  دهند.  بلکه  آنچه  هست  لطف  و  فضل  و  افزایش  پاداش  است‌،  با  چندین  برابر  قلمداد کردن  نیکی‌ها  و  خوبی‌ها،  و  بهره‌مند  ساختن  از  الطاف  بیکران  و  بخشایش  بد‌ون  حسـاب  یزدان  منّان‌!

راه  ایمان  از  بیشترین  ضمانت‌،  برخوردار  است‌،  و  پر  درآمدترین  راه  است‌،  هر گو‌نه‌ که  حساب‌ کنیم  و  با  هـر  میزانی ‌که  بسنجیم،  حتّی  از  لحاظ  سود  و  زیان  مادّی‌.  از  آنجا که  ایمان  پر  سودترین  چیز  بوده  و  از  بیشترین  ضمانت  برخوردار  است‌،  چرا  باید  به  خـدا  و  روز  رستاخیز  ایمان  نیاورند  و  از  روزی  خداداد  نـبخشند؟  آخر  آنان  چیزی  را  نمی‌بخشند که  خود  آن  را  برای  خویشتن  آفریده  باشند،  بلکه  از  چیزی  می‌بخشند کـه خداوند  بدیشان  داده  است‌،  امّا  با  ایـن  وجود،  پـاداش  چندین  برابر  بدانان  می‌دهد،  و  از  الطـاف  کریمانه‌اش‌،  بیش  از  استحقاق  بهره‌مندشان  می‌نماید،  هر  چند که  آنان  از  روزی  یـزدان  بذل  و  بخشش  و  نیکی  و  احسان  مــی‌کنند  و  مـی‌بخشند!  چـه  آفـریدگار  بـزرگو‌ار  بخشنده‌ای‌!  چه  پروردگار  روزی‌رسان  نعمت  دهنده‌ای‌!  چه  تجارت  و  معاملۀ  پر  سود  و  فزایـنده‌ای‌!  تـجارت  و  معامله‌ای  است ‌که  جز  نادان  زیانمند  از  آن‌،  رویگردان  نمی‌گردد،  و  دوری  نمی‌گزیند.

بعد  از  این‌،  اوامر  و  نواهی،  و  تشویق  و  ترغیب‌،  سیاق  کلام  با  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  به  پـایان  برده  می‌شود.  صحنه‌ای ‌که  موقعيّت  آنـان  در  آن  بزرگ  و  برجسته  نشان  داده  می‌شود،  و  در  آن  تپش  دلها  و  جنبش  احساسها  ترسیم  می‌گردد  و  نمایان  و  جنبان  به  تـماشا  درمی‌آید،  همانگو‌نه ‌که  روش  قرآن‌،  در  نـمایش  همۀ  صحنه‌های  قیامت  است‌:       

( فكيف إذا جئنا من كل أمة بشهيد , وجئنا بك على هؤلاء شهيدا ؟ يومئذ يود الذين كفروا وعصوا الرسول لو تسوى بهم الأرض , ولا يكتمون الله حديثا . ).

 (‌ای  محمّد،  حال  اینان‌)  چگونه  خواهد  بود،  بدانگاه  که  از  هر  ملّتی  گواهی  (‌از  پیغمبران‌،  برای  شـهادت  بـر  قـوم  خود)  بیاوریم  و  تو  را  (‌نیز  به  عنوان‌)  شاهدی  بـر  (‌قوم  خود،  از  جمله‌)  اینان  (‌یعنی  تنگچشمان  و  نـافرمانان‌)  بیاوریم‌.  در  آن  روز  (‌که  چنین  کارهائی  بوقوع  پیوندد)  کسانی  که  کفر  را  برگزیده  و  از  فرمان  پـیغمبر  سـر  بـر  تـافته‌انـد،  دوست  مـی‌دارند  که  کاش  (‌همانگونه  که  مردگان  را  در  خاک  دفن  می‌کنند  و  خاک  بـر  پیکرشان  می‌ریزند،  ایشان  را  نیز  در  دل  خاک  دفـن  مـی‌کردند  و)  زمین  (‌مزار  ایشان‌)  را  بر  روی  آنان  صاف  می‌کردند  (‌و  همچون  مردگان،  در  خاک  پنهان  مـی‌شدند  و  چنین  شرمندگی  و  درد  و  رنـجی  را  نـمی‌دیدند.  در  آن  روز  آنـان‌)  نمی‌توانند  کردار  یـا  گفتاری  را  از  خدا  پنهان  سازند.

این  آیات‌،  صحنۀ  قیامت  را  تهیّه  می‏بینند.  خدا کمترین  ستمی  روا  نمی‌دارد.  او  عدل  مطلق  است  و ترازویش  به  اندازۀ  مویی ‌کج  نمی‌گردد.  ایزد  منّان  نیکی‌ها  و  خوبیها  را  چندین  برابر  بشمار  می‌آورد  و  پاداش  چندین  برابر  می دهد،  و گذشته  از  آن  از  جانب  خود  نعمت  بسیار  و  پاداش  بیشمار  در  برابر  نیکی‌ها  و  خوبیها  عطاء  می‌فرماید.  آری  آنان ‌که  به  وسیلۀ  ایمان  و  عمل‌،  جویای  مرحمت  پروردگار  و  خواستار  تفضّل‌ کردگارند،  آنچه  بر  سر  راه  ایشان  است‌،  رحمت  یزدان  و  فضل  مطلق  ایـزد  منّان  است‌.  ولی  اینان‌،  بلی  اینان ‌که  ایمانی  نداشته‌اند  و  کردار  بایسته‌ای  نکرده‌اند  و  تنها  کفر  ورزیده‌اند  و  اعمال  بد،  انجام  داده‌اند،  باید  در  آن  روز،  چه  حال  و  وضعی  داشته  باشند؟  چه  حال  و  احوالی  پیش  می‌آید؟  بدانگاه  که  از  هر  ملّتی  شاهدی  را  حـاضر  مـی‌آوریم ‌که  قبلاً  پیغمبرشان  بوده  است  و  هم  اینک  باید  بر  آنان  گواهـی  دهد،  و  تو  را  نیز  حاضر  می‌سازیم  تا  شاهد  اینان  باشی  و  بر  ایشان  گواهی  دهی‌.

در  این  جا  است‌ که  صحنه‌،  برجسته  و  روشن  پدیدار  و  نمایان  می گردد.  سراسـر  پـردۀ  فراخ  نـمایش  را  فـرا  می‌گیرد.  هر  ملّتی  حاضر  و  نمایان  است‌.  برای  هر  ملّتی  هم  شاهدی  است‌،‌ که  گواه  بر  اعمالشان  است‌.  این‌ کافران  فخرفروش‌،  خود  بزرگ‌بین‌،  تـنگچشم‌،  به  تـنگچـشمی  فراخوان‌،  پنهان  کنندۀ  الطاف  و  انعام  یزدان‌،  و  ریاکاری  را که  برای  خدا کار  نکرده‌اند  و  خشـنودی  ذات  باری  نجسته‌اند،  در  لابلای  واژگان  و  از  خلال  بیان  قـرآن‌،  آشکارا  می‏‎بینیم!  ایـن  چنین  کسانی  را  می‏‎بینیم  کـه  ایستاده‌اند  و  در  صحنه  نگاه  داشته  شده اند،  در  حالی‌ که  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بر  پای  خاسته  است  و  به ‌گواهی  پرداخته  است‌.  آری  اینان  با  هر  آنچه ‌که  پنهان  داشته‌انـد  و  یا  نــمایان  نـموده‌انــد،  با  هـمۀ  فـخرفروشی‌ها  و  خودبزرگ‌بینی‌هائی  که  کرده‌انـد،  با  جملگی  کفرها  و  انکارهائی  که  ورزیده‌اند،  با  تمام  چیزهائی  که  در  بارۀ  آنها،  تنگچشمی  کرده‌اند  و  به  تنـگچشمی  خوانده‌اند،  با  سراسر  ریاکاریها  و  خودنمائیهائی  که  انجام  داده‌اند،  در  پیشگاه  آفریدگار،  حاضر  و  آماد‌ه‌ گشته‌اند!  آفریدگاری  که  بدو  ایـمان  نداشته‌اند،  روزی  دهنده‌ای ‌که  نعمت  و  مرحمت  او  را  پنهان  کرده‌اند  و  نادیده‌ گرفته‌اند،  و  نسبت  بدانچه  بدیشان  داده  است  بخل  ورزیده‌اند  و  تنگچـشمی  نموده‌اند  و  از  عطاء  و  دادۀ  یزدان‌،  به  مردمان  چیزی  نداده‌اند  و  نبخشیده‌اند.  در  پـیشگا‌ه  آفریدگار  حاضر  آمده‌اند،  در  روزی ‌که  سرای  آخرت  نام  دارد،  و  ایشان  بدان  ایمان  نیاورده‌اند  و  معتقد  به  سزا  و  جزائی  در  آن  نبوده‌اند!  رو  در  روی  پیغمبری  بر  پـای  ایسـتاده‌اند  و  ردیف گشته‌اند که  از  فرمانش  سر  بر  تافته‌انـد.  و  از  رهنمودهایش  سرکشی  کرده‌اند!  پس  چه  می‌شود؟‌!  چه  پیش  می آید؟!

آنچه ‌گريبا‌نگیرشان  می‏‎گردد،  خواری  و  رسوائی  و  شرمندگی  و  پشیمـانی  است  و  بس!  اقرار  به‌ گناهان  و  اعتراف  به  بدیها  و  پستی‌ها  است‌!  امّا  در  این  روز  دیگر  پشیمانی  سـودی  ند‌ارد  و  اقـرار  و  اعـتراف  بی بها  و  بی‏فایده  است‌!

روند  قرآنی  تنها  سیمای  بیرونی  و  نـماد  مادّی  چنین  مسائلی  را  نشان  نمی‌دهد  و  بس،  بلکه  (‌شکل  درونی‌)  و  ساختار  معنوی  آنها  را  نیز  به  تـصویر  می‌کشد  و  ظاهر  و  باطن  قضایا  را  روشـن  و  نـمایان  مـی‌سازد.  سایه‌ها  و  سایه‌روشن‌های  افکار  و  اعمال‌،  پیدا  و  هـویدا  است  و  خواری  و  پستی  و  شرمندگی  و  پشیمانی ‌گویا  و  نمایان  است‌:                

(يومئذ يود الذين كفروا وعصوا الرسول لو تسوى بهم الأرض , ولا يكتمون الله حديثا . . ).

در  آن  روز  (‌که  چنین  کارهائی  بوقوع  پیوندد)  کسانی  که  کفر  را  برگزیده  و  از  فرمان  پـیغمبر  سـر  بـر  تافته‌اند،  دوست  می‌دا