 متین داشته باشند و زیبا و پسندیده با آنان سخن گویند، بدانگاه که در تربیت ایشان می‌کوشند و از آنان و اموالشان نگاهداری می‌نمایند.

وامّا پسوده‌ دوم‌، تصویر هراسناكی ازآتش دوزخ است كه به درون شکمها راه می‏‎یابد، و در نهایت‌گشت و گذار، تصویر آتش مشتعل و سوزانی است که زبانه می کشد و تنوره میزند. انگار این اموال آتش است و آنان آتش می‌خورند، و سرانجام به آتش می‌افتند، آتشی که‌درونها و پوستها را بریان می کند. دردرون و بیرون آتش است‌، و آن آتشی که مجسم و نمودار است‌، وكمی مانده است که شكمها و پو‌ستها احساسش كنند، و چشمها آن را ببینند بدانگاه که شكمها و پوستها را فراگرفته است و بریان کرده است‌!

این نصوص قرآنی با الهامهای تند و ژرف خو‌یش در دلهای مومنان کار خود را انجام و غوغائی در درونـها برپا كرد. دلها و درونها را از ته‌نشستهای آلودگی‌های جاهلی پالود و پاك زدود. دلهـا و درون‌هـا را سخت تكان داد و چنین ته‌نشستهائی را از آنها بدور افكند، و آنها را از بیم و هراس‌، وخویشتنداری ازگناه‌، و پرهیز از دست یازیدن به اموال یتیمان به هر شكلی‌، لبریز كرد‌. بگونه‌ای که خوردن مال یتیمان را همچون آتشی می‌دیدند که این نصوص قرآنی استوار و بس الهـام بخش برایشان از آن سخن مـی‌گفت‌. لذا از دست یازیدن به امـوال یتیمان و طمع ورزیدن در آن می گریختند، و در این گریز مبالغه و زیـاده‌روی هم می کردند.

عطاء پسر سائب‌، از سعید پسر خبیر، و او از ابن‌عباس -‌رضی الله عنها - روایت كرده است که گفته است‌: هنگامی كه (‌ان یاكلون‌ أموال الیتامی ظلماً) ‌نـازل شد، هركه یتیمی در خانه داشت‌، خوراك او را از خوراك خود جدا ساخت‌، و اگر از خوراك یتیم چیزی باقی می‌ماند آن را نگاهداری می‌نمود تا او آن ‌را وقت دیگر‌ی می‌خورد یا فاسد می‌شد. این کار برای آنان سخت ناگوار و طاقت‌فرسا بود، و آن را به رسـول خدا (صلی الله علیه و سلم) عرض کردند. بدنبال آن خداوند این آیه را نازل فرمود:

( و یسألونک عن الیتامی. قل: اصلاح لهم خیر. و إن تخالطوهم فإخوانکم. و الله یعلم المفسد من المصلح و لو شاء الله لأعنتکم ).

درباره یتیمان می‌پرسند (که نظر اسلام راجع به معامله و مخالطه با ایشان چیست‌؟‌) بگو: هر چیز كه صـلاح ایشان درآن باشد نیك و پسندیده است‌. واگر با آنان (‌زندگی خود را به قصد اصلاح نه افساد) بـیامیزید (‌مانعی ندارد)‌. ایشان بـرادران (‌دینی‌) شما هستند (‌و انتظار چنین كمكی مـی‌رود)‌، و خداونـد مفسـد را از مصلح (‌مـوجود در میان شما، جدا مـی‌سازد و) می‌شناسد، و اگر خدا می‌خواست (‌با تعیین تكالیف و وظائف سخت در امور سرپرستی یتیمان‌) شما را به زحمت می‌انداخت.   (‌بقره‌/ ٢٢٠)

پس ازآن‌، خوراك ایشـان را آمیزه خوراك خـود ساختند ... برنامه قرآنی چنین دلهایی را بدین شیوه بدان افق تابان رساند، و از تاریكی جاهلیت‌، به گونه شگفتی رها ساخت و بپیراست‌.

*

اینك به آئین ارث گذاری و ارث‌بری می‌رسیم‌. ابتدا قرآن به سفارش خداوندی خطاب به پدران و مادران میپرد‌ازد و بدیشان دستور مـی‌دهد چگونه میان فرزندانشـان تركه را تقسیم کنند. از این سـفارش برمی‌آید که خداوند سبحان مهربانتر و خوبتر و دادگرتر از پدران و مادران در حق فرزندانشان است‌. همچنین می‌رساند که این نظام جملگی به خدا بازگشته و سراسر آن از سوی خدا آمده است‌، و هم او است که مـیان پـدران و مادران و فـرزندان ایشان‌، و میان خویشاوندان و فامیلهای آنان فرمان می‌راند و داوری می‌نماید، و ایشان را جز این نسزد که از خداوند فرمان دریافت دارند و سفارش و داوری او را پذیرا گردند ... این است معنی «‌دین‌» مورد نظر سوره که سراسر سوره به بیان و تعیین آن - همانگونه که قبـلا گـفتیم - می‌پردازد. بدین منوال قرآن قانون همگانی ارث‌گذاری و ارث‌بری را بیان می‌دار‌د:

(يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأنْثَيَيْنِ).

خداوند درباره (‌ارث بردن‌) فرزندانتان (‌و پدران و مادرانتان‌) بـه شما فرمان می‌دهد و بـر شما واجب می‏‎گرداند كه (‌چون مردید و دخترانی و پسرانی از خود بجای گذاشتید) بهره یك مرد به اندازه بـهره دو زن است‌.

پس از آن به شاخه‌های‌گوناگون می‌پردازد، و در سایه آن حقیقت کلی و این قانون همگانی‌، بهره‌ها را مشخص می‌سازد. این تفصیل دو آیه را در بر می‌گیرد، اولی درباره تركه اصلها و فرعها، و دومی مربوط به حالات وابسته به زناشوئی وكلاله است که بعدها در جای مناسب‌ از آن‌ سخن خواهیم گفت‌:

(يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا. وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ.).

خداوند درباره (‌ارث بردن‌) فرزندانتان (‌و پدران و مادرانتان‌) به شما فرمان می‌دهد و بـر شما واجب می‏‎گرداند كه (‌چون مردید و دخترانی و پسرانی از خود بجای گذاشتید) بهره یك مرد به انـدازه بهره دو زن است‌. اگر فرزندانتان همه دختر بودند و تعدادشان (‌دو و یا ) بیشتر از دو بود، دوسوم تركه بهره ایشـان است‌، و اگر ورثه تنها یك دختر باشد، نصف تركه ازآن او است‌، (‌و چه ورثه یك دختر و چه بـیشتر باشند، باقیمانده تركه متعلق به سائر ورثه بر حسب استحقاق است‌)‌. اگر مرده دارای فرزند و پدر و مادر باشد، به هر یك از پدر و مادر یك ششم تركه می‌رسد (‌و باقیمانده بین فرزندان او به ترتیب سابق تقسیم می‌گردد)‌. و اگر مرده دارای فرزند (‌یا نوه‌) نباشد و تنها پدر و ما