یت نموده است و گفته است‌: حدیث صحیحی است و با شروط مسلم و بخاری می‌خواند، هر چند هم آن را روایت نكرده‌اند.

ابن ابی حاتم - با اسنادی كه از راه دیگری در دست داشته - از برّاء رضی الله عنه - روایت نموده است و گفته است‌: آیه دربارۀ ما نازل شده است‌. ما دارای نخلستان‌ها بودیم. هر یك از ما به اندازۀ‌ كثرت یا قلّت نخلستانی كه داشت خرما می‌چید و می‌آورد. چه بسا یكی خوشه‌ای می‌آورد و آن را در مسجد آویزان می‌كرد. اهل صُفّه خوراكی نداشتند. وقتی‌كه یكی از آنان گرسنه می‌شد، می‌آمد و چوگانی به خوشه‌ها می‌زد و خرمای تازه یا كهنه می‌ريخت و او از آن می‌خورد. كسانی بودند كه گرایشی به احسان نداشتند و لذا بدترین خرماها را می‌آوردند، و گاهی خوشه‌های شكسته را آورده و در مسجد آویزان می نمودند. پس آیه چنین نازل شد: (‌ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ ). برّاء ‌گفته است‌: اگر به یكی از شما مثل آنچه ‌كه می‌بخشد داده شود آن را نمی‌گیرد مگر به سبب چشم‌پوشی و شرمندگی‌. ما از آن به بعد بهترین چیزی را كه داشتیم می آوردم.

هر دو روایت به هم نزدیكند. هر دو تا به حالتی ‌كه در مدینه رخ داده است اشاره می‌نمایند، و صفحۀ دیگری را به ما می‌نمایانند كه انصار آن را در تاریخ بذل و بخشش بزرگوارانه و عطاء فراوان ‌كریمانه به ثبت رسانده اند. همچنین این روایت به ما نشان می‌دهد كه در ملت یگانۀ اسلامی نمونه‌های عجیب والائی یافته می‌شود، و ضمناً در آن نمونه‌های دیگری خواهد بود كه نیاز به تربیت و تهذیب و توجیه دارند تا رو به ‌كمال روند. همانگونه ‌كه برخی از انصار نیاز بدان داشتند كه بدیشان تذكر داده شود كه به سراغ چیز بد و بی‌ارج دارائی خود نروند و از اموال ناقابلی نبخشند كه اگر همان چیز به خودشان هدیه ‌گر‌دد عادتاً آن را نمی‌پذیرند و اگر هم بپذیرند و آن را برگشت ندهند جز به خاطر خجالت‌كشیدن و حیاء نمودن نخواهد بود، یا آن را وقتی در معامله‌ای خواهند پذیرفت‌ كه در آن چشم‌پوشی‌گردد، یعنی‌: از قیمت آن‌ كاسته شود. در صورتی‌كه ایشان آن چیز را به خدا می‌دادند!

از اینجا است‌كه چنین پیروی به دنبال آن آمده است‌: 

( وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ).

بدانید كه خداوند بی‌نیاز و ستایشگر است.

خدا بطور كلی بی‏نیاز از عطاء مردمان است‌. پس اگر چیزی بدو بخشیدند در حقیقت آن را به نفس خود بخشیده‌اند و لذا چیز خوب و پاكیزه بدو دهند چیزی‌كه خود نیز از آن خوشنود و بدان راضی باشند... خدا ستایشگر است... چیزهای خوب و پاك را می‌پذیرد و آنها را پاس می‌دارد و به خوبی عوض و پاداش آنها را می‌دهد.

هر یك از این دو صفتی‌كه در اینجا آمده است الهامی در بر دارد كه دلها را به تكان می‌اندازد، همانگونه‌ كه دلهای آن‌ گروه از انصار را عملاً به تكان انداخت‌. 

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ )...

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید از قسمتهای پاكیزۀ اموالی كه بدست آورده‌اید ببخشید...

والّا خداوند بی‏نیاز از چیز ناپاكی است‌ كه دست به سوی آن می یازید و از آن بذل و بخششهای خود را انجام می‌دهید. خداوند بزرگوار تنها از چیز خوب و پاكیزه‌ای‌ كه می‌بخشید ستایش می‌كند و آن را سپاس می‌گوید و پاداشی در برابر آن به شما خواهد داد كه درخور شخص خوشنود سپاسگزار باشد... همو خدای روزی رسان بخشایشگر است‌... از خود، پاداش ستایشگرانۀ نعمت پاكی را می دهد كه می‌بخشید، و او همان است‌ كه خودش قبلاً آن را به شما داده است‌! چه پیام و الهامی‌! چه تشویق و ترغیبی‌! و چه تربیت دلهائی با چنين روش شگفت و زيبائی‌!

از آنجا كه خودداری از بذل مال‌، و یا بخشش چیز بی‌ارزش ناپاك‌، تنها از انگیزه‌های بد و اندیشه‌های تباه، و از تزلزل عقیده و عدم اعتماد بدانچه در پیشگاه خدا است‌، و بالأخره از ترس از فقر و فاقه‌ای سرچشمه می‌گیرد كه هرگز چنین خوفی به درون نفسی نمی‌خیزد كه به خدا پیوسته و بدو اعتماد داشته و می‌داند كه برگشت اموال و دارائی او به سوی خدا بوده و همه چیزش از آن او خواهد بود... با توجه بدین امر، خداوند برای مؤمنان پرده از چنین انگیزه‌ها به ‌كنار زد تا واضح و روشن پدیدار شوند و مؤمنان بدانند كه این انگیزه‌ها از كجا سر بر می‌زنند و در دلها ریشه می‌دوانند. همچنین هویدا گردد كه چه كسی آنها را به دلها القاء و در نفسها برمی‌انگیزاند... بی‏گمان این‌كار، كار شیطان است‌:

( الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءَِ، وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلا، وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ. يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا، وَمَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ ).

اهریمن شما را (‌به هنگام انفاق می‌ترساند و) وعدۀ تهیدستی می‌دهد و به انجام گناه شما را دستور می‌دهد، ولی خداوند به شما وعدۀ آمرزش خوش و فزونی (‌نعمت‌) می‌دهد. و خداوند (‌فضل و مرحمتش‌) وسیع (‌و از همه چیز) آگاه است‌. فرزانگی را به هر كسی كه بخواهد (‌و شایسته ببیند) می‌دهد و به هر كسی كه فرزانگی داده شود، بی‏گمان خیر و خوبی فراوانی بدو داده شده است‌، و جز خردمندان (‌این حقائق را درك نمی‌كنند و) متذكر نمی‌گردند.اهریمن شما را از فقر و تنگدستی می‌ترساند، و در نفسهایتان آز و تنگچشمی و زراندوزی را برمی‌انگیزد. اهریمن شما را به انجام فحشاء فرمان می دهد. « ‌فحشاء‌ » هر نوع ‌گناهی را می‌گویند كه فاحش شود، یعنی از حد، تجاوز كند. اگر چه فحشاء بر نوع خاصی ازگناه[1] غلبه یافته است‌، ولی شامل همۀ گناهان می‌شود. ترس از فقر، مردمان را در جاهلیت به زنده به گور كردن دختران وامی‌داشت كه این خود گناه فاحش است‌. آز مال‌اندوزی بر‌خی از ایشان را به خوردن ربا می‌كشاند كه ا‌ین نیز گناه فاحش ا‌ست... همچنين ترس از تنگدستی به سبب بذل و بخشش در راه خدا هم خودش‌ گناه فاحش بشمار است‌.

وقتی ‌كه اهریمن به شما مژدۀ فقر و تنگدستی می‌دهد و شما را به ‌گناهان فاحش فرمان می‌دهد، خداوند به شما مژدۀ بخشش و بخشایش می‌دهد:

( وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلا ).

خداوند به شما وعدۀ آمرزش و افزایش خویش را می‌دهد.

خداوند مغفرت و آمرزش را قبل از فضل و افزایش ذكر می‌فرمایند... چه فضل و افزایش‌، چیزی است‌ كه علاوه بر مغفرت و آمرزش به بندگان عطاء می‌گردد، همچنین شامل دادن روزی در این زمین در برابر بذل و بخشش در راه خدا و انفاق نیز می‌شود.

( وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ).

خدا (‌قدرت و نعمتش‌) وسیع (‌و از همه چیز) آگاه است‌. 

خداوند از نعمت فراخ با گشاده‌دستی می‌بخشد، و می‌داند هر آن چیزی را كه به سینه‌ها گذرد و به دلها افتد و راز درون شود. خداوند تنها مال و دارا