  تلاش  و  شکیبائی  و  تعهّد  است‌،  و  هر  چیزی  جز  این  به  دنبال  هوا  و  هوس  راه  افتادن  بشمار  می‌آید،  و  اطاعت  از  شهوات  محسوب  می‌گردد،  و  كژ روی  و گناهکاری  و  گمراهی  نام  می‌گیرد.

هنگامی  که  خداوند  برای  مردم  برنامه  ایشان  را  روشن  می‌سازد،  و  سنّت  و  قانون  خود  را  برای  آنان  وضع  می‌نماید،  از  آدمیزادگان  چه  می‌خواهد؟  چیزی  که  می‌خواهد  این  است  که  می‌خواهد  ایشان  را  بخشاید،  و  آنان  را  راهياب  نماید.  می‌خواهد  آنـان  را  از  لغزشها  بدور  دارد،  و  در  بالا  رفتن  از  مراتب  و  درجات  عالی  کمکشان  نماید،  و  در  رسیدن  به  اوج  قلّۀ  بلند  انسانی  یاریشان  فرماید.  و  امّا کسانی ‌که  می‌خواهند  مردمان  به  دنبال  شهوات  روند،  و  آنانی  که  برای  مردمان  منبعهای  ایدئولوژی  و  مکتب‏های  عقیدتی  را  می‌آرایند،  منبعها  و  مکتبهائی ‌که  خداوند  اجازۀ  پیروی  از  آنها  را  نداده  است‌،  و  برای  قوانین  زنـدگی  بندگان،  آنها  را  وضع

  نفرموده  است‌،  از  مردم  چه  می‌خواهند؟  چیزی  که  می‌خواهند  این  است‌ که  مردم  کاملاً  از  برنامۀ  هدایت  بخش  الهی ‌کناره‌گیری‌ کنند،  و  راه  راست  آفـریدگار  را  رها  سازند،  و  به  سوی  درجات  بالا  و  مراتب  والا  نروند!!

درگسترۀ  ويژه‌ای  که  آیه‌های  پـیشین  از  آن  سخن  می‌رانند،  از  قبیل‌:  تنظیم  خانواده‌،  پاکسازی  جامعه‌،  مقرّر  و  مشخّص  داشتن  یگانه  شیوۀ  پاکی ‌که  خداوند  دوست  می‌دارد  زنان  و  مردان  بر  آن‌ گرد  آیند  و  در  آن  به  هم  رسند،  حرام  نمودن  همۀ  شیوه‌های  دیگری  جز  آن  شیوۀ  پاک‌،  و  بالأخره  زشت  نشان  دادن  همۀ  شیوه‌های  جدا  از  آن  شیوۀ  پاک‌،  در  اندرون  دلها  و  در  نظر  دیدها،  آیا  در  این‌ گسترۀ  ویژه‌،  خداوند  چه  می‌خواهد،  و  آیا  کسانی‌ که  به  دنبال  شهوات  راه  می‌افتند،  چه  چیز  می‌خو‌اهند؟

چیزی  را  که  خداوند  می‌خواهد،  آیه‌های  پیشین  سوره‌،  آن  را  بیان  داشتند که  عبارت  بود  از:  سر  و  سامان  بخشیدن‌،  پاکیزه  داشتن‌،  سهل  و  ساده‌ گرفتن‌،  به  همه  حال  خیرخواه  جامعۀ  مسلمانان  بودن  و  مصلحت  ایشان  را  حواستن.

ولی  چیزی‌ که  کسانی  آن  را  می‌خواهند که  به  دنبال  هواها  و  هوسها  راه  می‌افتند  عبارت  است  از  این  که‌:  غریزه‌ها  را  از  هر  نوع  قید  و  بندی  رها  سازند،  و  جلو  خواستها  را  نگیرند.  هر  نوع  قید  و  بندی،  چه  دینی‌،  و  چه  اخلاقی‌،  و  چه  اجتماعی‌!!!  بلی  می‌خواهند  آتش  گرم  جنسی  -  هر گونه ‌که  دست  دهد  -  بدون  هیچگو‌نه  مانعی  و  رادعی  بوده،  و  اسب  چموش  هوسرانیها  لجام ‌گسیخته  بماند.  آتش‌ گرم  جنسی‌ای‌ که  با  بودن  آن‌،  دلی  جای  نمی‌ماند،  اعصابی  آرام  نمی‌گیرد،  هیچ  خانه‌ای  آرامش  نمی‌شناسد،  ناموسی  سالم  نمی‌ماند،  و  خانواده‌ای  تشکیل  نمی‌گردد.  آخر  آنان  می‌خواهند،  آدمیزادگان  دسته‌های  چهارپایان  و گله‌های  حیوانات  گردند  و  در  میان  رمۀ  انسانها  نرها  بر  ماده‌ها  بپرند،  بدون  هیچگونه  ضابطه  و  قانونی  جز  ضابطه  و  قانون  نیرومندی  و  نیرنگبازی  و  داشتن  ابزار  دستیابی!!  همۀ  این  نابودیها  و  

ویرانیها،  و کیلّۀ  این  فسادها  و  تباهیها،  و  جملگی  این  بدیها  و  پلشتیها  را  به  نام  آزادی  انجام  می‌دهند!!!  آزادی  هم  در  اینجا  جز  نام  دیگری  برای  هوسرانی  و  پریدن  نرها  بر  ماده‌ها  نمی‌باشد!!!

این  همان  کژ  روی  و  انحرافی  است  که  خداوند،  مؤمنان  را  از  آن  برحذر  می‌دارد.  خداوند  ایشان  را  بر  حذر  می‌دارد  از  آنچه  پـیروان  هواها  و  هـوسها  برایشان  می‌خواهند  و  پیوسته  با  تمام  توان  تلاش  می‌کنند که  جامعۀ  اسلامی  را  از  لحاظ  اخلاقی  به  جامعۀ  جاهلی  برگردانند،  اخلاقی‌ که  مسلمانان  در  پرتو  برنامۀ  پاک  و  استوار  الهی‌،  در  آن‌،  به  مقامات  والائی  رسیده‌اند،  و  منحصر  به  فرد گشته‌اند.  این  هم  همان  چیزی  است ‌که  امروزه  قلمهای  پست  و  دستگاههای  هدفدار  پلشت‌،  برای  نابودی  آخرین  بقایای  آن  به  مبارزه  برخاسته‌اند  و  می‌خواهند  همۀ  موانع  آزادی  حیوانی  موجود  در  جامعۀ  اسلامی  را  از  سر  راه  خود  بردارند،  و  بر  اخلاق  اسلامی  قلم  بطلان ‌کشند،  و  بی‌بند  و  باری  شیطانی  را  جایگزین  قوانین  یزدانی‌ گردانند،  قوانینی  که  یگانه  راه  رهائی  از  لجام  گسیختگی‌های  ددمشنان‌،  و  تنها  وسیلۀ  جلوگیری  از  هرج  و  مرج  هوسرانیهای  خوشگذرانان  است‌.  آری  این  چنین  است‌،  و لیکن  شرط  آن‌،  این  است‌ که  گروهی  از  مؤمنان‌،  با  اجازۀ  یزدان  سبحان،  قوانین  را  در  زمین  اجراء  و  پیاده  گردانند.

*آخرین  پسودۀ  نهفته  در  پیرو  قرآنی  بیانگر  رحمت  یزدان  نسبت  به  ضعف  انسان  است‌.  مهر  خداوند  مهربان،  در  برنامه‌ریزیهائی‌ که  برای  ادامۀ  زندگی  انسانها  طرح  میفرماید،  و  در  مقرّرات  و  احکامی‌ که  برای  بهتر  زیستن  ایشان‌،  معیّن  و  صادر  می‌نماید،  قطعاً  حال  انسانها  را  مراعات‌،  و  مهر  و  عطوفت  خـداوندگاریش  را  شامل  ایشان  می‌دارد.  بر  ضعیفان  آسان  می‌گیرد،  و  بطور کلّی  در  قوانینی ‌که  وضع  می‌فرماید،  سهل  و  ساده ‌گرفتن  و  به  تنگنا  نینداختن  و  سختگیری  نکردن  ملحوظ  و  منظور  نظر  است‌،  و  زیان  پذیری  و  زیان‌بخشی  ممنوع  و  قدغن  است:

(يُريدُ اللهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ , وَخُلِقَ الإْنْسانُ ضَعيفاً). 

خداوند  می‌خواهد  (‌با  وضع  احکام  سهل  و  ساده‌)  كار  را  بر  شما  آسان  کند  (‌چرا  که  او  می‌داند  که  انسان  در  برابر  غرائز  و  امیال  خود  ناتوان  است‌)  و  انسان  ضعیف  آفریده  شده  است  (‌و  در  امر  گرایش  به  زنان  تاب  مقاومت  ندارد)‌.

در  جولانگاه  آیات  فوق‌،  و  در  جملگی  احکام  و  مقرّرات  و  رهنمودهائی ‌که  آیه‌های  مذکور  بیان  می‌دارند،  ساده  و  آسان‌ گرفتن‌،  روشن  و  هویدا  است‌.  چنین  سهل  و  سبک  گرفتنی‌،  در  اعتراف  به  انگیزه‌های  سرشت  انسانی‌،  و  سر  و  سامان  دهی  پـیدا  در  پـاسخگوئی  به  فطرت‌،  و  در  بکارگیری  توان  آن‌،  در  جولانگاه  پاک  نتیجه‌بخش  و  بدور  از گناه  و  عصیان‌،  و  در  فضای  صاف  و  زیبا  و  والای  ایمان‌،  مجسّم  و  جلوه‌گـر  ا‌ست‌.  بدون  این ‌که  خداوند  بندگان  خود  را  با  سرکوبی  خواستهای  سـرشتی  ایشان  به  رنج  اندازد  و  به  بلا گرفتار  سازد،  و  آنان  را  در  پاسخگوئی  به  فطرت  انسانی‌،  بد‌ون  هیچگونه  حدّ  و  مرز  و  قید  و  بندی،  به  دنبال  امیال  نفسانی  روان ‌گردانـد  و  سرازیر  سازد.

و  امّا  در گسترۀ  عامی ‌که  برنامۀ  الهی  برای ‌کلّیّۀ  امور  زندگانی  بشری  در  مدّ  نظر گرفته  است  و  جهت  آن  برنامه‌ریزی  فرموده  است‌،  باز  هم  سهل  و  ساده‌ گرفتن  و  سختگری  نکردن‌،  کاملاً  آ‌شکار  ا‌ست‌.  چرا که  در  آن  فطرت  انسان  و  توان  و  نیازمندیهای  راستین  او  مراعات  گشته  است‌،  و  بگونه‌ای  قوانین  یزدان  واقعی