بوق  شامگاهان‌[4]‌.  در  مـیان  چنین  اوقاتی  و  بدنبال  اینگونه  ازمنه‌ای‌،  اوقات  نماز  فرا  می‌رسد.  در  اینجا  دل  مسلمان  میان  ادای  نماز  و  مـیان  لذّت  شراب  حیران  و  ویلان  می‏‎گردد.  دل  مسـلمان  هم  بدان  اوج  رسیده  است ‌که  بداند،  نماز  برای  او،  ستون  زندگی  است‌.

با  وجود  این‌،  عمر  رضی الله عنهُ  بلی  عمر که  عمر  است‌،  خاشعانه  از  بارگاه  یزدان  درخواست  می‌نماید  که‌:  (‌پـروردگارا!  سخن  شافی  و  توضیح ‌کافی  دربارۀ  می  و  میگساری  برایمان  بیان  فرما)‌.  زمان  گذشت  و  هنگام  وقوع  حوادث  فرا  رسید.  موقع  مناسب  -  برابر  ترتیب  برنامه  آسمانی  -  برای  ضربه  قاطعانه  پیش  آمد.  دو  آیۀ  سورۀ  مـائده  نازل  شد:

(إنما الخمر والميسر والأنصاب والأزلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون . إنما يريد الشيطان أن يوقع بينكم العداوة والبغضاء في الخمر والميسر , ويصدكم عن ذكر الله وعن الصلاة فهل أنتم منتهون).

میخوارگی  و  قماربازی  و  بتهای  (‌سـنگیی  که  در  کـنار  آنها  قربانی  می‌شود)  و  تیرها  (‌و  سنگها  و  اوراقی  که  برای  بخت‌آزمائی  و  غیب‌گوئی  بکار  می‌رود،  همه  و  همه  از  لحاظ  معنوی‌)  پلیدند  (‌و  ناشی  از  تزیین  و  تلقین‌)  عمل  شیطان  می‏‎باشند.  پس  از  (‌این  کارهای‌)  پلید  دوری  کنید  تا  اینکه  رستگار  شـوید.  اهـریمن  مـی‌خواهـد  از  طریق  میخوارگی  و  قماربازی‌،  در  مـیان  شـما  دشـمنانگی  و  کینه‌توزی  ایجاد  کند  و  شما  را  از  یاد  خدا  و  خواندن  نماز  بــاز  دارد.  پس  آیـا  (‌از  ایــن  دو چیزی  که  پلیدند،  و  دشمنانگی  و  کینه‌توزی  می‌پراکنند،  و  بندگان  را  از  یـاد  خدا  غافل  می‏‎کنند،  و  ایشان  را  از  همۀ  عبادات‌،  به  ویـژه  نـماز  کــه  مهمّترین  آنـها  است‌،  بـاز  مـی‌دارنـد)  دست  می‌کشید  و  بس  می‌کنید؟‌! (‌مائده  /  ٩٠،  ا٩)  

مسلمانان  همین‌ که  فرمان  را  شـنیدند،  جملگی  بس  کردند.  مشکهای  شراب  ریخته  شد.  کوزه‌های  می  در  همه‌ جا  شکسته  شد.  آنان‌ که  سرگرم  میخوارگی  بودند،  به  مجرّد  شنیدن  دستور  قرآنی‌،  جرعه‌های  را  پرت‌ کردند  که  در  دهان  داشتند  و  آنها  را  قورت  ندادند  و  نبلعیدند.  قرآن  پیروز گردید.  برنامۀ  یزدانی  موفّق  شـد  و  بدون  استفادۀ  از  زور،  قدرت  و  سلطۀ  خود  را  واجب  و  لازم  الاجراء  کرد.  امّا  این  کار  چگو‌نه  انجام  و  اجراء  شد؟  این  معجزه  چطور  صورت ‌گرفت‌؟  معجزه‌ای ‌که  در  تـاریخ  انسانها  بی‏نظیر  است  و  در  تاریخ  قوانین  و  مـقرّرات  و  بخشنامه‌ها  در  همۀ  زمانها  و  مکانها،  تک  و  یگانه  ا‌ست‌.  معجزه  شد،  زیرا  برنامۀ  ربّانی  بر  نفس  انسانی  با  شیوۀ  ویژۀ  خود  چیره‌ گردید.  آن  را  به  زیر  بال  و  پر  قدرت  خویش ‌کشید،  با  سلطۀ  یزدان  و  بیم  از  خدای  سبحان  و  پائیدن  آفریدگار  جهان‌،  و  حضور  پروردگار،  در  زوایا  و  پهنۀ  دل  و  جان  انسان‌.  پروردگاری ‌که  لحظه‌ای  از  زمان  غـفلت  بدو  رو  نـمی‌کند  و  آنـی  غافل  از  بندگان  و  آفریدگان  نبوده  و  نیست‌.  سراسـر  نفس  انسان  را  فرا گرفت  و  هیچ  نقشی  از  آن  را  رها  نسـاخت  و کنار  نگذاشت‌.  فطرت  را  با  راه  و  روش  آفریدگار  فطرت  چاره‌سازی‌ کرد.  با  تلاشهای  فراوان  و  سترگ،  و  با  توجّهات  خستگی‌ناپذیر  و  بزرگ،  خلأ  درون  مردمان  را  پر کرد  و جائی  را  خالی  نگذاشت  تـا  مسـتی  و  می  و  خيالبافی‌های  مسکرات‌،  و  به  خود  نازیدن  و  بالیدن  پوچ  ناشی  از  نوشانوش  باده،  آن  را  پر  سازد.

گسترۀ  درون  را  لبریز  از  تلاشهای  بزرگی  و  تکاپوهای  سترگی ‌کرد.  از  جمله‌:  بشریّت ‌گمراه‌ گریز  پـا  را  بطور  کلّی  از  بیابان  برهوت  جاهلیّت  و گرمای  سوزان  آن‌،  همچنین  از  تاریکی  سیاه  و  بندگی  خوارکننده  و  تنگنای  خفه‌کنندۀ  جاهلیّت  نجات  داد،  و  رهسپار  باغهای  پرگل  و  ریحان  و  دلربا  و  زیبای  اسلام‌ کرد،  و  به  زیر  سایه‌های  دلگشا  و  باصفای  درختان  چنین  باغهائی  کشـاند،  و  از  نور  درخشان  و  آزادگی  بزرگوارانه  و گسـترۀ  سترگ  اسلام  بهره‌ور  و  برخوردار  ساخت‌،  گستره‌ای  آن  اندازه سترگ که  در  برگیرندۀ  این  جهان  و  آن  جهان  است‌.  برنامۀ  ربّانی‌،  خلأ  درون  را  با  باور  و  ایمان  پر كرد،  و  ایـن  هم‌،  مهمّترین‌ کار  است‌.  درون  را  از  شور  و  احساس  تر  و  تازه‌،  و  از  خشنودی  زیبا  و  باصفا  سرشار  نمود.  دیگر  چنین  درونهائی  نیازی  به  سرخوشی  مستی  و  منگی  باده  نداشتند،  تا  مستی  و  منگی‌،  آنها  را  بر  بال  خیال  بنشاند،  و  در  جهان  خیالبافیها  و  رؤیاهای  دروغین  به  پرواز  درآورد،  درون‌هائی‌ که  با  نیروی  ایمان  نورین‌،  به  سوی  جهان  بالا  و  درخشان  والا  و  برین  پر می‌کشند.  در  قرب  خدا  می‌غنوند،  و  در  پرتو  نور  جمال  یزدان‌،  و  در کنار  خداوند  ذوالجلال  سبحان،  زنـدگی  سپری  می‌کنند.  چون  مزۀ  این  قرب  را  می‌چشند،  طعم  مـی  و  سرمستی  باده‌گساری  را  از  دهان  پرت  می‌کنند  و  دور  می‌اندازند.  دیگر  سر  درد  و  سرگیجۀ  مستی  را  به  خود  نـمی‌پذیرند،  و  سـرانـجام  از کثافت  مـی  و  خـمودگی  میخوارگی  دست  می‌کشند.

برنامۀ  ربّـانی‌،  فطرت  را  از  زیـر  تـپّه‌ها  و  توده‌های  جاهلیّت  نجات  بخشید،  و  قفل  فطرتها  را  با کلید  خاصّ  فطرت  باز کرد، ‌کلیدی ‌که  فطرتها  جز  با  آن  باز  نمی‌شوند.  برنامۀ  اسلامی‌،  نور،  زندگی‌،  پاکیزگی‌،  پاکی‌،  بیداری،  همّت‌،  روان  شدن  به  سوی  خیر  و  خوبی  بزرگ  و كار  سترگ،  خلیفه‌گری  در  زمین  بر  مبنای  اصول  و  ارکان  لازمۀ  خلافت‌،  آنگونه‌ که  پروردگار  آگاه  و  دانـا  مقرّر  فرموده  است‌،  و  مطابق  با  عهد  و  پیمانی ‌که  شرط  کرده  است  و  با  دیگران  بسته  است‌،  و  حرکت‌ کردن  در  راه  هدایت  و  نوری‌ که  ارمغان  فرموده  است‌،  همه  و  همۀ  ایـنها  را  در گـوشه‌ها  و کنارها  و  بندها  و  راهها  و  گذرگاههای  درونها  پخش  و  پراکنده  نموده  و  مستقرّ  و  پا  بر  جای  داشته  است‌.

می  همچون  قمار،  و  همچون  بقیّۀ  وسـائل  و  امـاکن  خـوشگذرانـی‌ها  و  هـوس‌بازی‌ها،  از  قبیل  آنـچه  (‌بازی‌های  ورزشی‌)  نامیده  می‌شود،  و  زیاده‌روی‌هائی  که  برای  دیدن  چنین  بازیهائی  انجام  می‏‎گیرد،  همچنین  دیوانگی  سرعت‌،  دیوانگی  سینما،  دیوانگی  (‌مُدها)  و  (‌تقلیدها)‌،  دیوانگی  جنگ  گاوها،  و  دیوانگی  سـایر  بی‌مزگیها  و کارهای  بیهوده  و  بیجائی ‌که  زندگی‌ گلّه‌های  انسانها  را  در  جاهلیّت  جدید  روزگار  معاصر  امروزی‌،  یعنی  در  جاهلیّت  تـمدّن  صـنعتی‌!  همه  و  همۀ  ایـنها  تعبیراتی  بیش  از  خلأ  روحی  نمی‏‎باشند.  خلأ  روح  پیش  از  هر  چیز  دیگری  از  ایمان‌،  دوم  خلأ  روح  از  تلاشهای  بزرگ  و  تکاپوهای  سترگی ‌که  نیروی  انسانها  را  صرف  خود کند  و  به  خود  مشغو‌ل  دارد.  این  چنین ‌کارهائی  خبر  از  فقر  این  تمدّن  در  مسألۀ  اشباع  نیروهای  سرشت