 بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (25) يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (26) وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيما (27 )يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفاً (28) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً (29) وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيراً (30 ) إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيماً (31) وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (32) وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً (33) الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً (34 ) وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَماً مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحاً يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً خَبِيراً (35) 

این  درس  تکمیل‌کنندۀ  چیزی  است‌ که  در  این  جزء  راجع  به  سر  و  سامان  دادن  و  استوار  داشتن  خانواده  بر  ستونهای  سرشت  آمده  است‌.  دیگر  روند  کلام  بعد  از  این  -  جز  در  دو  مورد  -  به  بیان  احکام  تکمیلی  این  موضوع  اساسی  و  مهمّ  برنمی‌گردد.  موضوع  اساسی  و  مهمّی‌ که  با  سر  و  سامان  پذیری  آن‌،  حیات  انسانی  در  مسیر  سرشت  آرام  و  برا‌زندۀ  خود  راه  می‌سپرد،  و  بر  اثر  نابسامانی  آن‌،  فساد  و  تباهی  عظیمی  در  زمـین  پـدید  می‌گردد.

این  درس  سخن  از  زنان  محارم  راکامل  می‌کند.  آنگاه راهی  را  مشخّص  و  معلوم  می‌گرداند که  خداوند  دوست  می‌دارد،  مردان  و  زنان  در  بنیاد  پاک  خانواده  بر آن  باشند.  سپس  آسانی  ایـن  راه  را  برای  مردم  روشن  می‌نماید  و  اعلام  می‌دارد که  علاوه  بر  نظافت  و  طهارت  این  راه‌،  آسانگیری  بر مـردم‌،  از  ویـژگی‌های  روشن  اسلام  است‌.  آنگاه  ارکان  و  اصولی  را  بیان  می‌دارد که  این  بنیاد  اساسی  بر  آنـها  استوار  است‌،  و  حقوق  و  واجباتی  را  ذکر  می‌نماید که  بر  دوش  طرفین  سوداگر  است‌.

در کنار  سر  و  سامان  دادن  خانواده  به  برخی  از  شیوه‌های  سـر  و  سـامان  دادن  روابط  مـالی  جامعۀ  مسـلمان  می‌پردازد،  و  حقوق  مردان  و  زنان  را  روشن  می سازد  و  بیان  می‌دارد  در  اموالی‌ که  مردان  و  زنان  بدست  می‌آورند،  و  یا  به  ارث  می‏‎برند،  چه  حق  و  حقوقی  دارند.  همچنین  جنبۀ  مالی  پیمانهای  ارث  بری  و  ارث  گذاری  دوستانۀ  مرسوم  در  میان  بیگانگان،  بی‌ارزش  و  نادرست  بوده  و  قلم  بطلان  بر  آن‌ کشیده  می‌شود.

ملاحظه  می‌گردد که  بطور کلّی  روند كلام  چنین  مقرّرات  و  احکامی  را  با  اصل  نخستین  و  سترگ  ایمان  پـیوند  می‌دهد.  این اصل نخستین  و  سترگ  هم  این  است‌ که‌: چنین  مقرّرات  و  احکامی  از  سوی  خدا  صادر  شده‌اند،  و  الوهیّت  خدا  مقتضی  صدور  مقرّرات  و  احکام  است‌.  چرا  که  ویژه‌ترین  ویژگیهای  الوهیّت  -  هـمانگونه ‌که  در  سرآغاز  سوره  مکرراً ‌گفته‌ایم  -  حاکمیّت  و  قانونگذاری  برای  مردم‌،  و  وضع  ارکان  و  اصولی  است  که  زندگانی  انسانها  و  روابط  ایشان  بر  آنها  استوار  می‌گردد.

روند  کلام‌،  پیوسته  این  ارتباط  دقیق  را  تکرار  می‌نماید،  و  همیشه  این  ویژگی  را  از  میان  ویژگیهای  الوهـیّت  یادآوری  می‌کند،  و  دائماً  اشاره  می‌نماید  به  صدور  این  مقرّرات  و  قوانین  از  جانب  خداوند  آسمان  و  زمین  و  کار  بجای  ربّ‌العالمین  ..  ایـن  هم  اشـارۀ  با  معنی  و  محتوائی  است‌.  چرا  که  مهمّ‌ترین  کار  در  سراسر  این  برنامۀ  یزدانی‌،  و  بلکه  مقدّم‌ترین  چیز  در  آن‌،  اعتقاد  به  دانش  شامل  و کامل  آفریدگار،  و  ایمان  به  حکمت  و  کار بجائی  آگاه  و  بینای  پـروردگار  است‌.  انسان  این  ویژگیهای  یزدانی  را  ندارد،  و  بدون  این  ویژگیها،  هرگز  برنامۀ  بنیادینی  برای  زندگی  انسانها  پایه‌ریزی  و  بنیاد  نمی‌گردد.  بدبختی  انسانها  هم  وقتی  در  زمین  پدید  آمده  است ‌كه  از بـرنامۀ  خداوندِ  بس  آگاه  وکـاربجا،  کناره‌گیری‌ کرده  باشند،  و  در  بیابان  برهوت،  بدون  هیچ  راهنمائی‌،  کورکورانه  گام  برداشته  باشند،  و  چنین  انگاشته  باشند که  خودشان  با  وجود  نادانی  و  سرگردانی  و  هواها  و  هوسهائی ‌که  دارند،  به  جای  چیزی ‌که  خدا  برای  ایشان  برمی‏گزیند،  خودشان  می‌توانند  چیز  بهتری  را  برای  خویشتن  و  زندگی  خود  انتخاب‌کنند!

امر  دیگری‌ که  این  درس  مؤكّد  و  مکرّرش  می‌دارد  این  است  که‌: برنامه‌ای ‌که  خداوند  برای  انسانها  تهیّه  دیده  است‌،  بسی  برای  ایشان  ساده‌تر  و  آسانتر  و  سبگتر  و  به  فطرت  نزدیکر است  از  برنامه‌هائی که انسانها، آنها  را  برای  خود  می‌خواهند  و  آرزوی  آنها  را  دارند.  برنامه‌ای  که  خدا  برای  انسانها  برنامه‌ریزی  فرموده  است‌،  در  پرتو  الطاف  و  مراحمی  بوده  است‌ که  در  حقّ  ضعف  و  ناتوانی  انسانها  مبذول  نموده  است‌.  یعنی  برنامۀ  الهی  با  توجه  به  ضعف  بشری  تهیّه  و  تنظیم‌ گشته  است‌.  برنامه‌ای‌ که  اگر  انسانها  از  آن ‌کناره‌گیری ‌کنند،  مـایۀ  رنـج  و  دردشان  می‌گرد