رند  که  کاش  (‌همانگونه  کـه  مردگان  را  در  خاک  دفن  می‌کنند  و  خاک  بر  پیکرشان  می‌ریزند،  ایشان  را  نیز  در  دل  خاک  دفن  می‏‎کردند  و)  زمین  (‌مزار  ایشان‌)  را  بر  روی  آنان‌،  صاف  می‌کردند  (‌و  همچون  مردگان  در  خاک  پنهان  می‌شدند  و  چنین  شرمندگی  و  درد  و  رنجی  را  نمی‌دیدند.  در  آن  روز آنان‌)  نمی‌توانند  کردار  یـا  گفتاری  را  از  خدا  پنهان  سازند.

همۀ  این  معانی  را  از  لابلای  پسوده‌های  بیانگر  زنـده  موجود  در تصویر  حسّ  می‌کنیم‌،  و  جملگی  آن  انفعالات  جنبان  در درون‌ها  را  مشاهده  می‌نمائیم‌.  آنها  را  ژرف  و  زنده  و  مؤثّر می‌بینیم‌،  به‌گونه‌ای ‌که  آنها  را  از  لابلای  هیچ  بیان  دیگری  مشاهده  نمی‌نمائیم‌،  چه  بيان  وصفی  باشد  و  چه  تحلیلی‌.  ایـن‌،  شیوۀ  قرآن  در  نمایش  صحنه‌های  قیامت  و  همچنین  در  به  تصویر کشیدن  سایر  صحنه‌ها  است‌.[1]

*

این  درس  با  فرمان  به  انجام  عبادت  یزدان  و  نهی  از  انباز  کردن  چیزی  برای  حضرت  سبحان،  آغاز گشـته  است‌.  نماز  هم  نزدیکترین  شعائر  به  معنی  عبادت،  و  مهمّ‌ترین  مراسم  پرستش  است‌.  در  آیۀ  زیر  برخی  از  احکام  نماز،  و  بعضی  از  احكام  طهارت ‌که  مقدّمۀ  نماز  است‌،  ذکـر  شده  است‌:

(يا أيها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة وأنتم سكارى - حتى تعلموا ما تقولون - ولا جنبا - إلا عابري سبيل - حتى تغتسلوا . وإن كنتم مرضى أو على سفر , أو جاء أحد منكم من الغائط , أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء ، فتيمموا صعيدا طيبا ، فامسحوا بوجوهكم وأيديكم . إن الله كان عفوا غفورا). 

ای  کسـانی  کـه  ایمان  آورده‌ایـد،  در  حالی  که  مست  هستید،  به  نماز  نایستید  تـا  آنگاه  که  می‌دانید  ]ه  میگوئید،  و  fه  نماز  نایستید  در  حالی  که  جنب  هستید  تا  آنگاه  که  غسل  می‌کنید،  مگر  اینکه  مسافر  باشید.  و  اگر  مریض  یا مسافر  بودید  و یا  اینکه  از  پیشاب  برگشتید،  و  یا  اینکه  با  زنان  نزدیکی  کردید  و  (‌در  همۀ  ایـن  احوال‌)  آبی  نیافتید،  با  خاک  پاک  تیمّم  کنید  و  (‌برای  این  منظور،  با  خاک‌)  چهره  و  دستهایتان  را  مسـح  کـنید.  بی‏گمان  خداوند  پس  عفو  کننده  و  آمرزنده  است‌.

این‌،  حلقه‌ای  از  زنـجیرۀ  تربیت  اسـلامی  است  برای  جماعت  مسلمانانی‌ که  برنامۀ  اسلامی‌،  ایشان  را  از  ژرفای  درّۀ  جاهلیّت  برگرفت  و  بالا کشید.  ميخوارگی  یکی  از  مراسم  و عادات  اصلی  و  فراگیر بود،  و از  مشخّصات  برجستۀ  چنين  جامعه‌ای  بشمار  می‌آمد.  البتّه  ميخوارگی‌، پيو‌سته  از  مشخّصات  برجسته  و مهمّ ‌هر  جـاهليّتی  در  قـدیم  و  جـدید  بوده  و  خـواهد  بود.  میخوارگی،  مشخّصۀ  برجستۀ  جامعۀ  روم  در اوج  جاهلیّت  بود،  و  مشخّصۀ  مهمّ  جامعۀ  ایران  در گذ‌شته  بوده  است‌.

امروزه  هم  میخوارگی  پدیده  پیدا  و  نشـانۀ  هویدای  جامعۀ  اروپائی‌،  و  جامعۀ  آمریکائی  در  اوج  جاهلیّت  خو‌د  است‌.  در  جاهلیّت  جامعۀ  عقب  ماندۀ  افریقائی  امروزی  که  از جاهلیّت  نخستین  هم  عقب  مانده‌تر است‌،‌ وضع  به  همين  شکل  است‌.

در  سـوئد کـه  مـترقّی‌ترین  یـا  جزو  مترقّی‌ترین  مملکت‌های  روزگار  معا‌صر  است‌،  در  نیمۀ  اوّل  قـرن  گذشته  هر  خانواده‌ای‌،  می  ویژۀ  خود  را  تهیّه  مـی‌دید.  بطور  متوسط  هر کسی  حدود  بیست  لیتر  مصرف  داشت‌.  حکومت  سوئد  خطر این  وضع  را  احساس‌ کرد  و  به  زیان  اعتیاد  میخوارگی  پی  برد.  سیاست  احتکار  مسکرات  را  در  پيش ‌گرفت  و  اقدام  به  محدود  نمو‌دن  مصرف  روزانۀ  اشـخاص‌ کـرد.  نوشیدن  مسکرات  را  در  مکانهای  همگانی  قدغن‌ کرد.  امّا  بعد  از  چند  سال‌،  تخفیف  قائل  شد  و  برخی  از  قیدها  و  بندها  را  برداشت.  نـوشیدن  مسکر‌ات  تنها  در رستورانها  آزاد  شد،  آن  هم  به  شـرط  مصرف  غذا  با آن!  بعدها  نوشیدن  مسکرات ‌در برخی‌ از  مکانهای  همگانی  تا  نصف  شب  آزاد ‌گردید!  ولی  در  نیمۀ  شب  تنها  نوشیدن  (‌شراب‌)  و  (آبجو)  آزاد  بود!  اعتیاد  ميخوارگی  در  ميان  نـوجوانـان  چندین  برابر  افزایش  یافت‌.

اما  در  آمریکا؛  حکو‌مت  آمریکا  یک  بار  تلاش‌ کرد،‌ که  این  پدیده  را  ریشه‌کن  سـازد.  بدین  مـنظور  در  سـال  

١٩١٩  قانونی  را  وضع‌ کرد که  از  روی  ریشخند  قانون  (‌خشکیدن‌)  نامیده  شد.  چرا که  (‌سیراب  شدن‌)  از  می  را  قدغن‌ کرد.  این  قانون  مدّت  چهارده  سال  ماندگار  شد.  د‌ر  سال  ١٩٣٣  حکو‌مت  ناچار گردید،  آن  را  لغو ‌کند،  ولی  برای  تبلیغ  علیه  مسکرات  همۀ  وسـائل  ارتباط  جمعی  از قبیل  نشریّات  و  رادیو  و  سینما  و  سخنرانی‌ها  و  کنفر‌انس‌ها  را  به‌ کـار گـرفت‌.  مبلغی  را که  حکـومت  آمریکا  صرف  این ‌کار کرد،  مبلغی  بالغ  بر  شصت  میلیون  دلار  تخمين  مـی‌زنند.  صـفحات ‌کتابها  و  نشـریّه‌های  مطبوعات ‌در ایـن ‌راستا  را  حدود  ده‌بیلیون  صفحه  می‌دانند.  هزینۀ  چهارده  سالۀ  قانون  تحریم  از  دویست  و  پنجاه  میلیون  جنیه ‌کمتر  نبود.  در  این  مدّت  سیصد  نـفر  اعدام ‌گردید.  همچنین  پنج  میلیون  و  سی  و  دو هـزار  و  سیصد  و سی  و پنج  نفر زندانی  شد. زیان  و ضرر،  به  شانزده  میلیون  جنيه  رسید.  املاکی ‌که  مصادره ‌گردید،  حدود  چهارصد  و  چهار  بیلیون جنیه  بود.  امّا  پس  از  این  همه  تلاش  و  زحمت  و  خسارت  و  زیان‌،  دولت  ناچار  گردید  از گفته  و کرده  خود  برگردد  و  قانون  را  لغو  و  باطل  كند[2]

اما  اسلام‌،  این  پدیده  ژرف  و  ریشه‌دار  جامعۀ  جاهلی  را  با  چند  آیۀ  قرآنی  از میان  برداشت.  این  است‌،  فرق  میان  برنامۀ  یزدانی  با  برنامۀ  جاهلی  قدیم  یا  جدید،  در کار  پرداختن  به  معالجۀ  نـفس  بشری  و  اصـلاح  جامعه  انسانی‌.برای  این‌ که  ریشه‌داری  و  ژرفناکی  ایـن  پـدیده  را  در  جامعه  جاهلی  د‌رک ‌کنیم‌،  لازم  است  به  اشعار  دورۀ  جاهلی  مراجعه  نماییم  تا  بدانیم  و  ببينیم ‌که  (‌می‌)  عنصر  اساسی  د‌رمان  عناصر مادّۀ  ادبی  بوده  است‌،  و بلکه  عنصر  اساسی  سراسر  زندگی  بشمار  آمده  است‌.  تجارت  می‌، ‌کارش  بدانجا  رسیده  است‌ که  واژۀ  تجارت  مترادف  معاملۀ  می‌،‌ گشته  است‌.  لبید  می‌گوید:

(قد بت سامرها وغاية تاجر    

وافيت إذ رفعت وعز مدامها )

چه  شبهای  بسیار  خوشی  که  تا  دم  صبح  با  دوستان  به  قصّه‌گوئی  و  شب‌زنده‌داری  پرداخته‌ام  و  خویشتن  را  به  پرچم  باده  فروش  رسانده‌ام‌،  بدانگاه  که  بر  فـراز  میکده  برافراشته  شده  است  و  باده  هـم  نـایاب  و  گـران  گشته  است‌.

عمرو  بسر  قمیئه  می‌گوید:

(إذا أسحب الريط والمروط إلى   

                     أدني تجاري وأنفض اللمما )

 یاد  کن  آنگاه  را  که  دامنکشان  بـه  سـوی  نزدیکترین  میکده  رهسپار  میگشتم  و  نقاب  از  چهرۀ  دیوانگی  بـرمی‌داشتم  و  فسق  و  فجور  می‌کردم‌.

وصف  مجالس  میخوارگی‌،  و  افتخار  بدانها  دنیای  شعر  عربی  را  پر  و  لبریز کرده  است‌،  و  قالب  ظاهر  و  سیمای  آشکار  آن ‌گشته  اس