ر کند  و  بدو  تجاوز  نماید،  اگـر  چنین  کسی  از  خانوادۀ  محترمی  باشد،  نصف  اموالش  مصادره  می‌گردد،  و  اگر  از  خانوادۀ  نامحترمی  باشد،  عقو‌بت  وی  تازیانه  و  تبعید  خواهد  بود)‌.[7]

در  قانون  هندی  هم‌ که  (‌منو)  آن  را  وضع‌ کرده  بود  و  مشهور  به  (‌منوشاستر)  بود،  چنین  آمده  است‌:  (‌اگر  یک  برهمائی  سزاوار کشتن  شد،  برای  حاکم  روا  نیست  جز  تراشیدن  سر  او،  ولی  اگر  دیگری  سزاوار کشتن  شد،  باید  او  را کشت!  هرگاه  یکی  از  نجسها  به  یکی  از  برهمائیها  پرخاش‌ کند  و  دستی  یا  عصائی  برای  زدنش  بلند  سازد،  دست  او  قطع  می‌گردد  ...  الخ  ...)‌[8].

یهودیان  هم  اگر  عظیمی  در  مـیانشان  دزدی  می‌کرد،  رهایش  می‌ساختند،  و  اگر  حقیری  دزدی  می‌نمود،  مجازاتش  می‌کردند[9]‌.

اسلام  آمده  است  تا  حق  را  در  جای  خودش  بگذارد،  و  جنایتکار  را  به  عقوبت  برساند،  و  در  این  راه  همۀ  جوانب  و  لوازم  (مـوقعیّت‌)  را  مراعات  می‌دارد.  از  جمله  مجازات ‌کنیز  شوهر کرده  را  نصف  مجازات  آزادۀ  شوهر  ناکرده  تعیین  می‌کند. کنیز  را  از  عقوبت  معاف  نمی‌دارد،  و  ارادۀ  او  را  به  بهانۀ  وقوع ‌کار  تحت  فشار  محیط  و  فرمان  روزگار  نادیده  نمی‌گیرد  و  هیچ  نمی‌انگارد،  چرا  که  این‌ کار  خلاف  موقعيّتی  است‌ که  در  آن  است‌.  همچنین  از  موقعیّت  او  غافل  نمی‌ماند،  لذا  بدو  همچون  آزاده  عقوبت  نمی‌رساند،  آخر  موقعیّت  او  جدای  از  موقعیّت  آزاده  می‏‎باشد.  اسلام  همچون  جاهلیّت  بر  ضعیفان  نمی‌تازد  و  اقویاء  را  معاف  نمی‌سازد،  بلکه  بـا  هر کسی  آن ‌کند که  سزد،  و  بگونه‌ای  رود که  شود.

جاهلیّت  جدید  در  آمریکا  و  در  جنوب  افریقا  و  در  دیگر  جاها،  هنوز که  هنوز  است  پیوسته  تبعیض  نژاد  را  در  مدّ  نظر  می‌دارد،  و گناهی  را  بر  قدرتمندان  و  بزرگان  (‌سفيد  پوست‌)  می‌بخشاید که  عین  آن  را  بر  ضعفاء  و  ناتوانان  (‌رنگـین  پـوست‌)  نمی‌بخشاید!  لذا  جاهلیّت  همان  جاهلیّتی  است ‌که  از  دیرباز  بوده  است‌،  و  اسلام  هـم  همان  اسلامی  است ‌که  قبلاً  بوده  است‌.

بدنبال  این‌ گفتار،  آیه  با  سخن ‌گفتن  از  ازدواج  با کنیزکان  به  پایان  می‌آید  و  اجازه  می‌فرماید کسی ‌که  از  رنج  و  سختی  یا  ارتکاب‌ گناه  بهراسد،  می‌توانـد  بـا کنیزان  ازدواج  نماید،  و لیکن  کسی  که  بتواند  شکیبائی‌ کند  -  بدون  این ‌که  به  مشقّت  دچار  آید  و  یا  مرتکب ‌گناه‌ گرد‌د  -  این ‌کار  با  توجّه  به  چیزهائی ‌که  قبلاً  گفتیم  و  شروطی  که  ازدواج  با کنیزا‌ن  به  همراه  دارد،  برای  وی  بهتر  خواهد  بود:

(ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ . وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ , وَاللهُ غَفُورٌ رَحيمٌ) . 

ازدواج  با  کنیزان  به  هنگام  عدم  قدرت‌،  برای  کسی  از  شما  آزاد  است  که  ترس  از  فساد  داشته  باشد  (‌و  بترسد  به  مشقّتی  دچار  شود  که  به  زنا  منتهی  گردد)‌.  و  اگر  شکیبائی  ورزید  (‌و  از  ازدواج  با  کنیزان  خودداری  کنید  و  بتوانید  عفّت  خود  را  مراعات  دارید)  برای  شما  بهتر  است‌.  و  خداوند  دارای  مغفرت  و  مرحمت  فراوان  است‌.  خداوند  نمی‌خواهد  بندگان  خود  را  به  رنج  اندازد‌،  و  ایشان  را گرفتار  فتنه  و  بلا  سازد.  وقتی‌ که  دین  خدا  -  دینی‌ که  برای  آنان  برگزیده  است  -  از  ایشان  می‌خواهد  که  اوج  بگیرند  و  بالا  روند  و  والا  شوند،  همۀ  اینها  را  هم  در  حدود  فطرت  انسانی‌،  و  به  اندازۀ  توان  نهان  در  سرشت  آدمیزادگان‌،  و  در  حدود  نـیازمندیهای  حقیقی  ایشان‌،  از  آنان  می‏طلبد. ا‌ز  اینجا  پیدا  است  که  اسلام  برنامۀ  سهل  و  ساده  بوده،  و  فطرت  را  در  نظر  می‏‎گیرد،  و  نـیاز  را  می‌شناسد،  و  ضر‌ورت  را  می‌سنجد  و  اندازه‌گیری  می‌کند.  آنچه  هست  ا‌ین  است ‌که  فرو  افتادگان  را  تشویق  به  فرو  افتادن  نمی‌سازد،  و  غرق  شدگان  در  لجنزار  را  آفرین  نمی‌گوید،  و  در  برابرشان  نمی‌ایستد  تا  برایشان‌ کف  بزند،  و  سقوط  و  هبو‌ط  ایشان  را  مبارک  باد  نمی‌گوید  و  تمجید  و  تعریف  نمی‌کند.  از  دیگر  سو  آنان  را  از  تلاش  در  راه  بزرگ‌منشی  و  والائی  معاف  نمی‌دارد،  و  از  پیامد  خوشگذرانی  و  هو‌سرانی  آزاد  نمی‌نماید.

آئین  اسلام  مسلمانان  را  فریاد  می‌دارد  و  ایشـان  را  به  شکیبائی  می‌خواند  و  از  ایشان  می‌خواهد که  تا  توان  ازدواج  با  آزادگان  فراهم  می‌آید  حوصله  داشته  باشند.  چرا که  آزادگان  برای  حفط  عفّت  با  انجام  ازدواج  سزاوارتر  از  دیگران  بوده،  و  خانواده‌ها  بر  دوش  ایشان  استوارتر  و  پابرجاتر  می‌ماند،  و  فـرزندان  محترم  و  بزرگو‌ار  به  شوهرانشان  تقدیم  می‌دارند،  و  به  نحو  احسن  نسل  جدید  را  تربیت  و  مراقبت  می‌نمایند،  و  در  حفظ  ناموس  شوهرانشان  به  جان  می‌کوشند.  و لیکن  هنگامی ‌که  مرد  بترسد که  دچار  رنج  و  درد  شود،  رنج  و  درد  حاصل  از  شکیبائی،  و  رنج  و  درد  فتنه  و  بلائی ‌که  تاب  مقاومت  با  آن  نبا‌شد،  در  این  صورت‌،  مرد  اجازه  دارد  و  می‌تواند  برای  بالا  بردن  مقام‌ کنیزان  به  تلاش  ایستد،  و  با  بزرگداشت  آنان  بر  شخصیّت  ایشان  بیفزاید.  چرا  که  آنان  (‌دخترکان  جوان‌)  و  اینان  (‌اهل  و  خانوادۀ  ایشان‌)  بشمارند،  و  ایمان‌،  یکایک  ایشان  را  به  همدیگر  پیوند  می‌دهد،  و  خداوند  از  همگان  آگاه‌تر  از  ایمان  است‌. کنیزان  مهریّه  دارند  و  پـرداخت  مهریّه  بدیشان  واجب  است‌،  و  لذا  زناشوئی  با  ایشان  ازدواج  شمار  است  نه  دوست‌بازی  و  زناکاری‌.  این  است‌ که  آنان  هم  مسؤول  خواهند  بود  اگر  مرتکب  زنا  شوند،  و لیکن  عقوبت  ایشان  توأ‌م  با  ملایمت  و  تـخفیف  و  مراعات  شرائط  و  ظروف  خواهد  بود:

(وَاللهُ غَفُورٌ رَحيمٌ). 

خداوند  دارای  مغفرت  و  مرحمت  فراوان  است‌.

این  بخش  از  آیه‌،  بدنبال  اضطرار  ازدواج  با کنیزان  ذکر،  و  پیروی  بر  تخفیف  عقوبت  ایشان‌ گشته  است‌،  و کاملاً  بجا  آمده  است  و پیرو مناسبی  برای  هم  این  و هم  آن  شده  است‌.  چرا که  مغفرت  و  مرحمت  خدا  در  پشت  سر  هر گناهی  و  بدنبال  هر  اضطراری  ا‌ست‌.

آنگاه  پیرو  همه  جانبۀ  فراگیری  بدنبال  آن  احکام  و  آن  مقرّراتی  می‌آید که  خدا‌وند  بر‌ای  خانواده  در  برنامه

  اسلامی  گنجانده  است‌.  احکام  و  مقرّراتی  که  خداوند  آنها  را  وضع  فرموده  است  تا  جامعۀ  اسلامی  را  بدانها،  از گودال  زندگی  جاهلی  بالا  برد،  و  سطح  روحی  و  خلقی  و  اجتماعی  آنان  را  والا  سازد  و  به  قلّۀ  بلند  پاکیزۀ  درخشانی  برساند که  مسلمانان  را  بدان  رسانده  است  و  شایستۀ  چنان  جایگاهشان  دیـده  است‌.  پیرو  قرآنی  می‌آید  تا  برای  جامعۀ  مسلمانان  حقیقتی  را  روشن  و  جلوه‌گر  سازد که  خداوندگار  با  این  برنامه  و  با  چنان  احکام  و  مقرّرات  و  قوانینی  می‌خواهد  بدان  برسند،  و  همچنین  حقیقتی  را  برملا  دارد که  بیانگر