  جملۀ  دسائس  و  نیرنگ  صلیبی  جهانی‌،  و  استعمار  با  همه  نوع  آن  -  بدون  شکّ  یهودیان  یا  در  آن  دستی  داشته‌اند  و  یا  در  پشت  سر  چنین  دسیسه  و  مکر  و  نـیرنگ  نشسه‌اند  و  بگو‌نه‌ای  سهمی  در  آن  داشته‌اند!

*

سپس  خطاب  متوجّه  کسانی  است ‌که  اهل‌ کتاب  نـام  دارند  و  در  اینجا  مراد  یهودیها  است‌.  خداوند  ایشان  را  به  سوی ‌کتابی  قرآن  نام  دعوت  می‌کند که  تصدیق‌کنندۀ  کتابی  تورات  نام  است  و  در  دستشان  قرار  دارد.  همچنین  آنان  را  با  مسخ  و  لعنی  تهدید  می‌نماید که  به  دنبال  سرکشیها  و  دسیسه‌ها  و کارهای  پلشتشان  رخ  می‌دهد  و  گریبانگیرشان  می‌شود.  از  دیگر  سو  بدیشان  اعلام  می‌کند که  شرک  ورزیدن  و کناره‌کیری  از  توحید  باعث  هلاک  و  نابودیشان  می‌گردد.  توحیدی‌ که  آئینشان  هم  بر  آن  استوار  است‌،  و  در  دینشان  مقرّر  است‌ که  خدا  شرک  ورزیدن  را  نمی‌بخشاید.  در  اینجا  حدود  و  ثغور  مغفرت  فرا‌خ‌ کردگار  با  بیان  عامّی  روشن  و  معیّن  می‌گردد،  و  د‌ر  ضمن‌،  زشـتی  شـرک  ورزیدن  هم  هویدا  و  آشکار  می‌شود.  زشتی  شرک  ورزیدن  تا  بدانجا  است‌ که  شرک  از  محدودۀ  مغفرت  خدا  خارج  می‌گردد،  و  بخشایش  الهی  آن  را  دربر  نمی‌گیرد!

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً (47) إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً) (48)

ای  کسانی  که  کتاب  (‌آسمانی‌)  به  شما  داده  شـده  است‌،  ایمان  بیاورید  بدانچه  (‌از  قرآن  بر  محمّد)  نازل  کرده‌ایم  و  تصدیق  کنندۀ  چیزی  است  که  (‌از  کتاب  آسـمانی‌)  بـا  خود  دارید،  پیش  از  آن  که  (‌عذابی  نصیب  شما  کنیم  و  بدان  وسیله  آثار)  چهره‌هائی  را  مـحو  کنیم  (‌و  در  آنـها  چشم  و  گوش‌ و ابرو  و بینی  و لبی  بر جای‌ نگذاریـم‌) ‌و  آنــها  را  برگردانیم  (‌و  هـمـچون  قسـمت  پشت  زشت  گردند)‌،  یـا  پـیش  از  آن  که  ایشـان  را  از  رحمت  خود  بی‌بهره  سازیم  همانگونه  که  یاران  شنبه  را  (‌یعنی  آنانی  که  در  روز  شنبه  ماهی  می‌گرفتند)  نفرین  کرده  و  نابود  نمودیم‌.  و  فرمان  خدا  انجام  شدنی  است‌.  بیگمان  خداوند  (‌هرگز)  شرک  به  خود  را  نمی‌بخشد،  ولی  گناهان  جز  آن  را  از  هر  کس  که  خود  بخواهد  می‌بخشد.  و  هر  که  بـرای  خدا  شریکی  قائل  گردد،  گناه  بزرگی  را  مـرتکب  شـده  است‌.

این  ندا  بگونه‏ای  است ‌که  می‏‎بایست  آنان  نخستین  پاسخ  دهندگان  به  آن  باشند،  و  سببی  در  آن  آمده  است ‌که  به  علّت  آن  لازم  بود  ایشان  پیش  از  دیگران  بدان  ایـمان  آورند‌:               

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُم ).

ای  کسانی  که  کتاب  (‌آسمانی‌)  به  شما  داده  شده  است‌،  ایمان  بیاورید  بدانچه  (‌از  قرآن  بر  محمّد)  نازل  کرده‌ایم  و  تصدیق  کنندۀ  چیزی  است  که  (‌از  کتاب  آسـمانی‌)  بـا  خود  دارید.

آنان  کسانیند  که  کتاب  بدیشان  داده  شده  است‌،  لذا  این  هدایت  آسمانی  برای  آنان  غریب  و  نـاشناخته  نـیست‌.  خدائی ‌که ‌کتاب  بدیشان  داده  است  همو  است‌ که  آنان  را  به  سوی  ایمان  به‌ کتابی  می‌خواند که  تـصدیق‌کنندۀ  چیزی  است‌ که  با  خود  دارند.  این  هدایت  برایشان  غریب  و  ناشناخته  نیست‌،  چرا که  تصدیق‌کنندۀ  چیزی  است‌ که  با  خود  دارند.

اگر  ایمان  در  پرتو  دلیل  و  برهان  حاصل  آید،  یا  با  سبب  و  علّت  فراهم‌ گردد،  یهودیان  می‏‎بایست  از  زمرۀ  نخستین  کسانی  باشند  که  ایـمان  آورده  بودند.  ولی  یـهودیان  مصلحتها  و  خواستهائی‌،  و کینه‌ها  و  سرکشی‌هائی  داشته  و  دارنـد،  و  ذاتاً‌ کژرو  و گردنکش  بوده  و  هستند،  همانگونه  که  تورات  دربارۀ  ایشان‌ گفته  است‌:  (‌مـلّتی  هستند  با گردنی  شق  و  رق‌)‌.  این  بود که  ایمان  نیاوردند،  و  به  همین  سبب  بود که  تهدید  تـند  و  سختی  خطاب  بدیشان‌ می‌شود:       

(مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً) (47)

پیش  از  آن  که  (‌عذابی  نصیب  شما  کنیم  و  بـدان  وسـیله  آثار)  چهره‌هائی  را  محو کنیم  (‌و  در  آنها  چشم  و  گوش  و  ابرو  و  بینی  و لبی  بر  جای  نگذاریم‌)  و آنها  را  برگردانیم  (‌و  همچون  قسمت  پشت  خود  صاف  و  زشت  کردند)‌،  یا  پیش  از  آن  که  ایشان  را  از  رحمت  خود  بی‌بهره  سـازیم  همانگونه  که  یاران  شنبه  را  (‌یعنی  آنان  که  در  روز  شنبه  ماهی  می‌گرفتند)  نفرین  کرده  و  نابود  نمودیم‌.  و  فرمان  خدا  انجام  شدنی  است‌.

(طْمِسَ وُجُوه) از  میان  برداشتن  نشانه‌های  مشخّصۀ  انسان  است‌،  و  (‌ردِّ  وجوه‌)  برگرداندن  چهره‌ها  و  زیر  و  رو کردن  آنها  است  ...  چه  بسا  ایـن  تـهدید،  مـادّی  و  ظاهری  باشد.  یعنی  واقعاً  نشانه‌های  انسان  بودن  را  از  آنان  محو  و  نابود  سازد  و  بسان  چهارپایان  چهاردست  و  پای  راه  روند،  بدان‌گو‌نه‌ که  لعن  و  نفرین ‌گریبانگیر  یاران  شنبه  شد.  آنان ‌که  در  روز  شنبه  برای ‌گرفتن  ماهی  نیرنگ  می‌زدند،  در  حالی‌ که  در  شریعتشان  برای  آنان  حرام  بود.  با  پذیرش  تغییر  مادّی  و  ظاهری‌،  مراد  ایـن  خواهد  بود که  آن  چنان  یهودیانی  واقعاً  به  مـیمونها  و  خوکهائی  تبدیل  شدند!

یا  این‌ که  مقصود  تغییر  مادّی  نیست  و بلکه  تغییر  معنوی  مراد  است‌.  (طْمِسَ وُجُوه) به  معنی  پنهان  و  نابود کردن  نشانه‌های  هدایت  و  بینش  درون  ایشان‌.  (‌ردِّ  وجوه‌)  به  

معنی  برگرداندن  آنان  به‌ کفرشان  و  جاهلیّتشان‌،‌ کفر  و  جاهلیّتی‌ که  پیش  از  نزول‌ کتابهای  آسمانی  موجود  بود.  بلی‌ کفر  پس  از  ایمان‌،  و گمراهی  بعد  از  هدایت‌،  زدودن  چـــهره‌ها  و  بـینش‌ها  بشمار  است‌،  و  پس  روی  و  عقب‌گردی  است ‌که  هیچگونه  پس  روی  و  عقب‌گردی  بسان  آن  نیست‌.

حال  مراد  چه  دگرگو‌نی  مادّی  باشد  و  چه  تغییر  معنوی‌،  در  هر  دو  صورت  تهدید  خوفناک  و  سختی  بشمار  است‌،  بیم  دادنی‌ که  سزاوار  سـرشت  خشک  و  تـند  یـهودیان  است‌،  و  با کردار  زشت  و  ناپاک  آنان  سازگار  است‌.  از  جملۀ ‌کسانی‌ که  با  تهدید  و  بیم،  از  آئین  خود  برگشتند  و  اسلام  را  پذیرفتند،  کعب‌الأحبار  است‌:

ابو  حاتم  می‌گوید:  پدرم  از  ابن  نفیل‌،  و  او  از  عمرو  پسر  واقد،  و  وی  از  یونس  پسر  جلیس‌،  و  او  هم  از  ابوادریس  عائذ  الله  خولانی  روایت‌ کرده  است ‌که ‌گفته  است‌:  ابومسلم  خلیلی  آموزگار کع