ز میان برد .

نوری که برای دستیابی بدان‌، تلاش آغازیده بودند اما سپس ترکش‌گفته بودند:
( وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لا يُبْصِرُونَ )‌ .
ایشان را در انبوه تاریکیهائی رها کرد که (‌چیزی در آن‌) نمی‌دیدند .

این هم جزای اعراض از نور و پشت به روشنائی کردنشان بود .
از آنجاکه گوشها و زبان‌ها و چشمها، برای دریافت صداها و روشنائیها و سود جستن از هدایت و نور، آفریده شده‌اند و ایشان چون گوشهایشان را از کار انداخته‌اند، «‌کران‌«‌، و چون زبانهایشان را بسته‌اند «‌لالان‌«‌، و به علت فرو بستن چشمانشان «‌کوران‌« محسوبند... و لذا برگشتی به سوی حق‌، و راهی به جانب هدایت‌، و رهنمودی به طرف نور ندارند .
مثل دیگری‌، حال منافقان را به تصویر می‌کشد و آنچه راکه در نفس آنان بود همچون اضطراب و حیرت و دلهره و خوف‌، ترسیم می‌نماید:
( أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ . يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) .
یا (‌مثل آنان‌) همانند مثل کسانی است که از آسمان باران تندی بر آنان فرو بارد، در آن‌، تاریکیها و رعد و برق باشد که انگشتان خویش را به سبب صاعقه‌ها از ترس مرگ، به گوشهایشان فرو کنند. خدا کافران را از هر طرف احاطه کرده است‌. نزدیک است برق چشمانشان را برباید. هر زمان که برق بدرخشد و (‌محیط را) روشن سازد، در آن گامهائی بردارند، و چون (‌محیط‌) بر ایشان تاریک گردد، در جای خود بایستند. اگر خدا می‌خواست گوش و چشمانشان را از بین می‌برد. خدا بر هر چیزی توانا است‌ .

صحنه‌ي شگفتی است‌. پر از جنبش و تکان است‌. آمیخته به اضطراب و پریشانی است‌. در آن‌، بیابان هو‌لناک و گمراهی و سرگشتگی، و ترس و حیرت است و روشنائیها و صداها در سراسر آن‌، طنین انداز است ... بارانی تند و سیل آسا، از سوی آسمان ریزان است‌:

( فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ )‌ .
در آن انبوه تاریکیها و غرش آسمان و آذرخش است‌ .

(‌ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا ) .
هر زمان که برایشان برافروزد، در آن گام بردارند . 

( إِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا ) .
و هنگامی که تاریکی بر آنان چیره شود در جای خود بایستند . 

یعنی سرگشته می‌ایستند و نمی‌دانندکجا بروند. ترس و خوف سراپای آنان را فراگرفته است‌:
( يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ ) .
انگشتان خود را به سبب صاعقه‌ها از ترس مرگ به گوشهایشان فرو می‌برند .

جنبش و حرکت‌، سراسر صحنه را فراگرفته است‌: از ریزش تند باران‌گرفته تا انبوه تاریکیها و غرش آسمان و آذرخش‌ها، و حیرت زدگان وحشت زده در آن‌، و تا گامهای ترسان و لرزانی‌که به هنگام خیمه زدن تاریکی از رفتن باز می‌ایستند... این جنبش در صحنه - از راه انفعال الهامی - حرکت بیابان و ترس و لرز بهت‌آور و هو‌ل‌انگیزی را ترسیم می‌نمایدکه منافقان در آن بسر می‌بردند... این صحنه بیانگر وضع آنان است که گاهی به پیش مؤمنان می‌روند و زمانی به جانب اهریمنان و روسای شیطان صفت برمی‌گردند. گاهی چیزی می‏‎گویند و لحظه‌ای بعد پشیمان می‌شوند.گاهی به دنبال هدایت و نور، روان و زمانی درگمراهی و تاریکی غوطه‌ورند... این صحنه‌، صحنه‌ي محسوسی است‌که بيانگر یک نوع حالت نفسانی است و یک تصویر احساسی را مجسم می‌دارد... این گوشه‌ای از شیوه‌ي شگفت‌انگیز قرآن برای مجسم نشان دادن احوال نفسانی و مسائل روحانی است‌که‌گوئی صحنه‌ي محسوس و قابل مشاهده است[2]‌.
*
هنگامی که نمایش تصویرهای‌گروههای سه‌گانه پایان می‏‎گیرد، روندگفتار در سوره‌، متوجه همه‌ي مردمان می‌گردد و آنان را به سوی حق ندا می‌دهد و تمام بشریت را فرا می‌خواند تا در میان همه‌ي اینها،‌گروهی را برگزینند و بدان پیوندندکه راست و درست و بزرگوار و پاکیزه و یکرنگ می‏‎باشند. و آن گروه پرهیزگاران است‌که‌کوشا و سودبخش و راه یافته و رستگارند:
( يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ . الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) .
ای مردم‌، پروردگار خود را بپرستید، آنکه شما را و کسانی را آفریده است که پیش از شما بوده‌اند، امید می‌رود (‌با چنین پرستشی‌) پرهیزگار شوید. آفریدگارتان آن کسی است که زمین را برایتان گسترده است و آماده‌ي زندگی کرده است‌، و آسمان را سر و سامان بخشیده و همچون ساختمانی‌، نظم و نظامش داده است‌، و از جانب آسمان‌، آبی را فرو بارانیده است که با آن انواع میوه‌ها و ثمره‌ها را بوجود آورده است تا رزق و روزی شما باشد؛ پس همانندان و انبازانی برای خدا فراهم نیاورید و شریک او نکنید. شما که می‌دانید (‌خدا انباز و همانند ندارد و آنچه را که شریک او می‌دانید باطل است‌) ‌.

این ندائی است‌که همگان را فرا می‌خواند تا به پرستش پروردگارشان بپردازند. آن‌که ایشان را آفریده است و همه‌ي مردمانی را هم خلق فرموده است‌که پیش از ایشان بوده‌اند. پروردگاری که آفرینش تنها در دست او است‌، پس باید پرستش نیز تنها برای او باشد... و عبادت هم هدفی دارد و امید است که بدان برسند و تحققش بخشند:
( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) ... 
شاید پرهیزگاری کنید و تقوی پیشه شوید...

امید است به آن‌گروه‌گزیده‌ای بپیوندیدکه از میان همه‌ي گروههای بشری انتخاب‌گشته‌اند، و آن گروهی است که به عبادت و پرستش خدا می‌پردازند و تنها از او می‌ترسند و خویشتن را از عذاب او بدور می‌دارند. آن کسانی هستند که حق پروردگار جهان آفرین را اداء می‌نمایند و بدین منظور تنها آفریدگار را پرستش می‌کنند. خدائی که پروردگارگذشتگان و حاضران و آیندگان و خالق همه‌ي مردمان است‌. رازق همگان است و از زمین و آسمان بدیشان روزی می‌رساند. هیچ شبیه و نظیر و شریک و انبازی ندارد:
( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ فِرَاشًا ) .
آن که زمین را برایتان گسترده و مهیا کرده است‌. 

این آیه‌، بیانگر این مطلب است که خداوند زمین را برای زندگی بشر آماده و مهیاکرده است تا روی آن آسوده بسر ببرند و منزل و پناهگاه و آسایشگاه مطمئنی برای آنان بوده و همچون رختخوابی باشدکه جهت استراحت گسترانیده می‌شود... مردم این آسایشگاه و رختخوابی راکه خدا برایشان آماده ساخته است فراموش می‌کنند، زیرا بسیار روی آن ماندگار شده‌اند