  تجاوز  نکنید)‌.  و  برای  خود  (‌بـا  انـتخاب  هـمسران  شـایسته  و  فرزندان  صالح  و  بـایسته‌،  تـوشه‌ای‌) پـیشاپیش  بـفرستید،  و  از  خدا،  خویشتن  را  برحذر  دارید  (‌و  به  هنگام  حـیض  بـا  زنـان  نزدیکی  نکنید  و  از  راهی  جز  راه  بقای  نوع  بشر  با  ایشان  زناشوئی  ننمائید)‌.                            

( أيها الذين آمنوا قوا أنفسكم وأهليكم نارًا وقودها الناس والحجارة). 

ای  مومنان‌!  خود  و  خانوادۀ  خویش  را  از  آتش  دوزخی  بــر  کنار  داریـد  که  افروزینۀ  آن‌،  انسـانها  و  سنگها  است‌. (‌تحریم  /6)  

(والذين آمنوا , واتبعتهم ذريتهم بإيمان , ألحقنا بهم ذريتهم , وما ألتناهم من عملهم من شيء). 

کسانی  که  خودشان  ایمان  آورده‌اند  و  فرزندانشان  از  ایشان  در  ایمان  آوردن‌،  پیروی  کرده‌انـد،  (‌در  بـهشت‌)  فرزندانشان  را  بدیشان  ملحق  مـی‌گردانیم  (‌تـا  زادگان  دلبند  خود  را  در  کنار  خود  ببینند  و از  انس  با  آنـان  لذّت  بیشتر  ببرند)  بـی  آن  که  مـا  اصـلاً از  عمل  آن  کسـان‌،  چیزی  بکاهیم‌. (‌طور/  ٢١) 

 از  جملۀ  مساوات  این  دو  نیمۀ  نفس  واحده‌،  در  پیشگاه  خدا،  و  بطو‌ر کلّی  نشانۀ  بزرگداشت  یـزدان  از  انسـان‌،  ارج  و  احترامی  است‌ که  آفریدگار  برای  زن  قائل  شده  است‌،  و  زن  هم‌ن  مرد،  در  پیشگاه ‌کردگار،  اجر  و  مزد  می‏‎برد،  حقّ  مالکیّت  دارد،  ارث  دریافت  می‌نماید،  و  از  استقلال  شخصیّت  حقو‌ق  مدنی  برخوردار  است‌،  حقّ  و  حقوقی‌ که  در  صفحات  پیشین  این  درس‌،  از  آنها  سخن  را‌ندیم‌.

این  مقرّرات  دقیق  و  استواری‌ که  همۀ  جزئیّات ‌کار  و  بار  این‌ کانون  را  در  بر  می‏‎گیرد،  بیانگر  اهمیّت  آمیزش  دو  نیمۀ  نفس  واحده  است‌،  آمیزشی‌ که  هدف  از  آن  بنای  کانون  خانواده  است‌.  وظیفۀ  بزرگی  که  ایـن  کانون  به  عهده  دارد،  در  دو  چیز  خلاصه  می‌گردد:  نخست  افزایش  آرامش  و  آسایش  و  پرده‌پوشی  و  پاکدامنی  دو  نیمۀ  نفس  بشری.  دوم‌:  یاری  دادن  به  جامعۀ  انسانی  در  پرتو  عوامل  و  اسبابی ‌که  مایۀ  ادامۀ  حیات  و  ترقّی  می‌گردند  ...  این  سوره‌ گوشه‌ای  از  این  مقررات  دقیق  و  استوار  را  در  برگرفته  است‌ که  ما  در  آغاز  این  جزء  از  آن  سخن  گفتیم  به  عنوان  مکمّل  مطالبی ‌که  در  جزء  چهارم  بیان  داشته  بودیم.  البته  سورۀ  بقره،  بخش  دیگری  از  چنین  مقرّراتی  را  در  بر  داشت‌ که  در  جزء  دوم  از  آن  سخن  به  میان  آوردیم‌.  سوره‌های  دیگری  از  قـرآن  بخشهای  دیگری  را  در  بر  دارنـد،  بویژه  سورۀ  نور  در  جزء  هیجدهم‌،  و  سورۀ  احزاب  در  دو  جزء  بیست  و  یکم‌،  و  بیست  و  دوم‌،  و  سورۀ  طلاق  و  سورۀ  تحریم  در  جزء  بیست  و  هشتم  ...  و  در  جاهای  دیگری  در  سوره‌ها،  بخشهای  دیگری  پراکنده  است ‌که  رویـهمرفته‌،  قانون  کامل  شامل  دقیقی  را  برای  سیستم  این‌ کـانون  انسـانی  تشکیل  می‌دهند.  فراوانی  و  دگرگونی  و  فراگیری  چنین  قانونی‌،  دالّ  بر  اندازۀ  اهمیّت  بسزائی  است ‌که  در  برنامۀ  اسلامی  برا‌ی  زند‌گانی  ا‌نسـانی  در کـانون  بزرگ  و  سترگ  خانواده  طرح  ریزی  نموده  است‌.

امیدوارم  خوانندۀ  این  صفحه‌،  چیزی  را  به  یـاد  داشته  باشد که  در  صفحات  همین  جزء گذشت‌.  آن  چیزی ‌که  درباره  نوپائی  بشر،  طول  زمان  چنین  طفولیّتی‌،  اندازۀ  نیاز  بشر  در  طول  چنین  روزگارانی  به  محیطی‌ که  او  را  باید  و  مراقبت  نماید  تـا  آنگاه ‌که  می‌تواند  برای  گذراندن  زندگانی  خـود  روزگذاری  بدست  آورد.  و  مهم‌تر  از  این‌،  محیطی  فراهم  آید که  آدمیزاد  را  تربیت  کند  و  ه  وظیفۀ  اجتماعی  خود  آ‌شنا گرداند،  و  وی  را  به  نوبت  خو‌د  در  امر  سازندگی  و  تـرقّی  جامعۀ  انسـانی  شرکت  دهد،  تا  بتواند  جامع  انسانی  را  بهتر  از  آنـچه  بوده  است  و  بدان  شکلی‌ که  بدست  او  رسیده  است‌،  به  دیگران  واگذارد  و  بدیشان  بسپارد.  این  سخن‌،  در  امر  بیان  ارزش  کـانون  خـانواده‌،  دیـدگاه  برنامۀ  اسـلامی  دربارۀ  وظائف  خانواده‌،  هدف  از  انجام  وظائف  خانواده‌،  تلاش  و  توجّه  خاصّ  برنامۀ  اسلامی  برای  حفظ ‌کانون  خانواده‌،  و  حفاظت  آن  از  همۀ  عوامل  دور  و  نـزدیک  تخریب‌،  از  اهمّیت  بسزائی  برخوردار  است‌.

در  پرتو  این  اشارات  مختصر  به  سرشت  دیدگاه  اسلام  نسبت  به  خانواده  و  ارزش  آن‌، ‌و  حرص  و  جوش  بسیاری ‌که  اسلام  دارد،  برای  ازدیـاد  وسائل  رفاه  و  افزایش  عواملی ‌که  موجب  پـابرجائی  و  ماندگاری  و  حفظ  آرامش  در  فضای  خانواده  می‌گردند،  علاوه  بر  آن  چیزهائی ‌که  ما  در  بارۀ  بزرگداشت  این  برنامه  نسبت  به  زن‌،  و  اعطاء  استقلال  شخصیّت  به  زن  و  بالا  بردن  مقام  او،  و  ارج  نهادن  به  حقوقی ‌که  خود  چنین  برنامه‌ای  بدو  داده  است  و  برای  وی  پدیدار  ساخته  است‌،  آن  هم  نه  برای  جانبداری  از  زن‌،  بلکه  به  خاطر  هدفهای  والائی ‌که  برای  بزرگداشت  همۀ  انسانها،  و  بها  دادن  به  جایگاه  زندگانی  انسانیّت  انسانها،  مورد  نظر  است‌،  می‌توانیم  از  واپسین  نصّ  این  درس‌،  سخن  به  میان  آوریم‌،  درسی‌ که  با  این  دیباجه  روشن  به  پیش‌ کشیدیم‌:

این  نصّ  قرآنی  - در  راه  سر  و  سامان  بخشیدن  به ‌کانون  زناشوئی‌،  و  توضیح  ویژگیهای  ایجاد  این  سر  و  سـامان  در آن‌،  برای  جلوگیری  از  هر  نوع  برخوردی  میان  افراي‌ش  با  برگرداندن  جملگی  ایشان  به  سوی  فرمان  خدا،  نه  به  سوی  فرمان  هواها  و  تأثّرپذیریها  و  شخصیّت  گرائیها  -  معیّن  مـی‌دارد که  در  ایـن ‌کانون ‌کوچک  سرپرستی  متعلّق  به  مرد  است‌.  از  میان  اسباب  و  علل  این  سرپرستی  هم  ذکر  می‌فرماید که  خدا  سرپرستی  را  برای  مرد  سزاوارتر  می‌داند  و  آن  را  بدو  می‌سپارد،  چرا که  ارکان  و  اصول  سرپرستی  و  ویژگی  و  لیاقت  آن  در  مرد  حاصل  و  موجود  است  ...  مرد  را  هم  عهده‌دار  هزینه  چنین‌ کانونی  می‌سازد.  با  توجّه  به  دادن  سرپرستی  به  مرد،  ویژگیهای  ایـن  سرپرستی  را  برای  حفظ  چنین  کانونی  از  هم  پاشیدگی،  و  نگاهداری  آن  از  سرکشیهای  ناجور  و  نـاگهانی  و  برخوردهای  عـارضی  و  آنی‌،  مشخّص  می‌سازد،  و  راه  چارۀ  آنها  را  هم  -  در  حدود  امکان  -  معیّن  می‌کند.  سراجام  مقرّرات  خارجی  را  به  هنگام  عدم  موفقیّت  مقررات  داخلی  به  پيش  می‌کشد،  و  شبح  خطر  را  از  دور  می‌پاید  و  از  ایـن ‌کانون  بدور  می‌نماید. کانونی‌ که  نه  تنها  دو  نیمه  نفس  واحده  را  در  برمی‌گیرد،  بلکه  جوجه‌های  سبزرنگ  تازه  پا  به  جهان  نـهاده  در  پـرورشگاه  خانواده  را  نـیز  در  درون  خـود  می‌پروراند،  جوجه‌هائی‌ که  در  معرض  خطر  نابودی  و  نیستی  قرار  مـی‌گیرند.  حال  بنگریم  به  ضرورتها  و  فلسفه‌هائی  که  در  فراسوی  هر  یک  از  این  مقرّرات  نهفته‌اند،  و  به  اندازۀ  توانائی‌،  ذکری  از  آنها  به  مـیان  آوریم‌:

(الرجال قوامون على النساء . بم