ه شوند ... باید دانست که وصیت برای ارث برندگان درست نمی‏باشد. تازه وصیت هم تنها در یك سوم تركه پذیرفتنی است و در غیر یك سوم پذیرفتنی نیست... این هم تضمینی است که در پرتو آن ارث گذار نمی‌تواند که با وصیت کردن به وارثان ستم روا دارد... در پایان آیه پسوده‌های‌گوناگونی به میان می‌آیند كه بیانگر مقاصد مختلف میباشند:

(آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا).

شما نمی‌دانید پدران و مادران و فرزندانتان كدامیك برای شما سودمندترند. (‌خیر و صلاح در آن چیزی است كه خدا بدان دستور داده است‌)‌. این فریضه الهی است و خدا دانا (‌به مصالح شما) و حكیم است (‌در آنچه بر شما واجب نموده است‌).

نخستین پسوده‌، یك نگرش قرآنی برای خشنود ساختن درونها در برابر چنین بخشهای بایسته و فرائض شایسته است‌. زیرا چه بسا كسانی خواهند بود که عاطفه پدری ایشان را بر آن می‌دارد که فرزندان را بر پدران ترجیح دهند، چون انسان نسبت به فرزندان گرایش بیشتری دارد و ذاتاً در برابر دوست داشت فرزندان ناتوان است و اغلب سر تسلیم فرود می‌آورد. همچنین كسانی یافته می‌شوند که به كمك احساسات اخلاقی بر این ضعف انسانی چیره می‌گردند و پدران را بر فرزندان ترجیح می‌دهند. کسانی هم یافته مـی‌شوند كه حیران و سرگشته می‌گردند و میان ضعف سرشتی و حس اخلاقی متردد می‌مانند، وگاه بدین سو وگاه بدان سو می‌گرایند. در مواردی هم کسانی یافته می‌شوند که روشها و روندهای محیط بر آنان حاكم می‌گردد و ایشان را در مسیری راه می‌اندازد كه عرف و عادت مردمان خواهان آن است‌، همانگونه كه به هنگام نزول قرآن برخی‌ها تقسیم ارث را برابر عرف و عادت زمان و روش مردمان می‌خواستند و ما قبلا به بخشی از آن اشاره کردیم ... ولیكن خداوند خواست که خشنودی به همه دلها اندازد و تسلیم را در برابر فرمان خود پیشه همگان سازد، و مردمان را فرمانبردار در برابر تسلیم ارث دادار نموده و بدیشان بفهماند که دانش مطلق و آگاهی کامل متعلق به خدا است و بس، و مردمان نمی‌دانند كه كدامیك از خویشاوندان نسبت بدیشان سودمندترند و كدام گروه در راه مصلحت آنان گام برمی‏دارند و برانسان خیرخواه‌ترند:

(آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا).

شما نمی‌دانید پدران و مادران و فرزندانتان كدامیك برای شما سودمندترند.

دومین پسوده مربوط به بیان اصل مساله است‌. چنین مساله‌ای مساله هوی و هوس و خواستن و نخواستن یا مصلحت نزدیك نیست‌. بلكه مساله‌، مساله دین و مساله شریعت است:

(فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ).

این فریضه الهی است‌.

چرا كه این خدا است که پدران و فرزندان را می‌آفریند، ارزاق و اموال می‌دهد، فرض و واجب می‌گرداند، تقسیم می‌نماید، و قانونگزاری می کند. اصلا مـردمان را نسزد که برای خود قانونگزاری کنند، و یا خواست و آرزوی خویش را حاكم و فرمانروا سازند، و آنگونه بكنند که خود بخواهند. ‌قطعا ایشان مـصلحت خود را نمی‌دانند. بلكه‌:

(إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا).

خداوند دانا (‌به مصالح شما) و حكیم است در آنچه بر شما واجب نموده است‌).

این هم سومین پسوده است که در چنین پیروی جای گرفته است‌. این پسوده دلها را آگاه می‌سازد که آنچه خدا برای مردم می‌خواهد - و خواست خدا هم اصلی است که تخطی از آن جائز نیست - مصلحتی است که بر دانش و فرزانگی استوار است و از حكمت و فلسفه برخوردار است‌. بلی خداوند فرمان می‌راند، چرا كه او بس آگاه است‌، ولی مردمان ناآگاهند، و خدا واجب و لازم می‌گرداند و بخشها و بهره‌ها را معین و مشخص می‌سازد، چرا كه او حكیم و كار بجا است‌، ولیكن ایشان از هواها و هوسها پیروی می‌نمایند و به دنبال امیال و آرزوها راه می ‌افتند.

بدین منوال پیش از پایان گرفتن احكام تركه پیروها پیاپی می‌گردند تاكار را به محور اصلی برگردانند که محو‌ر عقیدتی است‌. محوری که معنی آئین را معین و مشخص می‌نماید و برباد می‌دارد که آئین‌، یعنی داوری بردن به پیشگاه خداوندگار، و دریافت فرائض و واجبات از جانب کردگار، و رضا به فرمان آفریدگار:

(فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا).

این فریضه الهی است و خداوند دانا (‌به مصالح شما) و حكیم است (‌در آنچه بر شما واجب نموده است).

سپس روندگفتار بقیه فرائض و بخشها راروشن میدارد:

(وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ - إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ - فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ. وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ - إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ - فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ - مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ).

برای شما نصف دارائی بجای مانده همسرانتان است‌، اگر فرزندی (‌از شما یا از دیگران و یا نوه یا نوادگانی‌) نداشته باشند (‌و باقی تركه‌، برابر آیه قبلی‌، به فرزندانشان و پدران و مادرانشان تعلق می گیرد) و اگر فرزندی داشته باشند، سهم شما یك چهارم ترکه است (‌و باقیمانده تركه به ذوی‌الفروض و عصبه‌، یا ذوی‌الارحام یا بـیت‌المال می‌رسد. به هر حال چه فرزندی نداشته بـاشند و چه فرزندی داشته باشند، سهم شما) پس از انجام وصیتی است كه كرده‌اند و پرداخت وامی است كه بر عهده دارند (‌و پرداخت وام بر انجام وصیت مقدم است‌)‌. و برای زنان شما یك چهارم تركه شما است اگر فرزندی (‌یا نوه و نوادگانی از آنان یا از دیگران‌) نداشته باشید. (‌اگر همسر یك نفر باشد، یك چهارم را تنها دریافت می‌دارد، و اگر دو همسر و بیشتر باشند، یك چهارم مساوی میانشان تقسیم می‏‎گردد. باقیمانده تركه به خویشاوندان و وابستگان به ترتیب استحقاق می‌رسد)‌. و اگر شما فرزندی (‌یا نوه و نوادگانی‌) داشتید، سهمیه همسرانتان یك هشتم تركه بوده (‌و بقیه تركه به فرزندانتان و پدران و مادرانتان - همانگونه كه ذكر شد - می‌رسد. البته‌) پس از انجام وصیتی است كه می کنید و بعد از وامی است كه بر عهده دارید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">درباره سایت نوار اسلام</a><a class="text" href="w:text:5.txt">برخي توضيحات</a><a class="text" href="w:text:6.txt">نگاهی به تفسیر «سید قطب‌» از قرآن‌کریم</a><a class="text" href="w:text:7.txt">مقدمه مترجم</a><a class="folder" href="w:html:8.xml">مقدمه‌ي مؤلف</a><a class="folder" href="w:html:11.xml">جزء اول: سوره‌ي فاتحه </a><a class="folder" href="w:html:14.xml">سوره‌ي بقره</a><a class="folder" href="w:html:122.xml">سوره‌ي آل عمران</a><a class="folder" href="w:html:185.xml">سوره‌ي نساء </a><a class="folder" href="w:html:283.xml">سوره‌ي مائده</a></body></html>پرهیزگاران پیش از هر چیز اعتراف دارند به اینکه دارائی و اموالی که در دست ایشان است‌، 