هُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ (٢٧٠) إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (٢٧١) لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلأنْفُسِكُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ (٢٧٢) لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (٢٧٣) الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٢٧٤)

درسهای سه‌ گانۀ ‌گذشتۀ ا‌ین جزء‌، بطور كلی پیرامون ایجاد برخی از اركان جهان‌بینی ایمانی‌، و توضیح این جهان‌بینی، و ژرفا دادن به ریشه‌های آن در نواحی مختلف بود. این امر ایستگاهی در خط سیر سورۀ دور و دراز بقره بشمار است‌. سوره‌ای‌كه – همانگونه ‌كه قبلاً گفتیم - مشغول تجهیز گروه مسلمانان برای انجام وظایف و نقشی است‌ كه در رهبری بشریت بر عهده دارند.

از هم اینك تا نزدیك به پایان سوره‌، روند گفتار به پا بر جائی اركان سازمانی اقتصادی اجتماعیی كه اسلام می‌خواهد جامعۀ اسلامی بر آن استوار شود و زندگی مسلمانان بدان سر و سامان ‌گیرد می‌پردازد. این نظام‌، نظام مسؤولیت مشترك و همیاریی است‌ كه در زكات واجب و بذل و بخششهای آزاد و دل بخواه، مجسّم و نمودار است‌. این نظام‌، نظام ربا و رباخواریی نیست ‌كه در جاهلیت بر جامعه حكمفرما بود. از اینجا است‌ كه از آداب و رسوم صدقه و بذل و بخشش سخن می‌راند، و ربا را نفرین می‌نماید، و احكام وام و بازرگانی را در درسهای آیندۀ سوره بیان می‌دارد. این درسها رویهمرفته بخش اساسیی از نظام اقتصاد اسلامی و زندگی اجتماعیی را تشكیل می‌دهد،‌كه بر آن استوار است‌. میان درسهای سه ‌گانۀ آینده‌، پیوند محكمی است و هر سه دارای موضوع یگانه‌ای هستند كه شاخه‌های گوناگو‌نی دارند... و آن موضوع نظام اقتصادی اسلامی است‌.

در این درس سخن از وظیفۀ بذل و بخشش و انفاق‌، و قانون صدقه و ضمانت اجتماعی است‌. انفاق در راه خدا، همتای جهادی بشمار است ‌كه خدا آن را بر ملت مسلمان واجب‌ كرده است‌، و همو ایشان را مكلف نموده كه وظیفۀ دعوت به سوی آن را بجای آورند و امانت رسالت را پاس دارند، و با قیام به جهاد مؤمنان را حمایت نمایند و ایشان را با نیروی آن پاسداری‌ كنند، و به دفع بدی و تباهی و سركشی‌ كوشند، و نیروئی را كه طاغوت و طاغوتیان با آن بر مؤمنان یورش می‏‎برند، و در زمین فساد راه می‌اندازند و بشریت را از راه خدا باز می‌دارند، و مانع خیر عظیمی می‌شوند كه نظام اسلامی برای بشریت به ارمغان آورده است و محروم ‌كردن بشریت از آن ‌گناهی بشمار است ‌كه بالاتر از آن‌ گناهی نیست‌، و شدیدترین تجاوز و بدترین تعدّی بر ارواح و اموال است‌، از بیخ و بن بر كنند و چنین نیروی شومی را از صفحۀ روزگار بزدایند. دعوت به انفاق بارها در سوره تكرار شده است‌. هم اینك روند گفتار قانون صدقه را بطور مشروح ترسیم می‌كند و سایه‌بانی از سایه‌های دوستانه و مهربانانه بر سر آن می‌دارد، و آداب و آئین روانی و اجتماعی آن را آشكار می‌سازد. آداب و آئینی‌ كه صدقه را مایۀ تهذیب روان دهندگان آن می‏‎گرداند، و آن را كار سودمند و سودآوری برای‌ گیرندگانش می‌سازد، و جامعه را از این راه به خانواده ای تبدیل می‌نماید كه همیاری و ضمانت اجتماعی و محبت و مودّت بر آن حكمفرما می‌شود، و بشریت را بدان سطح بلند و محترمانه‌ای می‌رساند كه در آن دهنده و گیرنده برابرند.

اگر چه رهنمودهائی‌كه در این درس آمده است‌، قانون همیشگی است و نه مقیّد به زمانی و نه مقید به شرایط معيّنی است‌، امّا نباید فراموش‌ كنیم ‌كه این قانون در هنگام نزول نصوص قرآنی پاسخ به حالتی بوده است كه در آن روز رخ داده ا‌ست – همانگونه ‌كه می‌تواند پاسخ برای احوال و اوضاعی شود كه بعدها در هر جامعۀ اسلامی بوقوع می‌پیوندد - در آن هنگام نفسهای بخیل و تنگچشم مال دوستی بوده ‌كه به چنين آهنگهای نیرومند و پیامهای مؤثر نیاز داشته است همانگونه ‌كه به ضرب‌المثلها و تصویركشی حقایق در صحنه‌های‌ گویا نیاز بوده تا اين حقایق در ژرفای دل و جان فرو دود!

برخی بودندكه مال و دارا‌ئی را تنگ جان می‌گرفتند و سخت بدان دل می‏بستند، لذا آن را جز به عنوان ربا به كسی نمی‌دادند. برخی هم مال و دارائی را از روی كراهت و ناچاری یا برای ریاكاری و خودنمائی می‌دادند. بعضی نیز مخارج اهل و عیال را با هزاران منّت و آزار می‌پرداختند. و دسته‌ای هم چیزهای ناقابل و ناپاك را به دیگران می‌دادند و چیزهای خوب و گرانبها را برای خود نگاه می‌داشتند... همۀ اینها در یك سو و در سوی دیگر، بخشندگانی بودند كه با خلوص نیّت در راه خدا به بذل و بخشش می‌پرداختند. اینان بهترین اموالشان را می‌بخشیدند، و آنجا كه لازمۀ پنهان داشتن بود پنهانی و آنجا كه لازمۀ آشكار كردن بود آشكارا، دركمال خلوص و پاكی و وارستگی به بذل و بخشش می‌پرداختند.

هم اینان و هم آنان در آن روزگار در میان مسلمانان بودند. درك این حقیقت فوائد زیادی برایمان دا‌رد:

یكم‌: فائدۀ نخست آن‌، درك سرشت این قرآن و نقش آن است‌. قرآن موجود زندۀ متحرّكی است‌. ما قرآن را در پرتو این وقایع آن ‌گونه می‌بینیم‌ كه گوئی در میان گروه مسلمانان به ‌كار و كوشش و تحرّك و جنبش اشتغال دارد. با حالات‌ گوناگونی از رخدادها روبر‌و می‌شود و این را نمی‏پذیرد و آن را می‌پذیرد. گروه مسلمانان را برمی‌انگیزد و ایشان را راهنمائی می‌نماید. قرآن دست‌اندركار پیاپی و در جنبش همیشگی است... قرآن در میدان ‌كارزار و میدان زندگی است... قرآن عنصر مشوّق و محرّكی است‌ كه انسانها را به رزمگاه‌ گسیل می‌دارد.

ما بیش از هر كس دیگری نیازمند چنین احساسی دربارۀ قرآن و چنین برداشتی از آن هستیم‌. ما باید قرآن را موجود زندۀ متحرّك و محرّكی ببینیم. به راستی میان ما و میان جنبش اسلامی و زندگی اسلامی و واقعیت اسلامی‌، فاصله‌ها افتاده است‌. قرآن در نظر ما از واقعیت زندۀ تاریخی خود بدور گشته و در ا‌ندیشۀ ما مرده است‌. د‌یگر قرآن در ذهن ما آن زندگی برازنده‌ای را به تصویر نمی‌كشد كه روزگاری در كرۀ زمین بوقوع پیوسته است و در تاریخ‌ گروه مسلمانان نمودار گشته است‌. دیگر فراموش كرده‌