پس  فرمود:  آیا  مردمان  مدینه  متوجّه  آمدن  شما  شده‌ا‌ند؟  یا  این‌ که  فرمود:  آیا کسی  متوجّه  چیزی ‌گشته  است ‌که  برای  آن  آمده‌اید؟ ‌گفتند:  خیر.  گفت‌:  اگر  آگاه  می‌شدند،  شما  را  مایۀ  عبرت  ایشان  می‌کردم‌[15]‌.

عمر  پرهیزگار  حسّاس‌،  این  چنین  دلها  و  جامعه  را  اداره  می‌کرد.  قرآن  شعور او را  راست  و درست ‌کرده  بود  و  ترازوی  دقيقی  را  به  دستش  داده  بود:  (‌پـروردگارمان  می‌دانسته  است‌ که  ما گناهانی  خواهیم  داشت‌)‌.  آنگو‌نه  که  خدایمان  دانسته  است  خو‌اهیم  شد  و  جز  آن  نخواهیم  بود.  تنها  تکیه‌گاه،  نیّت  نـیک  داشـتن‌،  راستای  راه  در  پیش‌ گرفتن‌،  تلاش‌ کردن‌،  علاقه  به  انجام  وظائف  داشتن‌،  و  سعی‌ کامل  برای  انجام  به  تمام  و کمال  وظائف  نشان  دادن  است  ...  هماهنگی  و  تلاش  است  و  آسان  گرفتن  و  میانه‌روی‌ کردن  و بس‌.

*
در  روند  سخن  از  اموال  و  دست  به  دست  شدن  آن‌،  در  میان  مردمان‌،  مکمّلی  د‌ربارۀ  پـیوندها  و  معامله‌های  موجود  در  بین  مردان  و  زنان  به  میان  می‌آید،  و  از  عقد  قرارداد  با  بندگان  و کنیزان  و  پیوندشان  با  سیستم  ارث  بر‌ی  و  ارث‌گذاری  همگانی  صحبت  می‌شود،  آن  چیزی  که  در  آغاز  سوره  به  تفصیل  درباره‌اش  بحث‌گردید:

(وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ الله بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ , لّلرِّجالِ نَصيبٌ مّمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّساءِ نَصيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ...  وأسْأَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ , إنَّ اللهَ كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمًا . وَلِكُلٍّ جَعَلْنا مَواليَ مِمّا تَششرَكَ الْوالدانِ وَالْأقرَبُونَ . وَالَّذينَ عَقَدَتْ أيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصيبَهُمْ إنَّ اللهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدًا ) . 

آرزوی  چیزی‌ نکنید که  خداوند برخی  از  شما را  با  (‌اعطای‌)  آن  بر  برخی  دیگر  برتری  داده  است  (‌و  مردان  را  در  بعضی  از  چیزها  بر  زنان‌،  و  زنان  را  در  بعضی  از  چیزها  بـر  مـردان‌،  فضیلت  داده  و  مـرحمت  روا  دیـده  است‌)‌.  مردان  نصیبی  دارند  از  آنچه  فراچنگ  می‌آورند  و  زنان  (‌هم‌)  نصیبی  دارند  از  آنچه  بدست  می‌آورند  (‌و  هـر  یک  از  زنـان  و  مردان  دارای  سرشتی  و  حقوقی  فراخور  حال  خود  می‌باشند.  پس  بـا  تلاش  و  کوشش  شبانه‌روزی  رحمت  و  برکت  خدای  را  بجوئید)  و  طلب  فضل  او  کنید.  بیگمان  خداوند  (‌کاملاً)  آگاه  از  هر  چیزی  بوده  (‌و  بـه  هر  نوعی‌،  چیزی  بخشیده  است  که  شایسته‌اش  بوده  است‌)‌.

نصّ  قرآنی  همگانی  است  و  نهی  می‌کند  ا‌ز  ایـن‌ که  آرزوی  چیزی  را  بکنیم‌ که  خداوند  با  اعطای  آن  برخی  از  مؤمنان  را  بر  برخ  دیگری  برتری  داده  است‌.  ایـن  برتری  هر  چیزی‌ که  باشد.  برتری  در  شغل  و  مقام‌،  در  استعدادها  و  موهبتها،  در  اموال  و  امتعه  ...  و  بالأخره  برتری  در  همۀ  چیزهائی ‌که  بهرۀ  هر کسی  از  آنها  در  این  جهان  از  آنها  مختلف  و  متنوّع  است  ...  بلکه  مردمان  باید  از  خدا  بخواهند،  و  درخواستشان  مستقیماً  از  خدا  باشد.  بجای  این‌ که  خویشتن  را  با  حسرت  بردن  و  افسوس  خوردن  و  چشم  به  تفاوتها  دوختن‌،  نابود  سازند،  و  بجای  این‌ که‌ کینۀ  دیگران  به  دل‌ گیرند،  و  در  آتش  دریغا  و  فسوسا  بمیرند،  و  احساس  دشمنی  و  انتقام‌ کـنند،  و  خویشتن  را  ضایع  ببینند  و  مأیوس  و  ناامید  شوند،  و  به  پای  چنین  احساسی  پرت‌ گردند  و کرنش  روند  ...  چه  بسا  بر  اثر کارهای  پـیشین‌،  بدگمانی  دربارۀ  یـزدان‌،  گریبانگیر  انسان  شود،  و  نسبت  به  عدالت  تقسیم  قسمت  الهی  گمان  بد،  رود  ...  کار كه  بدینجا  کشد  کمرشکن  خواهد  بود،  بگونه‌ای‌ که  آرامش  درون  را  از  میان  می‏‎برد،  و  مایۀ  پرشانی  و  بیسودی  می‌گردد،  و  تاب  و  توان  را  صرف  پدیده‌های  ناپاک  می‌نماید،  و  به  راههای  ناپاک  رهنمو‌د  می‌سازد  ...  در  صورتی ‌که  مستقیماً  به  فضل  خدا  چشم  دوختن  و  به  الطافش  امید  بستن‌،‌ گذ‌شته  از  ایـن ‌که  رو  به  چشمۀ  انـعام  و  اعطاء  است‌،  سرچشمه‌ای‌ که  هر  اندازه  برای  تشنگان‌،  آب  لطف  بروشاند  و  بدیشان  نعمت  برساند،  آبگرم  آن‌ کاستی  نمی‌گیرد،  و  از  ازدحام  مستمندان  درگـاهش  به  تـنگ  نمی‌آید،  محل  آرامش  و  آسایش  و  ا‌مید  است‌،  و  جایگاه  خیزش  مثبت  برای  جستن  اسباب  و  دسترسی  به  علل  است‌،  بجای  این‌ که  تلاش  صرف  سوختن  و  خشمگین  شدن  و  پرت ‌گشتن  و  فرو  افتادن  و گسیختن‌ گردد.

نصّ  قرآنی‌،  در  این  رهنمون  همگانی‌،  عام  است‌،  و لیکن  در  اینجا  با  توجّه  به  سیاق ‌کلام  و  برخی  از  روایاتی‌ که  دربارۀ  سبب  نزول  آن  آمده  است‌،  این  معنی  عام  تا  اندازه‌ای  خاصّ  می‌گردد  و  بیانگر  تفاوت  ویژه‌ای  خواهد  بود که  این  نصّ  قرآنی  نازل‌ گشته  است  تا  بدان  بپردازد  ...  این  تفاوت‌،  اختلاف  سهم  مردان  با  سهم  زنان  است  ...  این  هم  از سیاق  عام‌ آیه  بعدها  پیدا  و  مشاهده  خواهد  شد.  امّا  این  جنبه  با  وجود  اهمّیت  بسزائی‌ که  در  تنظیم  علاقۀ  موجود  در  میان  دو  نیمۀ  نفس  بشری  و  اقامۀ  چنین  علاقه‌ای  بر  رضا  و  تکامل  دارد،  و گذشته  از  تـوضیح  وظائف ‌گوناگون  و  بیان  امور  مهمّ  مایۀ  پخش  این  رضا  در  خانواده‌ها  و  جامعۀ  اسلامی  بطور کلّی  می‌گردد.  آری  این  جنبه  با  وجود  چنین  اهمّیتی ‌که  دارد،  خصوصیّت  سبب،  عمومیّت  نصّ  را  نفی  نمی‌کند.  از  اینجا  است‌ که  تفسیرهای  مأثور،  هم  این  معنی  و  هم  آن  معنی  را ذکر  کرده‌اند.  امام  احمد  فرموده  است‌:  سفیان  از  ابونجیح‌،  و  او  از  مجاهد  روایت‌ کرده  است‌ که  ام  سلمه  به  رسول  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم   عرض ‌کرد  و گفت‌:  ای  رسول  خدا  مردان می‌جنگند و  جهاد  می کنند،  ما  نمی‌جنگیم  و  جهاد  نمی‌کنیم‌،  با  این  وجود  نیمۀ ترکه  را  می بریم.  خداونـد  این  را  نازل  فرمود:

(وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ الله بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ).

 آرزوی  چیزی  نکنید  که  خداوند  برخی  از  شما  را  با  (‌اعطای‌)  آن  بر  برخی  دیگر  برتری  داده  است  (‌و  مردان  را  در  بعضی  از  چیزها  بر  زنان‌،  و  زنان  را  در  بعضی  از  چیزها  بر  مردان‌،  فضیلت  داده  و  مرحمت  روا  دیده  است‌)‌.

ابن  ابو حاتم‌،  ابن  جریر،  ابن  مـردویه‌،  و  حاکم  در  مستدرک  خود،  از  حدیث  ثوری‌،  و  او  از  ابونجیح‌،  و  وی  از  مجاهد  روایت  کرده  ا‌ست‌ که  او  می‌گوید:  ام‌سلمه  گفت‌،  ای  رسول  خدا،  ما  زنـان  نـمی‌جنگیم  تـا  شهید  گردیم‌،  و  مایۀ  قطع  میراث  نیز  نمی‌گردیم  ...  این  آیه  نازل  شد.  س  از  آن  خداوند  این آیه  را  نازل‌ فر‌مود: 

(أنّي لا أضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ , مِنْ ذَكَرٍ أوْ أُنْثى). 

 من  عمل  هیچ  کسی  از  شما  را  که  بکار  خـاسته  بـاشد،  خواه  زن  باشد  یا  مرد،  ضایع  نخواهم  کرد. (‌آل  عمر‌ان  /  ١٩٥)  

سدّیّ‌،  دربارۀ  آیۀ  مذکور گفته  است‌:  