نواده‌ که  پـایۀ  جامعه  است  بر  آن  استوار گردد.

نصّ  قرآنی  بیانگر  این  است‌ که  وقتی  اطاعت  حاصل  آمد،  ادامۀ  مقرّرات ‌تنبیه‌،  ستــگری  و  ریاست  طلبی  و  گذشتن  از  خطّ  فرمان  است‌:

(فلا تبغوا عليهن سبيلاً). 

راهی  برای  (‌تنبیه‌)  ایشان  نجوئید  و  نپوئید.

پیرو  این  نهی‌،  تذکّر  دادن  به  والا  مقامی  و  بزرگواری  

خدا  است‌،  تا  دلها  آرام ‌گیرند  و  سرها  فرو  آیند،  و  حسّ  ستمگری  و  برتری  جوئی  -  اگر  در  درونهائی  در گشت  و گذار  باشد  -‌ بخار  شود  و  بر  باد  رود.  این  هم  شـیوۀ  قرآن  در کار  تشویق ‌کردن  و  بیم  دادن  است‌:

ها،  ،‌،‌ه‌}‌*‌ف‌،  “  *‌.-م‌ط‌*   *  *

(‌(‌ن  الله  فان  علیا  فب(  ٩.

بیگمان  خداوند  بلند  مرتبه  و  بزرگ  است  (‌و  اگر  ایشان  را  بیش  از  حدّ  مقرّر  اذیت  و  آزار  کنید،  انتقام  آن  را  از  شـما  می‌گیرد)‌.

*

دستورات  گذشته  زمانی  مراعات  می‌گردد  که  هنوز  نشوز  آشکار  نگشته  است‌،  و  تنها  از  مقدّمات  سر  زدن  آن  پرهیز  می‌شود.  و لیکن  زمـانی‌ که  نشوز  آشکار  گردید،  دیگر  مقرّرات  مذکر  اجراء  می‌شود،  چرا که  در  این  صورت  ارزش  و  سودی  نخواهند  داشت‌.  هنگامی  که ‌کشمکش  و  جنگ  میان  دو  طرف  متخاصم  در گرفته  است  و  یکی  می‌خواهد  سر  دیگری  را  بشکند  و  له‌ کند!  این‌ کار  هم  نه  معبود  است  و  نه  مطلوب  ...  همچنین  زمانی‌ که  دیده  شود که  اجراء  مقرّرات  مذکور  چه  بسا  سودمند  نیفتد؟  و  بلکه  مایۀ  دوری  و  جدائی  بیشتری،  و  نشوز  آشکاراتر  و  بدتری ‌گردد،  و  تـار  و  پـودهائی  را  پاره  پاره  و  تکه  تکه  سازد که  هنوز گسیخته  نگشته‌اند  و  سالم  مانده‌اند،  و  یا  این‌که  استفاده  از  این  وسائل  و  طی  این  مراحل‌،  عبلا  بیسود  و  بی‏نتیجه  باشد،  در  همۀ  ایـن  اوضاع  و  احوال  برنامۀ  حکیمانۀ  اسلامی  اجرای  قانون  دیگری  را  پیشنهاد  بکند  تا  بنیاد  سترگ  خانواده  از  سقوط  نجات  داده  شود،  پیش  از  آن ‌که  صـاحب  چنین  بنیادی  از  آن  دست  بشوید  و  بگذارد  بنیاد  فرو ریزد  و  بر  هم ‌تپد:                     .

(وإن خفتم شقاق بينهما , فابعثوا حكمًا من أهله وحكمًا من أهلها . إن يريدا إصلاحًا يوفق الله بينهما . إن الله كان عليمًا خبيرًا ).

و  اگر  (‌میان  زن  و  شوهر  اختلافی  افتاد  و)  ترسیدید  (‌که  ایـن  کـار  بـاعث‌)  جدائی  مـیان  آنان  شـود،  داوری  از  خانوادۀ  شوهر،  و  داوری  از  خانوادۀ  همسر  (‌انتخاب 

 کنید  و  برای  رفع  و  رجوع  اختلاف‌)  بفرستید.  اگر  این  دو  داور  جویای  اصـلاح  بـاشند،  خداوند  آن  دو  را  (‌کمک  نموده  و  در  یکی  از  دو  کار:  سازش  نیک  و  خداپسندانه‌،  یا  جدائی  زیبا  و  مـعقولانه‌)  مـوفّق  می‏‎گرداند.  بیگمان  خداوند  مطّلع  (‌بر  ظاهر  و  باطن  مردمان  و)  آگاه  (‌از  نیّات  همگان‌)  است‌.

برنامۀ  اسلامی  از  همسران  و  شوهران  می‌خواهد،  در  برابر  مقدّمات  نشوز  تسلیم  جدائی  نشوند،  و  با کمترین  سرکشی  و  دلخوری  پشت  به  همدیگر  نکنند،  و  برای  پاره  کردن  پیوند  ازدواج  بر  یکدیگر  شتاب  نگـیرند،  و  بنیاد  خانواده  را  عجولانه  بر  سر کـوچکان  و  بزرگان  بیگناه  و  بینوا  و  بیچاره،  فرو  نـریزند.  چرا که  بنیاد  خانواده  برای  اسلام‌،  عزیز  و گرامی  است‌،  و  در  ساختار  جامعه  از  ارزش  والائی  بـرخورد‌ار  است‌،  و  آجرهای  تازه‌ای  بشمار  است‌ که  برای  برافراشتن ‌کاخ  جامعه  و  بالا  بردن  آن  و  اوج  بخشیدن  بدان،  لازم  و  ضروریند.  زمانی‌ که  خوف  جدائی  به  میان  آید،  پیش  از  ایـن ‌که  جدائی  عملاً  رخ  دهد،  برنامۀ  اسلامی‌،  استفاده  از  آخرین  وسیله  را  پیشنهاد  می‌نماید.  بدینگونه  که  داوری  از  خاندان  همسر که  مورد  پسـند  زن  باشد،  و  داوری  از  خاندا‌ن  شوهر که  مقبول  مرد  باشد،  در  محیط  آرامی  با  یکدیگر  می‌نشینند،  و  بدور  ا‌ز  انـفعالات  نفسانی‌،  و  احساسات  وجدانی‌،  و  غوغای  ظروف  زندگانی‌،  و  همه  چیزهای  دیگری ‌که  صفای  روابط  شوهر  و  همسر  راکدر  کرده‌اند،  به  رایزنی  می‌پردازند.  خویشتن  را  آزاد  از  همۀ  مـؤثّراتی  مـی‌سازند که  فضای  زندگی  را  نـاجور  می‌گردانند  و  بر  پیچیدگی  امور  می‌افزایند،  و  مسائل  را  -‌ به  سبب  نزدیکی  آنها  به  روحیّات  شوهر و  همسر  -  بگونه‌ا‌ی  بزرگ  جلوه  می‌دهند که  همۀ ‌کارهای  خوب  موجود  در  زندگی  شوهر  و  همسر  را  تحت‌الشعاع  قرار  می‌دهند  و  از  جلو  دیدگان  پنهان  می‌دارنـد  ...  ایـن  دو  داور  باید  آزمند  بر  حفظ  نام  و  ننگ  دو  خاندان  اصلی  باشند  و  سخت  در  حفظ  آبروی  آن  دو  بکشند.  دلسوز  واقعی ‌کودکان  باشند،  و  در  پی  این  نباشند که  در کار  داوری  يكی  از  خودشان  بر  دیگری  غلبه ‌کند،  و  یـا  در  این  شروط  و  احوال  شوهر  بر  همسر  و  یا  همسر  بر  شوهر  پیروز گردانده  شود.  بلکه  در  انـدیشۀ  خیر  و  صلاح  شوهر  و  همسر  و کودکانشان  بوده  و  مصلحت  کانون  خانواده  آنان  را  جویا  شوند که  هم  ایـنک  در  معرض  ویرانی  و  نابودی  است  ...  این  را  نیز  باید  بدانند که  داوران  امـین  اسرار  شـوهر  و  همسرند،  چرا که  از  خاندانهای  ایشانند  و  نباید  از  ایشان  کمترین  هراسی  از  پخش  اسرار  باشد.  آخر  مگر  نه  این  است‌ که  مصلحت  آن  دو  هم  در  پخش  اسرار  نیست‌،  بلکه  مصلحت  آنان  در  پنهان ‌کردن  اسرار  و  سازش  و  سوزش  با  آن  است‌.

این  دو  داور  با  رعایت  موارد  مذکور  در  راه  صلح  و  صفا  می‌کوشند.  اگر  شوهر  و  همسر گرایش  راسـتینی  به  اصلاح  حال  در  دل  داشته  باشند،  و  تنها  تندباد  خشم  پرده  بر  چنین  علاقه‌ای  افکنده  باشد،  در  پرتو  رغبت  نیرومندی  که  در  درون  داوران  برای  صلح  و  صفای  شوهر  و  همسر  است‌،  خداونـد  بدیشان  توفیق  عطاء  می‌فرماید  و  صلح  و  صفا  را  با  دست  ایشـان  برقرار  می نماید:

(إن يريدا إصلاحًا يوفق الله بينهما ).

اگر  این  دو  داور  جویای  اصلاح  باشند،  خداوند  آن  دو  را  (‌کـمک  نـموده  و  در  یکــی  از  دو  کـار:  سـازش  نـیک  و  خـداپسـندانـه‌،  یـا  جدائـی  زیبا  و  معقولانه‌)  مـوفّق  می‏‎گرداند.

چون  آن  دو  هم  خواستار  اصلاح  هستند،  خداوند  هم  کارشان  را  می‌پذیرد  و  در  آن  موفّقشان  می‌گرداند.

این‌،  رابطۀ  موجود  در  میان  دلهای  مـردمان  و  تـلاش  ایشان  است‌،  و  پیوند  موجو‌د  در  میان  خواست  آفریدگار  و  قضا  و  قدر کردگار  است‌.  قضا  و  قدر  خدا  به  چیزهائی  که  باید  در  زندگی  مـردمان  رخ  نـماید،  اجازۀ  وقوع  می‌دهد.  مردمان  می‌توانـند  اراده کنند  و  به  تـلاش  ایستند،  آنگاه  اگر  قضا  و  قدر  الهی  خواست  چیزی  انجام  بپذیرد  و  پدیدار  آید،  انجام  می‌پذیرد  و  پدید  می‌آید.  چیزی  هـم‌ که  حـاصل  و  پد‌یدار  می‌آید  به  فرمان  خداوندگاری  سر  بر  می‌زند که  دانشش  محیط  بر  همۀ  رازها  و  رمزهای  نهان‌،  و  آگاهیش  مشتمل  بر  یکایک  خوبیها  و  مصالح  جهان  است‌:

(إن الله كان عليمًا خبيرًا ).

بیگمان  خداوند  مطّل