‌،  و کمک  

کردن  به  هنگام  ضعف  و  ناتوانی،  و گذشت  نمودن  از  قصور  و کوتاهی  ...  همچنين  می‌بینیم ‌که  به  مردمان  می‌آموزد که  چشم  به  نعمتهائی  ندوزند که  خداوندگار  جهان  به  برخی  از  ایشـان  داده  است‌،  و  بلکه  چشم  بدوزند  به  آفریدگاری ‌که  دهندۀ  نـعمت‌،  او  است‌،  و  از  پروردگاری  قدرت  مادی  و  معنوی  بطلبند که  فضل  و  عطاء  در  ید  اختیار  او  است  ...  این  رهنمود  هنگامی  بیان  می‌شود که  از  حق  و  حقوق  مردان  و  بهره  و  قسـمت  ایشان‌،  و نیز از حق  و  حقوق  زنان  و  بهره  و  قسمت  آنان  سخن  می‌رود،  و  فراچنگ  آوردۀ  هر  یک  از  مـردان  و  زنان  به  تصویر کشیده  می‌شود.  بدنبال  هر  دو  بخش  هم  این  چنین  می‌آید:  خد‌اوند کاملاً  مطّلع  از  هر  چیزی  است‌.  همچنین  بعد  از توضیح  مسألۀ  وارثان  و  بیان  سهم  ایشان  آمده  است‌:  خداوند  بر  هر  چیزی  حاضر  و  نـاظر  است  ...  اینها  بسوده‌های  الهام‌بخش  مؤثّری  هستند که  با  بندهای  قانون  الهی  همراه  می‌باشند،  و  رهنمودهای  تربیتی  ا‌یزد  متعالی  هستندک ه  از  زوایای  درون  و  بیرون  انسان  کاملاً  باخبر  است‌،  و  از  ساختار  روان  و  جان  و  شاخه‌ها  و  راههای  بسیار  نفس  انسان‌،  بس  آگاه  و  مطّلع  است‌.

*

(يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأكُلُوا أمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ - إلّا أنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ - وَلا تَقْتُلُوا أنْفُسَكُمْ , إنَّ اللهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً . وَمَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْليهِ ناراً , وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللهِ يَسيراً).

ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید،  اموال  همدیگر  را  به  ناحق  (‌یعنی  از  راههای  نامشروعی  هـمچون‌:  دزدی‌،  خیانت‌،  غصب‌،  ربا،  قمار،  و  ...)  نخورید  مگر  ایـن  که  (‌تصرّف  شما  در  اموال  دیگران  از  طریق‌)  داد  و  ستدی  باشد  كه  از  رضـایت  (‌باطنی  دو  طرف‌)  سرچشمه  بگیرد،  و  خودکشی  مکنید  و  خون  همدیگر  را  نریزید.  بیگمان  خداوند  (‌پیوسته‌)  نسبت  به  شما  مهربان  بوده  (‌و  خواهد  بود)‌.  و  کسی  که  چنین  کاری  (‌یعنی  خودکشی  یا خـوردن  به  ناحق  اموال  دیگران‌)  را  تجاوزگرانه  و  ستمگرانه  مرتکب  شود،  او  را  با  آتش  دوزخ  می‌سوزانیم‌)  و  این  (‌عمل  هم‌)  برای  خدا  آسان  است‌.  نداء  متوجّه‌ کسانی  است‌ که  ایمان  آورده‌اند  و  نهی  از  خوردن  بناحق  اموال  همدیگر  نیز  خطاب  به  ایشان  است‌.  

(يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأكُلُوا أمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ).

ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید،  اموال  همدیگر  را  به  ناحق  نخورید.

این  نداء‌:  (يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا)  ای  مؤمنان‌!  بیانگر  این  معنی  است  که ‌کار  پـاکسازی  جامعۀ  اسلامی  از  باقیمانده‌های  ته‌نشستهای  زندگی  جاهلی  در  میان  است‌،  و  به  خروش  انداختن  دلهای  مؤمنان‌،  مراد  یزدان  است‌.  خداوند  با  این  ندای  آسمانی  مقتضیات  ایمان  را  پـیش  چشم  مسلمانان  می‌دارد،  و  بدیشان  می‌فهماند  که  آنان  باید  شرم‌ کنند  از  ایـن ‌که  بیهوده  اموال  یکدیگر  را  بخورند،  و  بناحق  ثروت  همدیگر  را  متصرّف  شوند،  چرا  که  ایشان  مؤمن  هستند،  و  مؤمنان  را  چنین ‌کاری  نسزد.  خوردن  بناحق  اموال‌،  همۀ  راههائی  را  در  بر  می‌گيرد که  منتهی  به  خوردن  اموال  همدیگر  می‌گردند  و  خدا  بدانها  اجازه  نداده  است‌،  و  یا  این‌ که  خدا  از  آنها  نهی  فرموده  است‌.  از  جمله‌:  خیانت  کردن‌،  رشوه‌خواری‌،  قماربازی،  احتکار  نیازمندیهای  مردم  به  قصد  بالا  رفتن  قیمت  آنها،  و کلّیّۀ  انواع  معاملات  حرام‌،  مقدّم  بر  همۀ  آنـها  ربا  و  رباخواری‌.

خداوند  کارهای  بازرگانی  و  تجارتی  که  با  رضایت  خریدار  و  فروشنده  انجام  می‌پذیرد،  از  معاملات  حرام  جدا  و  مستثنی  فرموده  است‌:

(إلّا أنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ ).

مگر  این  که  (‌تصرّف  شما  در  اموال  دیگران  از  طریق‌)  داد  و  سـتدی  بـاشد  کـه  از  رضایت  (‌باطنی  دو  طرف‌)  سرچشمه  بگیرد.

استثناء  منقطع  است‌.  تأویل  آن  چنین  است‌:  و لیکن  اگر  داد  و  ستدی  باشد که  از  رضایت  شما  سرچشمه ‌گیرد،  

داخل  در  نصّ  پیشین  نیست  ...  امّا  ذکر  آن  بدین  شکل  در  روند  قرآن‌،  بیانگر نوعی  مخالطه  و آمـیزش  با  سایر  انواع  معاملات  است‌.  لذا  توضیح  داده  می‌شودکه  این‌،  خوردن  بناحق  اموال  مردم  است  ...  ایـن  مخالطه  و  آمیزش  را  وقتی  درک  می‌کنیم‌ که  آیـاتی  را  مورد  بررسی  قرار د‌هیم ‌که  دربارۀ  نهی  از ربا  در  سورۀ  بقره  شرف  نزول  پیدا کرده‌اند.  آنجا که  از  زبان  ربـاخواران  می‌خو‌انیم‌:

(إنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلَ الرِّبا). 

خرید  و  فروش  هم  مانند  ربا  است‌. (‌بقره/275)          

  در  خود  آیه‌،  پروردگار  به  سخن  ایشان  جو‌اب  می‌دهد  و  می‌فرماید:

(وَأحَلَّ اللهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا). 

و  حال  آن  که  خداوند  خرید  و  فروش  را  حلال  کرده  است  و ربا را  حرام ‌نموده  است‌.

رباخواران  به  هنگام  دفاع  از  سـیستم  اقتصادی  نفرین  شدۀ  خود  غلط‌ اندازی  می‌کردند  و  می‌گفتند:  داد  و  ستد  - ‌که  تجارت  و  بازرگانی  است  -  مایۀ  افزایش  اموال  و  سود  می‏‎گردد،  بنابراین  ربا  همسان  سایر  معاملات  است  و  حلال ‌کردن  خرید  و فروش‌،  و  حرام  نمودن  ربا  معنی  ندارد!

اوّلاً  میان  سرشت‌ کارهای  بازرگانی  با  کارهای  ربوی  فرق  بسیار  است‌،  در  ثانی  خدماتی ‌که  تـجارت  به  تولیدات  و به  تودۀ  مردم‌ می‌کند،  و بلائی ‌که  ربا  بر سر  تجارت  و  بر  سر  تودۀ مردم  می‌آورد،  بهیچوجه  قابل  مقایسه  نیست‌.  آخر  تجارت‌،  میانجی  سـودمندی  مـیان  تولید  و  مصرف  است‌،  و  به  ترویج ‌کالا  و  بازاریابی  آن  کمک  شایانی  می‌کند،  و  لذا  بازرگانی‌ کالا  را  می‌افزاید  و  می‌آراید،  و  مایۀ  دستیابی  بدان  بگو‌نۀ  ساده  و  آسان  می‌شود.  این  هم  خدمت  به  خریدار  و  فروشنده  است  و  از  راه  چنین  خدمتی‌،  سود  سرشار  بدست  می‌آید،  سودی  که  متّکی  به  مهارت  و  تـلاش  است‌.  در  عین  حال  بازرگانی،  پیوسته  در  معرض  سود  و  زیان  است‌،  و  داد  و  ستد، ‌گاه  به  نفع  این  و گاه  به  زیان  آن  است‌.ولی  ربا  برعكس  بازرگانی  و  سایر  داد  و  ستدها  است‌.  با  سودهای  ربوی  کمرشکن  خود،  بر‌ای  تولیدات‌،  دشواریها  به  بار  می‌آورد  و  بر  مشکلات ‌کار  می‌افزاید،  و  بر  بازرگانی  و  داد  و  ستدها  سنگینی  می‌نماید،  و  مصرف‌کنندگان  را  در  زیر  بار  سودهای  تحمیلی  بر  تولیدات  خم  می‌کند.  در  عین  این‌ که  ربا  -‌ چنانکه  در  سیستم  سرمایه‌داری  بدانگاه‌ که  به  اوج  خود  می‌رسد  پیدا  و هویدا  است  -‌ همۀ  تولیدات  و بهره‌وریها  را  به  کانالی  رهنمود  می سازد  و  به  راهی  می‌اندازد که  در  آن  نه  مصالح  تولیدات  و  نه  مصالح  تودۀ  مصرف‌کنندگان  است‌.  بلکه  در  آن  یگانه  هدف