  افزایش  سود،  برای  توان  پرداخت  به  تمام  و کمال  وامهای  صنعتی  است!  حال  برای  فراهم  آوردن  این  وامها،  بگذار  مردمان  از  وسائل  تجمّل  و کالاهای  لوکس  و  از  ظوا‌هر  پـر  زرق  و  برق  رفاه‌،  برخـوردار  باشند،  هـر  چند  که  ضروریات  و  نیازمندیهای  زندگی  را  نداشته  و  نیابند!  و  هر  چند  هم  برخورداری  از  این  زنـدگی  خوش  نمای  تو  خالی  پـوشالی‌،  از  راه  پست‌ترین  پروژه‌ها  و  نـاپاک‌تـرین  طرحها  باشد،  پروژه‌ها  و  طرحـهائی ‌که  بر‌انگیزانندۀ  غریزه‌ها،  و  درهم  شکنندۀ هستی  ا‌نسانها  بشمارند  ...  گذشته  از  همۀ  اینها،  سود  پـیاپی  سرمایه‌،  و  عدم  مشارکت  آن  در  زیانهائی‌ که  اغلب  پـیش  می‌آید  و  تجارت  در  آ‌نها  شرکت  می‌نماید،  و  قلّت  ا‌عـتماد  بر  تلاش  انسانها  در  معاملات  ربوی‌،  آنگو‌نه  که  در  سایر  معاملات  تجاری  و  بازرگانی  بر  آن  تکیه  می‌شود،  و  بالأخره  لیست  سیاه  رویانه  و  پستانه‌ای ‌که  برای  سیستم  ربوی‌ گرفته  می‌شود  و  به‌ گردن  غول  آدمخوار  ربا  انداخته  می‌شود،  همه  و  همه  حکم  می‌کنند که  باید  ربا  را  گردن  زد  و  به  ترک  آن ‌گفت‌،  آنگو‌نه ‌که  اسلام  فـرمان  نابودی  ربا  را  صادر کرد  و  قلم  بطلان  بر  آن‌کشید.[14]این  اشتباه  میان  ربا  و  داد  و  ستد،  باعث ‌گشته  است ‌که  چنین  استدرا‌کی‌،  یعنی  رفـع  تـوهّمی  بدنبال  نهی  از  خوردن  بناحق  اموال  ذکر گردد،  از  نـظر  نـحویان  هم  ا‌ستثناء  منقطع  است‌:

(إلّا أنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ ).

مگر  این  که  (‌تصرّف  شما  در  اموال  دیگران  از  طریق‌)  داد  و  سـتدی  باشد  که  از  رضایت  (‌باطنی  دو  طرف‌)  سرچشمه  بگیرد.

(وَلا تَقْتُلُوا أنْفُسَكُمْ , إنَّ اللهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً ).

خودکشی  مکنید  و  خون  همدیگر  را  نـریزید،  بیگمان  خداوند  (‌پیوسته‌)  نسبت  به  شما  مهربان  بوده  (‌و  خواهد  بود)‌.

پیروی  است ‌که  بعد  از  نهی  از  خوردن  بناحق  اموال ‌ذکر  گشته  است  و  بیانگر  آثار  مخرّبی  است ‌که  خوردن  بناحق  اموال  در  زندگی  مردم  بدنبال  دارد.  در  حقیقت  خوردن  بناحق  اموال‌،  اقدام  به  خودکشی  است‌.  هنگامی‌ کـه  خداوند،  مؤمنان  جامعه  را  از  آن  باز  می‌دارد،  بدیشان  لطف  و  مهربانی  می‌کند.

بلی‌ که  چنین  است‌.  چرا که  خوردن  بناحق  اموال  در  میان  جماعتی‌،  از  راههای‌:  ربا،  خیانت‌،  قمار،  احتکار،  گول  زدن‌،  کش  رفتن‌،  نیرنگ  بازی،  رشوه‌خواری‌،  دزدی‌،  فروش  چیزی‌ که  فروختن  آن  روا  نیست  ازقبیل‌:  ناموس  و  عهد  و  پیمان  و  اسرار  و  اخلاق  و  دین  و  آئین  -  این  قبیل  مسائل  در  میان  جوامـع  جاهلی ‌گذشته  و  حال‌،  متأسفانه  به  وفور بوده  و  هست  - ‌رونق  نمی‌گیرد  مگر  این‌ که  واجب  می‌آید که  چنین  جماعتی  خویشتن  به  کشتن  دهد  و  به  درّۀ  مرگ  و  نابودی  فرو  افتد.

بعد  از  تهدید کسانی‌ که  اموال  را  بناحق  می‌خورند  و  متجاوز  و  ستمگر  بشمارند،  تهدید  ایشان  به  عذاب  آخرت  قرار  می‌گیرد،  و  پس  از  بر  حذر  داشتن  آنـان  از  ویرانگری  زندگی  دنیوی  و  نابودی  آن‌،  ایشان  را  متوجّه  می‌سازد که  خورندگان  بناحق  امـوال‌،  و  بناحق  اموال  خوردگان،  هر  دو  دسته  در  دنیا  سزا  و  در  آخرت ‌کیفر  می‏بینند،  چرا که  مردمان  جملگی  مسؤول  پیآمد  ناگوار  کارهای  نابجا  هستند.  زمانی  که  اوضاع  نابسامان  ظالمانه  و  شرائط  نادرست  متعدیّانه‌،  به  حال  خود  رها  شود،  اوضاع  و  شرائطی‌ که  در  آن  خوردن  بناحق  اموال‌،  رونق  و  بهائی  داشته  باشد،  فرمان  یزدان  مبنی  بر تنبیه  و  کیفر  مردم  هم  در  این  جهان  و  هم  در  آن  جهان  صادر  می‌گردد:

(وَمَنْ يَفْعَلْ ذلك عُدْواناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْليهِ ناراً , وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللهِ يَسيراً).

و  کسی  که  چنین  کاری  (‌یعنی  خودکشی  یا  خوردن  بناحق  اموال‌)  را  تجاوزگرانه  و  ستمگرانه  مرتکب  شود،  او  را  با  آتش  دوزخ  می‌سوزانیم‌،  و  این  (‌عمل  هم‌)  برای  خدا  آسان  است‌.

این  چنین‌،  برنامه  اسلامی‌،  همۀ  کرانه‌ها  و  زوایای  نفس  را  فرامی‌گیرد،  و به  هنگام  وضع  مقرّرات  برای  او،  و  رهنمودش  در  این  سو  و  در  آن  سو،  نه  تنها  این  جهان  نفس  را بلکه  آن  جهان  نفس‌ را  پیش  چشم  می‌دارد،‌ و در  اندرون  انسان  پاسبانی  می‌گمارد که  بسی  آگاه  و  بیدار  است  و  رهنمودها  را  چابکانه  دریـافت  و  قـوانـین  را  هوشیارانه  اجراء  می‌نماید.  برنامۀ  اسلامی‌،  گذشته  از  این ‌که  در  اندرون  یکایک  مردمان  پاسبانی  از  خودشان  می‌گمارد،  در  مـیان  جامعه  یکی  را  مراقب  ديگری  می‌نماید،  چرا  که  همگان  مسؤول  همدیگر  و  اعضای  یک  پیکرند،  و  هر  یک  از  آنان  در  دنیا  به ‌گناه  یکدیگر  گرفتار  می‌آیند،  و  در  آخرت  همگی  ایشان  در  برابر  سستی  و  چشم‌پوشی  از  احوال ‌گناه  آلود  و  بیباكی  در  برابر اوضاع  پراز  فسق  و  فجور،  مورد  بازخواست  قرار  می‌گیرند.

(وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللهِ يَسيراً).

این  کار  هم  برای  خدا  آسان  است‌.

کسی  نمی‌تواند  از  آن  جلوگیری‌ کند،  و  در  برابر  آن  قد  علم  نماید،  و  هر  زمان‌ که  وقت  آن  در  رسد،  و  اسباب  و  علل  وقوع  آن  فراهم  آید،  رخ  خواهد  داد.

در  برابر  دوری  از  (‌گناهان  بزرگ)  و  از  جملۀ  آنـها،  خوردن  بناحق  اموال  یکدیگر،  خداوند  بدیشان  وعده  می‌دهد که  مرحمت  و  مغفرت  خود  را  نصیب  ایشان  می‌گرداند،  و  از گناهان  کوچک  آنان  صرف  نظر  می‌نماید!  این  بدان  خاطر  است‌ که  یزدان  سبحان  ضعف  انسانها  را  می‌داند،  و  بر  آنان  آسان  می‌گیرد،  و  دلهایشان  را  آرامش  می‏بخشد  و  آسوده  خاطرشان  می‌گرداند‌،  و  برای  این‌ که  آنان  با  انجام‌ گناهان  بزرگ  به  آتش  نروند،  ایزد  دادار  این  چنین  لطف  می‌نماید  و  با  بیدارباش  از  کبائر  و گذشت  از  صغائر،  بندگانش  را  دستگیری  و  یاری  می‌فرماید:

)إنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سِيّئاتِكُمْ , وَنُدْخِلْكُمْ مُّدْخَلاً كَريماً). 

اگر  از  گناهان  کبیره‌ای  بپرهیزید  که  از  آن  نهی  شده‌اید،  گناهان  صغیرۀ  شما  را  (‌با  فضل  و  رحمت  خود)  از  شما  می‌زدائیم  و  (‌به  شرط  استغفار  از  کبائر  و  عدم  اصرار  بر  صغائر)  شما  را  به  جایگاه  بـزرگوارانه‌ای  (‌که  بـهشت  برین  است‌)  وارد  می‌گردانیم‌.

هان‌!  این  دین  چقدر  بزرگ  است!  برنامه‌اش  چه  اندازه  آسان  است‌!  با  وجود  نداهای  والائی‌ که  این  آئـین  با  زمزمۀ  آنها،  ما  را  به  عظمت  و طهارت  و  نظافت  و  عبادت  می‌خواند،  و  با  وجود  وظائف  و  مقرّرات  و  اوامر  و  نواهی  موجود  در  آن‌،  برای  پدید  آوردن  نفسهای  پاک‌،  و  ایجاد  جامعۀ  پاکیزۀ  سالم‌،  این  آئین  از  ضعف  انسانها  و  ناتوانی  ایشان  غافل  نمی‌ماند،  و  فراتـر  از  حدود  توان  مردمان‌،  از  آنان  چیزی  درخواست  نمی‌کند،  و  سرشت  و  اندازۀ 