ا بكلّی باعث تباهی و نابودیش شود، همانگونه كه گردبادی ‌كه آتش در آن باشد باغ را ویران و نابود سازد؟ آن هم چه وقت‌؟ در سخت‌ترین ساعاتی‌كه در آن برای نجات باغ از هر وقت دیگر عاجزتر بوده و بیش از همۀ اوقات به سایه و نعمتهایش نیازمندتر می‌باشد:

( أَصَابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ )‌.

در حالی كه به سنّ پیری رسیده و فرزندانی (‌كوچك و) ضعیف داشته باشد (‌در این هنگام‌) گردبادی (‌كوبنده‌) كه در آن آتش (‌سوزانی‌) باشد به باغ برخورد كند و آن را بسوزاند...

چه ‌كسی این را دوست می‌دارد؟ چه ‌كسی دربارۀ چنین سرنوشتی می‌اندیشد سپس خویشتن را از آن برحذر نمی‌دارد؟

( كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ). 

این چنین‌، خداوند آیات خود را برایتان بیان و آشكار می‌سازد، شاید بیندیشید (‌و با پیروی اندیشه راه حق را بیابید)‌.

این چنین صحنۀ زندۀ برجسته به نمایش در می‌آید، و آنچه در آغاز آن است از قبیل خوشنودی و خوشی و خوشگذرانی‌، و چیزهائی همچون سرسبزی و شادابی و زیبائی‌ كه در آن است‌، سپس طوفانی ‌كه در می‏‎گیرد و گردبادی ‌كه آتشی به همراه دارد نموده می‌شود... این صحنۀ شگفت‌، الهام شعوری بس عجيبی را پدید می‌آورد كه فرصتی به اندیشه برای ‌گزینش نمی‌دهد، بلكه از روشنی موضوع‌،‌ گزینش بر اندیشه ‌پیشی می‌گیرد، و پیش از آن ‌كه ‌گردبادی‌ كه آتشی به همراه دارد باغ سرسبز و سایه‌دار و میوه‌دار را در برگیرد، فرصت‌ گزینش از دست بدر رفته است‌!

گذشته از این‌، هماهنگی دقیق و زیبائی ‌كه بگونۀ جداگانه در ساخت و روش عرضه و تنظیم هر صحنه‌ای به چشم می‌خورد، تنها به یكایك صحنه‌ها بطور مجزّا مربوط نمی‌شود و در این حدّ متوقف نمی‌گردد. بلكه كنگرۀ این هماهنگی سر می‌كشد و آن اندازه بالا می‌رود تا همۀ صحنه‌ها را بطور دسته‌جمعی از آغازشان‌ كه در این درس است تا به انتهایشان در بر می‌گیرد و هماهنگی جملگی آنها را شامل شده و یكی با دیگری همنوا می‌گردد... همۀ این صحنه‌ها در مكان متجانس و همخوانی نمایش داده می‌شوند. مكان كشاورزی‌! دانه‌ای هفت خوشه بر آورده است‌. تخته ‌سنگی قشری از خاك بر رو داشته و باران تندی بر آن باریده است‌. باغی بالای پشته‌ای قرار گرفته است و دو چندان ثمر داده است‌. باغی است از درختان خرما و انگور... همچنین باران تند و نم ‌نم باران و گردباد...كه جملگی تكمیل ‌كنندۀ مكان مناسبی برای كشاورزی هستند، و مكان نمایش هنری ا‌عجاب‌انگیز از هیچیك از آنها خالی و بی‌نصیب نشده است.

این امر حقیقت بزرگی است‌ كه در فراسوی نمایش هنری ‌اعجاب‌انگیز نهفته است... حقیقت پیوند موجود میان نفس بشری و میان خاك زمينی‌. حقیقت اصل واحد، حقیقت سرشت واحد، حقیقت حیات بالا رونده و رشد پذیرنده در نفس و در خاك بطور یكسان‌، و حقیقت نابودی و زندگی زدائی ‌كه ‌گريبانگیر این حیات در هر دو تای نفس و خاك می‌شود.

این قرآن است... فرمودۀ زیبای حق است... از سوی خداوند حكیم و آگاه آمده است‌.

*

روند گفتار گام دیگری را در راه قانون بذل و انفاق بر می‏دارد، تا نوع و روش آن را روشن نماید، بعد از آن‌ كه آداب و رسوم و نتایج و ثمره‌های آن را بیان داشته بود:

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ، وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الأرْضِ، وَلا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ. وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ، وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ).

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید از قسمتهای پاكیزۀ اموالی كه (‌از طریق تجارت‌) به دست آورده‌اید و از آنچه از زمین برای شما بیرون آورده‌ایم (‌از قبیل منابع و معادن زیر زمینی‌) ببخشید و به سراغ چیزهای ناپاك نروید تا از آن ببخشید. در حالی كه خود شما حاضر نیستید آن چیزهای پلید را دریافت كنید، مگر با اغماض و چشم‌پوشی در آن‌، و بدانید كه خداوند بی‌نیاز و شایستۀ ستایش است‌.

پایه‌هائی‌ كه نصوص‌ گذشته روشن كردكه بذل و بخشش از آنها سرچشمه می‌گیرد و بر آنها استوار می‌گردد، مقتضی است‌كه بذل و بخشش از بهترین موجودی و دارائی باشد، بذل و بخشش از بدترين و ناچیزترین چیزی‌كه دارندۀ آن از آن بیزار است و آن را برای خود نمی‌پسندد، و اگر همانند آن چیز در معامله‌ای بدو نموده شود آن را نمی‌پذیرد مگر اینكه فروشنده از قیمت آن بكاهد، درست نخواهد بود. چه خدا غنی‌تر از آن است‌ كه چیز ناقابل و كثیف را بپذیرد. این بانگ همگانی است و خطاب به همۀ مسلمانان است در هر وقت و در هر نسلی‌ كه باشند، و مشتمل بر همۀ دارائی و اموالی است كه در دسترسشان باشد. شامل همۀ چیزهای حلال و پاكیزه‌ای است‌ كه فراچنگش آورده باشند، و شامل همۀ چیزهائی است كه خدا از زمین برای ایشان بیرون آورده باشد، اعم از كاشته و ناكاشته‌ای ‌كه از زمین بیرون می‌آید، همچنين شامل همۀ ‌كانیها و فلزات و نفت می‌شود. از اینجا است‌كه این نصّ قرآنی انواع دارائی و اموال را شامل است‌، چه آن انواعی ‌كه در زمان پیغمبر   صلّی الله عليه و آله و سلّم بوده و چه ا‌نواعی كه تازه پدیدار می‌گردد. زیرا این نصّ، شامل و جامع است و دارائی و مال تازه‌ای در هیچ زمانی از دائرۀ آن خارج نیست‌. در همۀ اینها نصّ قرآنی زكات را واجب كرده است و سنّت نبوی هم مقدار و اندازۀ زكات را در انواع اموال و دارائیهائی‌كه در آن روزگار معهود و معروف بوده است مشخص نموده است‌. اموال و دارائیهائی هم‌ كه بعدها پیدا گشته یا پیدا می‌گردد بر آنها قیاس شده و بدانها ملحق می‌شود.

روایتهائی دربارۀ سبب نزول این آیه بیان شده است‌ كه ذكر آن بلامانع است‌، تا بدین وسیله حقیقت حیاتی‌ كه قرآن با آن رویاروی ‌گشته است و حقیقت تلاشی‌ كه برای تهذیب نفسها و تطهیر جانها كار برده است مجسم شود و اندازۀ ‌كوششی‌ كه برای بالا بردن نفسها و جانها و رساندن آنها به سطحی ‌كه منظور نظرش بوده معلوم و هویدا ‌گردد:

ابن جریر - با اسنادی‌كه داشته است - از برّاء پسر عارب رضی الله عنه - روایت نموده و گفته است‌: « ‌آیه دربارۀ انصار نازل شده است‌. وقتی فصل چیدن خرما فرا می‌رسید انصار از نخلستانهای خود خوشۀ نوبر خرما را می‌چیدند و از ریسمانی میان دو ستون مسجد رسول خدا صلّی الله عليه و آله و سلّم آویزا‌ن می‌نمودند و فقراء مهاجرین از آنها می‌خوردند. گاهی یكی از انصار بدترین خرماها را می‌چید و با دیگر خوشه‌های مرغوب نوبر آمیخته می‌كرد و گمان می‏‎برد كه این كار جایز است‌. پس خداوند دربارۀ كسانی كه چنین می‌كردند این را نازل فرمود: ( وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ )... حاكم نیز از برّاء این چنین روا