ  این  بندگان،  کسانی  هستند که  از  بمبهای  هیدروژنی  و  موشکها  برخوردار  می‏‎باشند.  خدا  یار کسی  است‌ که  یـار  خدا  باشد:

(ولينصرن الله من ينصره).

بطور  مسلّم  خدا  یاری  میدهد  کسی  را  که  (‌با  دفاع  از آئین  آسمانی  و  رعایت  اوامر  و  نواهی  یزدانـی‌)  او  را  یاری  دهد.(‌حج  /  40 ) 

خدا کمک  می‌کند کسی  را که  واقعاً  به  خدا  ایمان  داشته  باشد،  و  از  برنامه  یزدان  چنانکه  باید  پیروی  می‌کند،  و  با  رضایت ‌کامل  و  تسـلیم  واقعی  داوری  را  به  پـیشگاه  قانون  خدا  می‏‎برد  و  برابر  مقرّرات  یزدان  زیست  می‌کند.  یزدان  سبحان  با  همین  سخنان‌،  جماعت  مؤمنان  بدان  را  مخاطب  قرار  میداد.  مؤمنان  نـخستینی‌ که  از  برنامۀ  آفریدگار  پـیروی  می‌کردند،  و  داوری  را  به  پـیشگاه  شریعت  کردگار  می‏بردند.  خداوندگار  کار  دشمنان  یهودی  ایشان‌،  و یاوران  یهودیان  آن  زمان  را  نـاچیز  و  حقیر  بدانان  اعلام  میداشت‌.  به  مسلمانان  وعدۀ  پیروزی  بر  یهودیان  می‌داد،  چرا که  یهودیان  چون  یهودیند  یار  و  یاوری  ندارند.  خداوند  بزرگوار  این  وعـده  را  پـیاده  فرمودند  و  مسلمانان  را  بر  یهودیان  پیروز  نمودند.  پیاده  شدن  وعدۀ  الهی  را  کسانی  خواهند  دید که  بدان‌ کاملاً  ایمان  داشته  باشند.  این  وعده  هم  جز  با  دست  کسانی  پیاده  نمی‌گردد که ‌گروه  مؤمنی  پدید  آیند  و  بپاخیزند  و  دست  بکار  شوند.

مدد  و  یاری‌ کافر(‌ن  و  مشرکان  و  صلیبیان  به  یهودیان‌،  ما  را  نباید  به  هراس  اندازد.  چرا که  این‌ گروهها  و  دسته‌ها  پیوسته  یهودیان  را  مدد کرده‌اند  و  یاری  داده‌اند  و  در  هر  زمانی  بر  ضدّ  مسلـمانان ‌کمک  و  پشتیبانی  نموده‌اند  و  می‌نمایند.  امّا  باید  دانست ‌که  این‌ کمک  و  یاری‌،  مدد  و  یاوری  بشمار  نمی‌آید.  همـین  این‌ کمک  و  یاری  و  پشتیبانی  و  مددکاری  نباید  مـا  را گول  بزند.  زیـرا  پیروزی  از  آن  مسلمانان  خواهد  بود،  در  آن  روزی‌ که  مسلمانان  مسلمان  باشند!

برای  یک  بار  هم ‌کـه  شده  است  مسلمانان  مسلمان  بشوند  و  این  امر  را  بیازمایند.  آنگاه  با  چشـمان  خود  خواهند  دید که  آیا  یهودیان  یاور  و  مددکاری  خواهند  داشت‌؟  و  اگر کمک  و  یاری  بر  جای  باشد،  چنین  چیزی  بدیشان  سودی  می‌رساند؟

*

پس  از  شگفت  از کار  و  موضع  و گـفتار  یهودیان‌،  و  اعلان  نفرین  بر  ایشان‌،  و  اظهار  خـواری  آنـان‌،  قرآن  موضعگیری  ایشان  را  در  برابر  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌و  در  برابر  مسلمانان  بیان  می‌دارد.  سپس  علّت  خشم  و کینۀ  آنان  را  روشن  می‌نماید  و  می‌گوید:  علّت  خشم  و کینۀ  ایشـان  این  است‌ که  خدا  بر  مسلمانان  منّت  نهاده  است  و  تفضّل  فرموده  است‌.  منّت  و  تفضّلی‌ که  دین  و  یاری  و  استقرار  نام  دارد.  حسودی  آنان  به  خاطر  فضلی  است ‌که  یزدان  به  مسلمانان  بخشیده  است‌.  در  صورتی‌ که  یهودیان  از  سوی  خود  چیزی  به  مسلمانان  نـداده‌انـد  و کـمترین  بخششی  ننمود‌ه‌اند.  روند گفتار  در  عـین  بیان  چنان  حقائقی‌،  پـرده  از  انقباض  سرشتشان  برمی دارد،  و  می‌گوید که  یهودیان  از  هرگونه  عطاء  و  نعمتی‌ که ‌کسی  جز  خودشان  بدان  رسد  نـاراحت  مـی‌گردند  و کمترین  خوبی  و  تفضّل  به  سایرین  را  زیاد  بشمار  می‌آورند.  

گرچه  در  روزگاران‌ گذشته‌،  خداوند  نعمت  خود  را  بر  آنان  ریزان  کرده  است  و  به  آباء  و  اجدادشان  داده  است‌.  امّا  این  لطف  و  مرحمت  فراوان  یزدان‌،  بزرگمنشی  و  بخشندگی  را  به  آنان  نیاموخته  است‌،  و  ایشان  را  از  بخل  و  تنگچشمی  و  آزمندی  و  ناسپاسی  رهائی  نبخشیده  است‌:

(أم لهم نصيب من الملك ؟ فإذا لا يؤتون الناس نقيرا ! أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكاً عَظِيماً) (54)

آیا  آنان  را  بهره‌ای  از  ملک  است‌؟  (‌اگر ملک  و  قدرت  در  دست  ایشـان  بـود)  در  این  صورت  (‌پشیزی  و  سر  سوزنی  و  حتّی  به‌)  اندازۀ  سوراخ  هستۀ  خرما  (‌که  از آن  خرما  جوانه  می‌زند  و  ناچیزترین  شی‌ء  بشمار  است‌)  به  مردم  نمی‌دادند.  آیا  آنان  بر  چیزی  حسد  می‌برند  که  خداوند  از  روی  فضل  و  رحمت  خود  (‌بـا  برانگیختن  محمّد)  به  مردم  (‌عرب‌)  داده  است‌؟  ما  که  به  آل  ابراهیم  (‌که  ابراهیم  نیای  شما  و  ایشان  است‌)  کتاب  (‌آسمانی‌)  و  پیغمبری  و  پـادشاهی  عظیمی  دادیـم‌.  (‌مـانند:  سـلطنت  یوسف  در  مصر،  و  شاهی  داود  و  سلیمان  در  شام‌)‌.

شگفتا!  یهودیان  طاقت  این  را  ندارند که  ببینند  خداوند  جهان  به  بنده ای  از  بندگان  خود،  چیزی  از  خزانۀ  کرم  خود  بدهد.  مگر  آنان  انباز  خدایند؟  پاكا  خداوند  جهان  از  این  نقصان!  یا  آیا  بهره‌ای  از  مملکت  و  سلطنت  خدا  متعلّق  بدیشان  است‌؟  مملکت  و  سلطنتی ‌که  خدا  از  آن  می‌بخشاید  و  به  هر کس‌ که  خود  بخو‌اهد  عطاء  می‌فرماید.  اگر  چیزی  از  آن  متعلّق  بدیشان  بود،  قطعاً  بر  اثر سنگین  دلی  و آزمندی‌،  بر آن  حرص  می‌ورزیدند  و  به  اندازۀ  سوراخ  هسـتۀ  خـرما  از  آن  به  مردمان  نمی‌بخشیدند.  (‌نقیر) ‌گودی  مـوجو‌د  در  پشت  هسـتۀ  خرما  است‌.  سنگین  دلی  و  خودخواهی  زشت  یـهودیان  نمی‌گذارد  چنین  چیز  ناچیزی  را  به  مردمان  دهند،  اگر  هم  در  مملکت  و  سلطنت  یزدان  جهان  بهره‌ای  داشته  باشند!  سپاس  خدای  را که  بهره‌ای  از  م