ئی را هم نمی‌دهد، و تنها مغفرت و آمرزش را عطاء نمی‌فرماید، بلكه « ‌حكمت‌ » را نیز می‌دهد كه پیشه‌كردن میانه‌روی و اعتدال‌، و ادراك علتها و غایتها، و با بینش و اندیشه و فهم ‌گذاشتن‌ كارها در جا و مكان خود است‌:

( يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا ).

فرزانگی را به هر كس كه بخواهد (‌و شایسته ببیند) می‌دهد. به هر كس كه فرزانگی داده شود، بی‏گمان خیر فراوانی بدو داده شده است‌.

به چنین‌كسی میانه‌روی و اعتدال داده شده است و لذا به گناه فاحش دست نمی‌یازد و از حدود و قوانين خداوند تجاوز نمی‌كند، بدو درك و فهم علتها و غایتها داده شده است و لذا در اندازه‌گیری‌كارها و برآورد آنها گمراه و سرگردان نمی‌شود، بدو بینش تابناكی عطاء گشته است‌ كه او را به حركات شایسته و اعمال بایسته رهنمود می‌نماید... و این خود خیر زیاد و گوناگون بشمار است‌.

( وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ ).

جز خردمندان (‌این حقایق را درك نمی‌كنند و) متذكر نمی‌شوند.

چه صاحب لُبّ - ‌كه عقل است -‌ كسی است‌كه متذكر و یادآور می‌شود و لذا فراموش نمی‌كند، و بیدار و هوشیار می‌گردد و غفلت نمی‌ورزد، و عبرت و پند می‌گیرد و به حیرت و ضلالت دچار نمی‌شود... و اینها وظیفۀ عقل بشمارند... وظیفۀ عقل است‌كه الهامات هدایت و اشارات آن را به یاد ‌داشته باشد، و از آنها سود جوید تا فراموشكارانه و بی‌خبرانه زندگی را بسر نبرد.

خداوند این حكمت و فرزانگی را به ‌كسی از بندگانش خواهد داد كه خود بخواهد، دادن آن بسته به خواست خداوند سبحان است‌. آن بنیاد اساسی در جهان‌بینی اسلامی است‌كه‌: برگشت هر چیزی به سوی مشیّت مطلق مختار باشد... در همين وقت قرآن حقیقت دیگری را مقرّر می‌دارد، و آن اینكه‌: بی‏گمان هركس خواستار هدایت باشد و برای دستیابی بدان سعی و كوشش خود را مبذول دارد و در راهش به تلاش و پیكار خیزد، خداوند او را از آن بی‌بهره نمی‌گرداند، بلكه او را كمك خواهد فرمود:

( وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ).

كسانی كه در (‌راه حق و مبارزۀ با نفس و نصرت دین‌) ما بكوشند ایشان را به راه خویش رهنمود می‌نمائیم‌، و بی‏گمان خداوند با نیكوكاران است‌.                                                (‌عنكبوت / 69‌) تا هر كس‌ كه رو به سوی هدایت خدا می‌كند این را بداند كه مشیت خدا هدایت خود را بهرۀ او می‌سازد و حكمت و فرزانگی بدو می‏بخشد، و آن خیر فراوان را نصیب او می‌كند.

حقیقت دیگری نیز در آنجا پیدا است‌ كه پیش از ترك این نگاه‌ گذرا و وارسی‌ كوتاه‌، بدان می‌پردازیم‌. این حقیقت نهفته در این‌گفتار خداوند بزرگوار است‌:

(الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ، وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ. يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ )... 

اهریمن شما را (‌به هنگام انفاق می‌ترساند و) وعدۀ تهیدستی می‌دهد و به انجام گناه شما را دستور می‌دهد، ولی خداوند به شما وعدۀ آمرزش خویش و افزایش (‌نعمت‌) می‌دهد. و خداوند (‌فضل و مرحمتش‌) وسیع (‌و از همه چیز) آگاه است‌. فرزانگی را به هر كس كه بخواهد، می‌دهد...

پیش پای انسان دو راه بیش نیست و راه سومی وجود ندارد: راه خدا، و راه اهریمن‌. انسان یا به وعدۀ یزدان گوش فرا می‌دهد یا به وعدۀ شیطان‌. كسی‌ كه در راه خدا گام برنمی‌دارد در حالی‌ كه وعدۀ او را می‌شنود چنین فردی در راه شیطان ‌گام نهاده و به وعدۀ او گوش فرا داده و از وی پیروی می‌نماید... در جهان راه یگانه‌ای بیش وجود ندارد كه حق باشد... آن هم راهی است‌ كه خدا آن را پی‌ریزی نموده و پی‌افكنده است... جز آن هر راهی متعلّق به شیطان و از آن شیطان است‌.  

قرآن ‌كریم چنین حقیقتی را مقرّر داشته و با تأكید هر چه بیشتر آن را فریاد می‌دارد و تكرار می‌نماید. تا كسی كه می‌خواهد از راه خدا منحرف شود و از آن بدور رود و آنگاه هدایت و ارشاد و راستی و درستی را از اینجا و آنجا بجوید، حجّت و برهانی در دستش نماند. نه شبهه‌ای و نه پرده‌ای در میان است‌، حق آشكار و عیان است‌... یزدان یا شیطان‌. برنامۀ یزدان یا برنامۀ شیطان‌. راه یزدان یا راه شیطان... هر كس هر چه را می‌خواهد انتخاب بكند.

( لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَا مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ ).

تا هر كس كه هلاك می‏‎گردد (‌و گمراه می‌شود) با اتمام حجّت باشد و هر كس كه زنده می‏‎گردد (‌و راه حق می‌گیرد) با آگاهی و دلیل آشكار باشد.(انفال‌/ ٢4) نه شبهه‌ای است و نه تاریكی و نه پرده‌ای... بی‏گمان آنچه در پیش ا‌ست هدایت یا ضلالت است‌. حق یكی بیش نیست... پس آیا بعد از حق جز گمراهی چه می‌ماند؟

بعد از این با روند گفتار به سوی صدقه و بخشش برمی‌گردیم... بی‏گمان خداوند آگاه از هر آن چیزی است ‌كه بخشنده می‌د‌هد، خواه آنچه می‌دهد صدقه و بخشش باشد و یا نذر. آشكارا انجام پذیرد یا نهانی‌. مقتضی (آگاهی او از آ‌ن هم این است ‌كه در برابر كردار و نیّتی‌ كه در فراسوی آن است پاداش و پادافره می‌دهد:

( وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ. إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ، وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ، وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ، وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ).

هر هزینه‌ای را كه (‌در راه خیر یا شر) متحمّل می‌شوید، یا هر نذری را كه (‌در راه طاعت یا معصیت‌) به گردن می‏گیرید، بی‏گمان خداوند آن را می‌داند و ستمگران را یاوری نیست‌. اگر بذل و بخششها را آشكار كنید چه خوب‌، و اگر آنها را پنهان دارید و به نیازمندان بپردازید برای شما بهتر خواهد بود و برخی از گناهان شما را می‌زداید، و خداوند آگاه از هر آن چیزی است كه انجام می‌دهید.

نفقه شامل همۀ چیزهائی می‌گردد كه صاحب مال و دارائی از مال و دارائی خویش بدر می‌كند: زكات باشد یا صدقه یا بخشش مال در راه جهاد... نذر هم نوعی از انواع نفقه است‌كه دهنده به اندازۀ لازم بر خود واجب و معیّن می‌گرداند. نذر جز برای خدا و به خاطر ذات او در راه او درست نیست‌. چه نذر نمودن برای فلان كس از بندگان خدا نوعی از شرك است‌، مثل قربانیهائی ‌كه مشركان به خدایان و بتان خویش در قرون و اعصار مختلف جاهلیّت تقدیم می‌داشتند.

( وَ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ ).

هر هزینه‌ای كه (‌در راه خیر یا شر) متحمّل می‌شوید، یا هر نذری را كه (‌در راه طاعت یا معصیت‌) به گردن می‏گیرید، بی‏گمان خداوند آن را می‌داند.

چون شخص مؤمن می‌داند كه خداوند بزرگوار چشم به نیّ