عظیم دوزخ‌) وارد می‏‎گرداند كه جاودانه در آن می‌ماند و (‌علاوه از آن‌) او را عذاب خوار كننده‌ای است‌.

این سهام و بخشهای تركه‌، و این قوانین و مقرراتی که خداوند برای تقسیم میراث وضع فرموده است و آنگونه که دانش و حكمتش مقتضی ‌دانسته است آن را بخش بخش و بندبند نموده است‌، و در آن نظم و ترتیب پیوندهای خویشاوندی و نزدیكی خاندان را مراعـات داشته است‌، و روابط اقتصادی و اجتماعی جامعه را در مد نظرگرفته است‌، «‌اینها حدود و مرزهای خداوندی بشمارند»‌. حدود و مرزهائی که خداوند آنها را استـوار و پابرجا فرموده است تا حاكم و داور در میان چـنین پیوندها و روابطی بوده و قـاضی تقسیمات امـوال بر‌جای مانده باشد.

پیامد اطاعت از خدا و فرمانبرداری از پیغمبرش در اجرای چنین مقرراتی و حفظ چنین حدودی‌، بهشت و جاودان و رستگاری و پیروزی است‌. از دیگر سو، تجاوز از این یاساها و مرزها و سركشی از فرمان خدا و پیامبرش، آتش دوزخ و پیوسته مـاندگاری در آن و عذاب خواركننده را بدنبال دارد. چرا؟ چرا این چنین نتائج بزرگی مترتب برفرمانبرداری و یا سـركشی از این قانون جزئی همچون فانون میرا‌ث و یا بر بخش و یا بر حد و مرزی از حدود و مرزهای آ‌ن است‌؟

كسی که حقیقت این امر را نمی‌داند و به ژرفای آن پی نمی‏برد، بداند و پی ببرد که نتائج اعمال‌، سـترگ‌تر از خود اعمال‌، و آثار رفتار، فراتر از ذات کردار است‌. توضیح این امر را بسیاری از آیه‌های سوره به عـهده میگ‌یرد و بیان آن خواهد آمد. در دیباچه ایــن سـوره نگاه گذرائی بدا‌نها ا‌ندا‌ختیم‌. این آیه‌ها معنی دیـن و شرط ایمان و حد و حدود اسلام را به تصویر می کشند، و مانعی در میان نحوا‌هد بود که توضیح چنین امری را جلو بیندا‌زیم‌، و در پیروهای دو آیه میراث که بسی بزرگ و سترگ هستند چکیده‌ای از آن را روشن سازیم:

كار اصلی در این آئین که اسلام است‌، بلكه در هـمه ادیان آسمانی‌، از سپیده دم تاریخ‌، از آن زمان كـه خدا‌وند پیغمبران خود را برا‌ی رهنمود مردمان به جهان گسیل دا‌شته است‌، این بوده است‌: دركره زمین الوهیت و خداوندگاری از آن کیست‌؟ و ربوبیت و پروردگاری متعلق به چه کسی است؟ همه چیزهای این آئین در پاسخ بدین هر دو سوال گرد می‌آید، و همه کارهای مردمان جملگی در لابلای آنها جای می‌گیرد!

الوهـیت و خداوندگاری از آن كیست‌؟ ربوبیت و پروردگاری متعلق به چه کسی؟

ا‌لوهـیت و خداونـدی از آن یـزدان سبحان است‌، و ربوبیت و پروردگاری متعلق به ایزد منان است‌. اصلا آفریده‌ای از افریدگانش انباز او نبوده و نیست ... این چنین باوری، ایمان است و اسلام است و آئین خداوند رحمان است‌. الوهیت یا ربوبیت را متعلق به آفریده‌ای از آ‌فریدگانش دانستن، خواه با بودن دادار منان، و یا بدون ذا‌ت سبحان‌، شرک بدكردار و یا كـفر آ‌شكار بشمار است‌.

امّا اگر خدای یكتا را به خداونـدگاری و پروردگاری بستایند و الوهیت و ربوبیت را خاص او نمایند، این کار بندگان اطاعت از یزدان‌، كرنش در مقابل خالق جهان‌، اظهار بندگی در برابر ذا‌ت سبحان‌، پیروی بی‌ا‌نـباز ا‌ز برنامه خدا‌وند بی‏نیاز بشمار خواهد آمد. چرا كه این تنها خدا است كه می‌تواند برنامه زندگانی مردمان را برفزیند، و برا‌ی ایشان قانونگذاری کند، و معیارها و ارزشهای حیات آنان را تعیین فرماید، و قـوا‌نـین و مقررات لازم برا‌ی جوامع بشری را مشخص نماید. اصلا چیزی ا‌ز ا‌ین حق و حقوق جز خدا را نسزد، و انسانها - چه فرد و چه جمع - ‌تنها باید به شریعت خداوندگاری چنگ زنند و آن کنند و آنگونه روند که او فرماید و بدان اشاره نماید.

ولی اگر الوهیت یا ربوبیت متعلق به کسی از آفریدگان یزدان شود - خواه گونه انباز با خدا، و خواه بدون دخالت الله - این عمل کرنش و دینداری برای غیر یزدان‌، و اظهار بندگی در برابر مردمان‌، و عبادت انسان برای بندگان بجای ایزد منان خواهد بود. آخر پیروی از برنامه‌ها و طرحها و قـانونها و معیارها و میزانهای بشری، فرمانبرداری از گروهی از مردمان است كه برای دیگران برنامه‌ریزی می کنند و معیارها و میزانها تهیه می‏بینند و بدون استناد به کتاب خدا و بهره‏مندی از سلطه الله‌، مقررات و قوانین می‌سازند و خودسرانه با استناد به اسناد این و آن طرحی ‌نو درمی‌اند‌ازند و سلطه و قدرت و برو و بیا راه می‌اندازند. از اینجا است كه نه دینی و نه ایمانی و نه اسلامی در میان است‌، بلكه آنچه هست شرك وكفر وگناه و عصیان است‌. حقیقت امر این بود که‌گفتیم و در معنی را گفتیم‌. باید دانست‌: ترك یكی از حدود و مقررات یا ترك همه قوانین و شرائع در اینجا یكسان بشمار است‌. چرا كه حدی ا‌ز حدود كل آئین است‌، و جملگی حدود هم کل آئین است‌. مـهم اركان و اصولی است کـه اوضاع مردمان و احوال ایشان متكی بدانها است‌. آیا الوهیت و ربوبیت - با تمام خوصیاتی که دارند - ‌تنها متعلق به خدا می‌دانند؟ یا این كه بنده ای از بندگانش را انباز او می‌خوانند؟ و یا به الوهیت و ربوبیت برخی بر برخی معتقد می‏‎باشند؟ شرك وكفر است و انـجام ‌گناه‌، و سركشی است از فرمان خدا، هر چند که مردمان ادعاء كنند که معتقد به آئین اسلام و از پیروان آنند، و هر چند كه زبانشان - نه حقیقت و واقعیت زندگیشان - بارها گوید که آنان مسلمانند.

این حقیقت بزرگی است که این پی‌نوشت آن را فریاد می‌د‌ارد، پی‌نوشتی كه تقسیم بخشهای تركه وارثان‌، اطاعت از خدا و فرستاده‌اش‌، سركشی از دستور خدا و از رهنمود پیغمبرش، بهشتی که در زیركاخها و درختان آن جوریبارها روان و مردمان در آن بهشت جاویدان‌، و یا آتشی که همیشگی و ابدی و عذاب خوار و رسوا كننده سرمدی‌، همه اینها را به هم می‌پیوندد.

این حقیقت بزرگی است که چنین آیاتی و آیات بی‌شمار دیگری از همین سوره برآن تكیه می‌ورزند، و واضح و روشن و قاطعانه وصریح آن را عرضه می‌د‌ارند، بدانگو‌نه که ستیزبردار نبوده و قابل تاویل و توجیه نمی‏‎باشند.

این حقیقتی است که باید كسانی که خود را در این کره زمین به اسلام منسوب می‌دارند، به روشـنگری آن بپردازند و آن را برای خود هویدا و آشكار سازند، تا ببینند آنان از این اسـلام چـه اندازه بهره‌مند و یا بی‌بهره‌اند، و ایشان کجا و اسلام کجا است‌، و زندگانی ایشان چه مقداری از این آئین متاثر و برخوردار است و چقدر بدان نزدیك و یا از آن بركنار است‌.

*
حال لازم است سخن کوتاهی درباره قانون ارث در اسلام داشته باشیم، هر چند که درباره چنین قانونی به هنگام بررسی آیـه‌ای که قاعده همگانی را مـقرر می‌داشت بدان اشاره‌ای كردیم‌:

(لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ).

مردان نصیبی دارند از آنچه فراچنگ می‌آورند و زنان (‌هم‌) نصیبی دارند از آنچه بدست می‌آورند.

همچنین به هنگام اشاره به قاعده همگانی‌:

(لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأنْثَيَيْنِ).

بهره 