 حل‌ كرده است‌. بدینگونه مشكل را بر طرف نموده‌ كه به دلها و جانها تفهیم‌ كرده است‌كه مال مال خدا است‌، و رزقی كه در دست دارندگان آن است‌، رزق خدا است... این حقیقتی است ‌كه با آن‌ كسی جدال و ستیز ندارد مگر فردی ‌كه از اسباب دور و نزدیك رزق بی‏خبر باشد. اسبابی ‌كه همۀ آنها داده‌های خدا بوده و انسان به چیزی از آنها دسترسی و توانائی ندارد. در پیدایش یك د‌انۀ گندم‌، نیروها و ا‌نرژیها هم از محدودۀ اختیار و چهارچوب قدرت انسان خارج می‏‎باشند... قطرۀ آبی و تار جامه‌ای و سایر اشیاء را قیاس از یك دانۀ گندم بگیر... پس هرگاه شخص دارائی‌، چیزی از مال خود بخشید، او در اصل از مال خدا بخشیده است‌. و هرگاه قرض‌الحسنه‌ای داد، چنین قرضی وامی بشمار است‌ كه انگار آن را به خدا داده است‌، و همو خود این وام را برایش چندین برابر گرداند و بدو باز پس دهد. بنابراین شخص بی‌چیز گیرنده‌، جز وسیله و سببی نیست تا شخص بخشنده توسّط او بتواند به چندین برابری ‌كه از مال خدا داده است دستیابی پیدا كند... خداوند این آداب و رسومی را كه اینك ما در صدد بیان آن هستیم وضع فرموده است تا چنین مفهومی را به دلها القاء ‌كند و در جانها استقرار بخشد، و دهنده تكبّر نورزد و خویشتن را بالا نگیرد و گیرنده نیز خویشتن را پست و دست‌كم نداند. چه هر دوی ایشان از رزق خدا می‌خورند و روزی خوار پروردگارند. پادا‌ش بخشندگان در پیشگاه خدا محفوظ است‌، اگر از مال خدا در راه خدا بدهند، و آراسته به اخلاق و آدابی باشند كه خدا برای آنان تعیین كرده است‌، و پای‌بند عهد و پیمانی باشند كه خدا با ایشان بسته و مراعات آن را از ایشان خواسته است‌:
( وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ )‌.
هیچ ترس و خوفی بر ایشان نیست.
ترس و خوف از فقر و تنگدستی و كینه و كینه‌توزی و زیان و ضرر. 
( وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ).
ایشان غمگین و محزون نمی‌شوند.
نه بر آنچه در دنیا بخشیده‌اند، و نه بر سرنوشتی ‌كه در آخرت‌ دارند.
برای تأیید معنی فلسفۀ انفاق و بذل و بخششی‌ كه گذشت‌، برای تأكید هدف اصلی آن‌ كه تهذیب نفسها و تطهیر جانها و پیوند دهنده و گیرنده با رشتۀ محبّت ربّانی است‌، خداوند در آیۀ بعدی می‌فرماید:
( قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى. وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ ).
گفتار نیك و گذشت، بهتر از بذل و بخششی است كه اذیت و آزاری به دنبال داشته باشد. و خداوند بی‌نیاز و بردبار است‌.
خدا‌وند مقرّر می‌فرماید بذل و بخششی كه اذیت و آزاری به دنبال داشته باشد، هیچ نیازی بدان نیست‌. و خوبتر از آن‌، سخن نیك و احساس كریمانه است‌. سخن نیكی‌ كه زخم دلها را مرهم نهد و درمان ‌كند، و قلبها را سرشار از خوشنودی و خوشحالی نماید. و خوبتر از آن‌، عفو و گذشتی است كه كینه‌های نفسها را فرو شوید و برادری و دوستی را جایگزین كینه‌توزیها كند. چه سخن نیك و عفو و گذشت در چنین حالتی نخستین وظیفه بذل و بخشش را بجای می‌آورد و هدف اصلی آن را كه تهذیب نفسها و پیوند دلها است برآورده می سازد.
از آنجا كه بذل و بخشش، نیكی بخشنده به گیرنده نبوده و مایۀ برتری آ‌ن بر این نمی‏باشد، بلكه بذل و بخشش قرضی ا‌ست كه به خدا دا‌ده می‌شود و محض رضای ا‌و انجام می‌گیرد... چنين پیروی به دنبال آن می آورد:
( وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ ).
خداوند بی نياز بردبار است‌.بی‌نیاز است از بذل و بخشش موذیانه‌. بردبار است و اگر چه به بندگانش روزی میرساند و ا‌یشان سپاسگزاری نمی‌كنند، در عقاب و اذیت دادنشان شتاب نمی‌ورزد. همو است كه همه چیز را بدیشان داده است‌، و اصلاً پیش از دا‌دن هر چیزی بدیشان‌، ذا‌ت وجودشان را به آنان داده و جامۀ هستی را بر قامتشان را‌ست كرده ا‌ست‌، پس بندگانش پی به بردباری ا‌و ببرند و ا‌ز آن بیاموزند كه اگر جزئی ا‌ز آنچه خدا بدیشان داده است به كسی دادند، و ا‌ز او نسبت بدیشان كار ناخوش آیند و ناپسندی سر زد، و یا اینكه از ا‌یشان تشكّر و سپاسگزاری نكرد، در ادیت و آزارش نكوشند و بر او خشم نگيرند.

این قرآن هنوز هم كه هنوز است مردمان را به یاد صفت خدای سبحان می‌ا‌ندازد تا در حد توانائی خود پرورده و آراسته بدا‌ن شوند. مسلمان نیز پیوسته به صفت پروردگار خود چشم دوخته و پلّه پلّه به سوی آن بالا می‌رود تا آن اندازه ‌كه می‌تواند خویشتن را بدان زینت دهد و بهرۀ خود را از آن برگیرد و به اندازۀ سرشت خویش بدان نایل ‌گردد.

وقتی‌ كه صحنۀ حیات بالا گیرندۀ بخشنده به عنوان مثال كسانی نمایش داده شد كه مال و دارائی خود را در راه خدا می‌دهند و كوچكترین منّت و اذیت و آزاری در پی بخشش خود روا نمی‌دارند، و هنگامی‌ كه اشاره رفت به اینكه خداوند بی‏نیاز از این نوع بذل و بخشش موذیانه است‌، و همو كه بخشایشگر روزی رسان است‌، در اذیت و آزار و خشم شتاب نمی‌ورزد، بدین هنگام كه با ذكر این و آن‌، اندرون لبریز از تأثّر و انفعال‌ گردید و آگاهی دل و دیده به غایت رسید، خداوند رو به مؤمنان ‌كرده و خطاب بدیشان می‌فرماید كه با منّت و اذیت و آزار بذل و بخششهای خویش را پوچ و بی‌مایه نسازند. برای آنان صحنه‌ای شگفت یا دو صحنۀ شگفتی را ترسیم می‌كند كه با صحنۀ نخست یعنی صحنۀ ‌كشت و رشد هماهنگی دارند و سرشت بذل و بخشش خالص برای خدا را به تصویر می‌كشند و بذل و بخشش آمیخته به منّت و اذیت و آزار را می‌نمایانند، همانگونه كه روش تصویر هنری در قرآن است‌. روشی‌ كه معنی را شكل می‏بخشد، و اثر را به حركت می‌اندازد، و حالت را بگونۀ صحنۀ برجسته به پیش خیال می‌دارد:

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأذَى، كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ، وَلا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ، فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ، فَأَصَابَهُ وَابِلٌ، فَتَرَكَهُ صَلْدًا، لا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا، وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ. وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ. أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ، فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ، وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ).

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بذل و بخششهای خود را با منّت و آزار پوچ و تباه نسازید، همانند كسی كه دارائی خود را برای نمودن به مردم ریاكارانه صرف می‌كند و به خدا و روز رستاخیز ایمان ندارد. مثل چنین كسی همچون مثل قطعه سنگ صاف و لغزنده‌ای است كه بر آن (‌قشری از) خاك باشد (‌و بذرافشانی شود)‌، و باران شدیدی بر آن ببارد (‌و همۀ خاكها و بذرها را فرو شوید) و آن را به صورت سنگی صاف (‌و خالی از هر چیز) بر جای گذارد... (‌چنین ریاكارانی‌) از كاری كه كرده‌اند سود و بهره‌ای برنمی‌گیرند، و 