سب‌ترین  وسیله  برای  درمان  انحراف  روانی  معیّنی  است‌،  و  مایۀ  اصلاح‌ کردار  و  رفتار  مبتلای  به  چنین  انحرافی  بوده،  و  این‌ کار  او  را  ارضاء  می‌سازد.

هـر  چــند کـه  بیماری  انحراف  وجود  دارد،  و  در  روانشناسی  نام  مشخّصی  به  خود گرفته  است‌،  امّا  مـا  بیانات  علم  روانشناسی  را  به  عـنوان  مسلّمات  علمی  نمی‌پذیریم‌،  چرا  که  هنوز  روانشناسی  (‌علم‌)  به  معنی  واقعی  علمی  نشده  است‌،  همانگونه ‌که  دکتر  (‌الکسیس  کاریل‌)  میگوید.  به  هر  حال  ما کاری  بدین  سخنان  نداریم  و  می‌گوئیم‌:  چه  بسا  زنی  وجود  داشته  باشد که  نیروی  مردی  را که  به  شوهری  انتخاب‌ کرده  است‌،  هنوز  آنگونه ‌که  باید  احساس  نکرده  باشد که  در  مدّ  نظر  دارد،  و  بخواهد  او  را  به  عـنوان  سـرپرست  و  شوهر  وقتی  بپذیرد که  نیروی  عضلات  چنین  مردی  وی  را  مقهور  و  مغلوب  خود  سازد.  امّا گرچه  این  سرشت  هر  زنی  نیست‌،  و لیکن  این  نوع  نیز  در  میان  زنان  یافته  می‌شود،  و  در  این  صورت  مرد  به  چنین  واپسین  مرحله‌ای  نیاز  پیدا كند  تا  او  را  به  راه  راست  برگرداند،  و  شکوه  خانواده  را  در  سایۀ  صلح  و  ساز و  آرامش  و  آسایش  جای  دارد.  

به  هر  حال‌،  آن ‌کسی‌ که  این  قوانین  را  وضـع  فرموده  است  هم  او  است ‌که  آفریدگار  جهان  است  و  آگاه‌تر  از  هر کسی  نسبت  به  اوضـاع  درونـی  و  احوال  بیرونی  آفریدگان  است‌.  هر  سخنی  پس  از  سخن  خداونـد  بس  آگاه  و  دانا،  یاوه‌سرائی  بشمار  است‌.  هر  نوع  سرکشی  از  گزینۀ  یزدان  سبحان،  و  ناخشنودی  از  برگزیدۀ  ایزد  منّان‌،  سر  می‌کشد  به  خروج  از  دایرۀ  ایمان‌.

خداوند  بزرگوار  هنگامی که  چنين  مقرّراتی  را  بیان  فرموده  است‌،  فضای  آن  را  مشخّص،  شرائـط  آن  را  معیّن‌،  نیّت  این ‌کار  را  روشن‌،  و  بالأخره  سرانجام  چنین  عملی  را  پیش  چشم  داشته  است‌.  بدانگونه‌ که‌ کارهای  نادرست  مردمان  در  دوران  جاهلیّت  ایشان‌،  به  حساب  برنامۀ  اسلام ‌گرفته  نشود،  و  معانی  و  مفاهیم  بزهکارانۀ  آنان  با  یاساها  و  فرمانهای  آسمانی  نـیامیزد.  در  دوران  حاهلیّتی‌ ‌که  مرد  به  نام  دین‌،  جلّادی‌،  و زن  هم  به  اسـم  دین‌،  برده ا‌ی  می‌شود!  یا  مرد  به  زنی‌،  و  زن  به  مرد‌ی  تبدیل  می‌گردد!  یا  هر دوی  آ‌نان  به  جنس  سوم  شل  و ول  و  بیحال  و  عاری  تبدیل  می‌شوند  ...  جنسی‌ که  به  نام  ترقّی  در  فهم  دین‌، ‌گاه  در  قالب  نرینه  پـیدا،  و گاه  در  صورت  مادینه  هو‌یدا  می‌گردد!  البته  جدا کردن  هیچ  یک  از  این  اشکال  و  اوضاع‌،  از  اسلام  راستین  و  مقتضیات  آن‌،  برای  مؤمنان‌،  مشکل  نیست‌.

این  مقرّرات  برای  جلوگیری  از  عوارض  نشـوز،  وضع  گشته  است  و  برای  پیشگيری  ازاوج‌گیری  نشوز  است‌.  در  ضمن  برای  این‌ که  از  چنین  مقرّراتی  سوء  اسـتفاده  نشود،  با  بر  حذر  داشتها  و  بر  حذر  بـاشهائی  احاطه  شده‌اند  بدانگاه ‌که  تعیین  و  تبیین‌ گشته‌اند.  خو‌د  پیغمبر  گرامی صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌با  سنّت  عملی  درمنزل  خود  آن  را  با  اهل  و  عیال  خویش  اجراء  و  به  دیگران  نـموده  است‌،  و  با  فرموده‌های  بیشمارشان  در  اینجا  و  آنـجا  به  تصحیح  برداشتها  و  چاره‌سازی  زیاده‌رویها  همّت‌ گماشته  است  و  همگان  را  روشن  فرموده  است‌:  درکتابهای  سنن  و  مسند  آمده  است‌:  از  معاویه  پسر  حيدۀ  قشیری  روایت  شده  است‌ که  او  از  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  پرسید:  ای  رسول  خدا، حق  زن  هر  یک  از  ما  بر  یکایک  ما کدام  است‌؟  فرمود: 

( أن تطعمها إذا طعمت , وتكسوها إذا اكتسيت . ولا تضرب الوجه . ولا تقبح , ولا تهجر إلا في البيت ) . 

باید  هر  گاه  خودت  خوردی  بدو هم  خوراک  بدهی‌،  و  هنگامی  كه  برای  خود  جـامه  تـهیّه  کردی  بـرای  او  نـیز  لباس  تهیّه  ببینی،  و  نباید  به  سـر  و  صـورتش  بـزنی‌،  و  نباید  او  را  ناشیرین  بنامی  و  با  او  به  زشتی  رفتار کنی  و  سخن  گوئی‌،  و نباید  با  وی  جز  در  خانه  قهر کنی‌.  ابوداود  و  نسـائی  و  ابن  ماجه  روایت ‌کرده‌اند‌،‌ کـه  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله سلّم فرمود:

( لا تضربوا إماء الله ).

کنیزکان  خدا  را  نزنید.

عمر  رضی الله عنهُ  خدمت  رسول‌الله  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌آمـد  و عرض  کرد:  زنـان  بر  شوهران  خود  شوریده‌اند!  رسول  الله صلّی الله عليه وآله وسلّم   اجازه  فرمود،  آنان  را  بزنند.  زنان  زیادی  دور  و  بر  خانوادۀ  رسول  الله  صلّی الله عليه وآله وسلّم  گرد  آمدند  و  از  شوهرانشان  شکایت‌ کردند.  رسول  الله  صلّی الله عليه وآله وسلّم   فرمود: 

(لقد أطاف بآل محمد نساء كثير يشتكين من أزواجهن . . ليس أولئك بخياركم ).

زنان  زیادی  پیش  اهل  و عیال  محمد  گرد  آمده‌اند و از  شوهران  خود  شکایت  دارند  ...  چنان  شوهرانی  از  زمرۀ  برگزیدگان  و  خوبان  شمـا  نیستند.

رسول‌اکرم  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌فرموده ا‌ست‌:

(لا يضرب أحدكم امرأته كالبعير يجلدها أول النهار . ثم يضاجعها آخره ).[19]

کسی  از  شما  زنش  را  همچون  شتر،  کتک  نزند.  (‌این  چه  کاری  است  که‌)  در  اول  روز  او  را  بزند،  سپس  در  آخر  روز  با  او  همخواب  و  همبستر  شود.

همچنین  فرموده  است‌:

(خيركم خيركم لأهله . وأنا خيركم لأهلي ).[20]

بهترین  شما  کسی  است  که  برای  اهل  و  عیال  خود  بهتر  از  دیگران  باشد.  من  از  همۀ  شما  برای  اهل  و  عیال  خود  بهترم‌.

امثال  این  احادیث  و  رهنـمودها،  و  ذکر  شروط  و  ظروفی  كه  آنـها  را  احـاطه  داده‌انـد، ‌کشـمکش  و  مبارزه  ته‌نشستهای  جاهلیّت  با  رهنمودهای  برنامۀ  اسلامی  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  جولانگاه  آنـها  را  در  جامعۀ  اسلامی  روشن  می‌سازد.  شکلی ‌که  به  تصویر کشیده  می‌شود،  همسان  شکلی  است‌ که  از کشمکش  و  مبارزه  اینگونه  ته‌نشستهای  جاهلیّت  با  رهنمودهای  برنامۀ  اسلامی  در  جولانگاههای ‌گوناگو‌ن  دیگری  از  زندگی  به  تصویر کشیده  می‌شود.  تصویری  از  آن  زمان ‌که  هنوز  اوضاع  حکو‌مت  نوپای  اسلامی  استقرار  نپذیرفته  است‌،  و  ریشه‌های  معنویّات  در  جامعۀ  اسلامی  هنو‌ز  به  ژرفای  دلهای  مسلمانان  فرو  نرفته  است‌.

به  هر  حال‌،  این  مقرّرات  حدّ  و  حدودی  دارد  و  باید  مرحله  به  مرحله  جلو  رفت‌.  مادام  در  مرحلۀ  نـخستین‌،  هدف  حاصل ‌گردید،  نباید  پا  به  مرحلۀ  دوم  و  سوم  نهاد:  

(فإن أطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلاً). 

اگر  از  شـما  اطـاعت  کـردند  (‌تـرتیب  تنبیه  سـه  گانه  را  مراعات  دارید  و  از  اخفّ  به  اشدّ  نروید  و  جز  این‌)  راهی  برای  (‌تنبیه‌)  ایشان  نجوئید.

مادام‌ که  هدف  حاصل  شد،  تنبیه  پایان  می‏‎گیرد.  این  نیز  می‌رساند که  هدف  مراد  است  و  آن  هم  اطاعت  است‌.  اطاعت  هم  نشانه‌اش  پاسخگوئی  است‌.  اطـاعتی  مفید  نیست‌ که  با  زور  باشد.  اطاعتی ‌که  با  زور  حاصل  می‏‎گردد  شایان  این  نیست‌ که  کانون  خـا