ز  شما  از  پیشاب  برگشت‌)‌.  تا  بدین  وسیله  در  مخاطب  قرار  دادن‌،  ادب  هر  چه  بیشتر  رعایت ‌گردد،  و  بر  لطف ‌کنایه  افزوده  شود.  و  این  ادب  هم  سرمشق  انسانها  در  هنگام ‌گفتگوی  با  همدیگر  قرا‌ر گیرد.

زمانی  هم  از  چیزهائی  خبر  می‌دهد که  میان  زن  و  شوهر  می‏‎گذرد،  می‌فرماید:

(أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء ).

یا  این  که  با  زنان  نزدیکی  کردید.

تعبیر  با  مادۀ  مُـلاسمه‌،  لطیف‌ترین  و  موقّرانـه‌ترین  و  والاترین  شیوۀ  بیان  را  در  بر  دارد.  چرا که  ملامسه‌،  مقدّمۀ ‌کار،  یا  تعبیر  از  خود  عمل  است‌.  به  هر  حال  بیان  سخن  بدین  شیوه‌،  ادب  بشمار  است  و  خداوند  آن  را  به  خاطر  مردمان  در  قالب  چنین  واژگانی  بیان  می‌فرماید  تا  آنان  هم‌،  ادب  بیاموزند  و  به  هنگام  تعبیر  از  چنین  کارهائی  ادب  رعایت‌ کنند  و  بی‌پرده  چیزی  جویند،  مگر  این ‌که  جز  بی‌پرده  سخن‌ گفتن‌،  چاره‌ای  نباشد.

زمانی  هم  از  خاک  پاک  سخن  می‌رانده  می‌فرماید:  خاک  پاکیزه‌.  تا  اشاره  فرماید  به  این‌ که  پاک‌،  پاکیزه  است‌،  و  ناپاک  ناپاکیزه  ...  این  چنین  سخنانی‌،  الهامهای  زیبا  و  دقيقی  است‌ که  به  اندرونها  می‌خزند  و  به  دلها  را‌ه  پیدا  می‌کنند.  والا مقام  خداوندگار  درونها  و  دلها  است  و  بس!  همو  با  خبر  از  راز  و  رمز  درونها  و  تار  و  پود  دلها  است‌! 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] برای  اطلاع  بیشتر  مراجعه  شود  به‌کتاب  (‌التصویر  الفنی  فی  القرآن‌)  و  کتاب‌:  (‌مشاهد  القیامه ‌فی  القرآن‌)‌،  چاپ  دارالشروق. 
[2] ‌کتاب  (‌تنقیحات‌)  تألیف  ابوالأعلی  مودودی‌،  به  نقل  از کتاب:  (‌مـاذا  خسر  العالم  بانحلاط  المسملین‌) ‌تألیف  ابوالحسن  ندوی‌. 
[3]  (‌خورنق‌)  و  (‌سدیر‌)  قصرهائی  بوده‌اند که  متعلّق  به  نعمان  پسـر  منذر  بوده‌اند.  عربها  در  زمان  جاهلیّت  از  آنها  صحـبت  کرده‌اند. 
[4] صبوح‌:  شرابی‌ کـه  بامدادان  نوشیده  می‌شود.  غبوق‌:  شرابی‌ کـه  شامگاهان  نوشیده  می‌شود. 
[5] شیوۀ  سومی  نیز وجود  دارد  (‌نگا:  فقه  السنه‌،  جلداول‌،  صفحۀ  ٧٩)‌:‌کف  دو  دست‌ را بر  خاک  می‌زنند،  سپس  چهره  را با  نخستین  زدن ‌کفها بر  خاک  مسح  می‌نمایند.  بعد  با  دومین  زدن‌ کفها  بر  خاک  با کف  دست  راست‌،  پشت  دست  چپ‌،  و  با کف  دست  چپ‌،  پشت  دست‌ راست‌ را  تا مچ  دستها  مسح  می‌کنند.  (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:225.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:226.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:227.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:228.txt">قسمت چهارم</a></body></html>سوره‌ي نساء آيه‌ي 57-44

 

 (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ (44) وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيّاً وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيراً )(45)مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيّاً بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْناً فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً (46) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً (47) إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً (48) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً (49) انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْماً مُّبِيناً(50)أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً (51) أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيراً (52) أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً (53) أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكاً عَظِيماً (54) فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً )(55) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَاراً كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزاً حَكِيماً (56) وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِـلاًّ ظَلِيلاً) (57)

از آغاز  نـخستین  درس  این  سوره‌،  پیکاری  آغاز  می‌گردد،  پیکاری‌ که  قرآن ‌گروه  مسلمانان  را  بدان  وارد  می‌گرداند  و  رویاروی  جاهلیّت  پیرامون  ایشـان‌،  قرار  می‌دهد.  بویژه  آنان  را  با  یهودیان  اهـل ‌کتاب‌،  درگیر  می‌سازد.  پیکاری  از  نوع  پیکارهائی‌ که  در  سـوره‌های  بقره  و  آل  عمران  قبلاً  دیدیم‌.  این  پیکار  از  نوع  همان  پیکار  است‌.  اردوگـاههای  دشمن  نـیز  همسان  همان  اردوگاهها  است‌.  اردوگاههائی ‌که  در  سرآغاز  سوره‌های  بقره  و  آل‌عمران  شاهد  آنها  بودیم  و  در  سر  آغاز  ایـن  سوره  هم  دیدیم‌.

از  آغاز  همین  درس‌،  پیکار  خارجی  درمی‌گیرد.  پیکار  مسلمانان  با  اردوگاههای  دشمنان  پیرامونشان‌.  و لیکن  این  پیکار  در  حقیقت  سرآغاز  پیکار  نیست‌.  بلکه  آنچه  در  ایـن  سوره  قبلاً گذشته  است‌،  همچون  مقرّرات  اجـتماعی‌،  قوانـین  اقتصادی‌،  قواعد  خانوادگی‌،  دستورهای  اخلاقی‌،  محو  سـیماها  و  زدودن  نشـانه‌های  جاهلیّت  از  میان  جامعۀ  مسلمانی ‌که  برنامۀ  ربّانی  آن  را  از  ژرفای  درّۀ  جاهلیّت  بالا  آورده  و  برگرفته  بود،  و  ترسیم  خط  و  نشان  و  طرح  نقشۀ  سیماهای  نو  اسلامی‌،  در  میان  چنین  جامعه‌ای‌،  هیچیک  از  اینها  از  پیکار گروه  مسلمان  مدینه  با  دشمنان  داخل  مدینه  بطور  خاصّ‌،  و  با  دشمنان  جزیرة‌العرب  بطور  عامّ  دور  و  برکنار،  نبوده  است‌.  بلکه  هر  یک  از  آنها  بخش