رای  نخستین  باران  را  در فضای  دوست  داشتنی  خانواده  می‌آموزد  و در  این ‌کانون  مهر و  محبّت  با  آن  آشنا  می‏‎گردد.  در کانون  مهرافزای  خانواده‌،  پـیوندهای  انسانیّت  آموخته  می‌شود  و  هسـتۀ نـهال  محبّت  در  مزرعۀ  ذهن ‌کاشته  می‌شود.  بعد  از  آن ‌که  درخت  روابط  در  جامعۀ ‌كو‌چک  خانوادگی  پرورده  و  بالنده  و گشن  گشت‌،  شاخ  و  برگ  آن  سراسر  جامعۀ  بزرگ  و  فـراخ  انسانی  را  در  بر  می‏‎گیرد.

در  این  درس  تازه‌،‌ رهنمودهائی  برای  نگاهداری  جامعۀ  کو‌چک  خـانوادگـی‌،  و  نگاهبانی  از  خانوادۀ  بزرگ  انسانی‌،  به  میان  می‌آید،  و  در  این  زمینه  از  معیارها  و  ارزشهائی  سخن  می‌رود که  بخشندگان  و  تنگ‌چشمان  را  با  آنها  می توان  شناخت‌.  این  درس  با  سخن  از  شالودۀ  بنیادینی  آغاز  می‌گردد که  همۀ  معیارها  و  ارزش‌های  والا  از  آن  برمی جوشند  و  سرچشمه  می‏‎گیرند،  یا  بهتر  بگو‌ئیم‌:  برنامه‌های  زندگی  جملگی  در  جامعۀ  اسلامی  از  آن  نشأت  می یابند.  این  شالودۀ  بنیادین،  یکتاپرستی  نام  دارد  ...

در  این  درس  می‌آموزیم ‌که  هر  حرکت  و  تلاشی  و  هر  اندیشه  و کاری‌،  عبادت  خدا  بوده  و  از زمرۀ  پـرستش  پروردگار  بشمار  می‌آید.  عبادت  و  پـرستشی ‌که  به  عقیدۀ  مسلمان  هدف  تـلاش  انسان  و  ثـمرۀ ‌کـوشش  زندگانی  او  است‌.

در  پرتو  سخن  از عبادت  خداوندگار  یگانه  -‌ عبادت  در  معنی  وسیع  خود  -  بخش  دوم  این  درس  برخی  از  احکام  نماز  و  طهارت  را  روشـن  می‌سازد،  و  در  راه  تـحریم  میگساری‌ که  هنوز  حرام  نشـده  بود، ‌گامی  به  جلو  برمی‏دارد  و  این ‌گام  را  جزئی  از  برنامه‌های  تربیتی  اسلامی  قلمداد  می‌نماید،  برنامه‌های  همگانی  و  پویائی  که  در  جامعۀ  نوپای  اسلامی  آهسته  و  پیوسته  به  پیش  می‌رود.  همچنین  تحریم  میگساری  و  ترک  باده‌گساری  را  به  عبادت  و  نماز  و  یکتاپرستی  پیوند  می‌دهد  ...  این  بحثها  حلقه‌های  به  هم  پیوسته‌ای  هسـتند  و  به  درس  گذشته  مربوط  بوده ‌و با  محور سوره‌ نیز همخوانـی‌ و  همآوائی  دارند.

*
(واعبدوا الله ولا تشركوا به شيئًا , وبالوالدين إحسانًا , وبذي القربي واليتامى والمساكين , والجار ذي القربي والجار الجنب والصاحب بالجنب , وابن السبيل , وما ملكت أيمانكم . . إن الله لا يحب من كان مختالا فخورا , الذين يبخلون ويأمرون الناس بالبخل , ويكتمون ما آتاهم الله من فضله . وأعتدنا للكافرين عذابا مهينا . والذين ينفقون أموالهم رئاء الناس , ولا يؤمنون بالله ولا باليوم الآخر . ومن يكن الشيطان له قرينا فساء قرينا ! وماذا عليهم لو آمنوا بالله واليوم الآخر وأنفقوا مما رزقهم الله , وكان الله بهم عليما . إن الله لا يظلم مثقال ذرة , وإن تك حسنة يضاعفها , ويؤت من لدنه أجرا عظيما . فكيف إذا جئنا من كل أمة بشهيد , وجئنا بك على هؤلاء شهيدا ؟ يومئذ يود الذين كفروا وعصوا الرسول لو تسوى بهم الأرض , ولا يكتمون الله حديثا . .).

 (‌تنها)  خدا  را  عبادت  کنید  و  (‌بـس‌.  و هیچ  کس  و)  هیچ  چیزی  را  شریک  او  مکنید.  و  نیکی  کنید  په  پدر  و  مـادر،  خویشان‌،  یتیمان‌،  درماندگان  و  بیچارگان،  همسایگان  خویشاوند،  همسایگان  بیگانه،  همدمان  (‌در  سفر  و  در  حضر،  و  همراهان  و  همکاران‌)‌،  مسافران  (‌نیازمندی  که  در  شهر  و  مکان  مـعیّنی  اقامت  ندارند)‌،  و  بندگان  و  کنیزان‌.  بیگمان  خداونـد  کسی  را  دوست  نمی‌دارد  که  خودخواه  و  خودستا  باشد.  (‌آنان‌)  کسـانیند  که  خود  بخل  می‌ورزند  و  مردم  را  نیز  به  بخل  می‌خوانند،  و  نعمتی  را  که  خداوند  بدیشان  داده  است  پنهان  می‌دارند  و  (‌نه  خودشان  از  آن  استفاده  می‌کنند  و  نه  دیگران  را  از  آن  بهره‌مند  می‌سازند،  و  پیوسته ‌سعی  در کفران ‌نعمت  مادّی  و  معنوی  دارند،  اینان  بدانند  که‌)  ما  برای  کسـانی  که  (‌همچون  ایشان‌)  کفران  نعمت  می‏‎کنند،  عذاب  خوار  کننده‌ای‌،  آماده  کرده‌ایم‌.  (‌آنان‌)  کسانیند  که  اموال  خود  را  ریاکارانه  صرف  می‌کنند  و  خودنمایانه  می‌بخشند  (‌تا  مردم  ایشان  را  ببینند  و  تعریف  و  تمجیدشان  کنند)  و  نه  به  خدا  ایمان  و نه  به  آخرت  باور  دارند،  (‌چرا  که  از  شیطان  پیروی  کرده  و  شیطان  ایشان  را  از  راه  بدر  برده  است‌)  و  هر  که  شیطان  همدم  او  باشد  (‌چـه  بـد  هـمدمی  برگزیده  است  و)  شیطان  بدترین  همدم  است‌.  چه  می‌شد  اگر  آنان  به  خدا  و  رور  رستاخیر  ایمان  می‌آوردند  و  (‌به  انگیزه  این  ایمان‌،  خالصانه  در  راه  خدا)  از  آنچه  خدا  بدیشان  داده  است  بذل  و  بخشش  می‌کردند  (‌و  اجر  خود  را  از  او  دریافت  می‌داشـتند؟‌)  و  خداونـد  آگاه  از  آنـان  است‌.  خداوند  (‌به  کسی  ذرّه‌ای  ظلم  روا  نمی‌دارد  و  (‌از  اجر  کسی  نمی‌کاهد،  ولی‌)  اگر  کار  نیکی  (‌از  کسـی‌)  سـر  زند،  آن  را  چندبن  برابر  می‏‎گرداند،  و  از  سوی  خود  (‌بـه  شخص  نیکوکار،  جدای  از  چندین  بـرابـر  اجر  عملش‌)  پـاداش  بزرگی  عطاء‌ می‌کند.  درآن  روز(‌كه  چنین  کارهائی  به  وقوع  پیوندد)  کسانی  که  کفر  را  برگزیده  و  از فرمان  پپغمبر سر  بر  تافته‌اند،  دوست  می‌دارند  کـه  کاش  (‌همانگونه  که  مردگان  را  در  خاک  دفن  مـی‌کنند  و  خاک  بر  پیکرشان  می‌ریزند،  ایشان  را  نیز  در  دل  خاک  دفن  می‌کردند  و)  زمین  (‌مزار  ایشـان‌)  را  بـر  روی  آنـان  صاف  می‌کردند  (‌و  همچون  مردگان  در  خـاک  پنهان  مـــی‌شدند  و  چنین  شرمندگی  و  درد  و  رنـجی  را  نمی‌دیدند.  در  آن  روز  آنان‌)  نمی‌توانند  کردار  یا  کـاری  را  از  خدا  پنهان  سازند.

این  بخش  با امر به  پرستش  خداوندگار یکتا،  و  نهی  از  انباز  ورزیدن  بدو،  آغاز  می‌شود.  در  ابتدای  آن  حرف  عطف  آمده  است  و  چنین  فرمان  دادن  و  بازداشتنی  را  با  اوامر گذشتۀ  مذكور  در  اواخر  درس  پـیشین  ربط  می‌دهد،  اوامر  ویژه‌ای  که  دربارۀ  خانواده  صـادر  شده  بود.  ارتباط  مـیان  ایـن  موضوعات‌،  دالّ  بر  وحدت  همگانی  فراگیر  موجود  در  این  آئین  است‌.  آئین  اسلام  تنها  باوری  در  درون  نیست  و  بس.  همچنین  فقط  شعائر  و  مراسم  و  عباداتی  نیست‌ که  انجام  پذیرد  و  بس.  تنها  سر  و  سامان  دادن  و  نظم  و  نظام  بخشیدن  به  امور  این  جهان‌،  امّا  گسیخته  از  باور  و  ایمان  و  بریده  از  شعائر  و  مراسـم  عبادت  و  پرستش  هـم  نـیست‌.  بلکه  اسـلام  برنامه‌ای  است ‌که  همۀ  این  تلاشها  و کوششها  را  در  بر  می‌گیرد،  و  سراسر  زوایا  و  جوانب  یکایک  آنـها  را  به  همدیگر  پـیوند  می‌دهد،  و  جملگی  چنین  فعّالیّتها  و  تکاپوها  را  به  اصل  حقیقی  خود  برمی‌گرداند که  خدا  را  به  یگانگی  پرستیدن‌،  و  در  همۀ  احوال  و  اوضاع  و  افعال  و  اعمال  فقط  از  ذات  باری،  فرمان  دریـافتن  و  دستور  گرفتن  است  و  بس.  یزدان  را  باید  یگانه  معبود  دیـد،  و  تنها  او  را  راهنمای  کارهای  آدمیزادگـان‌،  و  قـانونگ