ند. پیوندی كه نظام جامعه انسانی‌، بدنبال پا برجائی بر پایه ایدئولوژی‌، بر آن استوارمی‌شود.

بدین خاطر است که در سیستم اسلامی‌، خـانواده ایـن سه مورد نظر است و تا این اندازه بر‌ای استحكام روابط‌ گوناگون آن بذل عنایت می‏‎گردد، و برای استواری بنیاد آن تلاش‌، و در راه حفظ بنای آن از عوامل مخرب، کوشش می‌شود. از زمره نخستین عوامل مخرب، در مد نظر نداشتن سرشت‌، و ناآشنانی با استعدادهای مرد و استعدادهای زن و هماهنگی برخی از این استعدادها با برخی دیگر، وتكامل آنها برای پابرجائی خانواده فراهم آمده از مردی و زنی است‌. در این سوره و سوره‌های دیگر، مـقدار فراوانـی از نشانه‌های چنین عنایتی است که در نظام اسلامی در حق خانواده مبذول می‌شود ... غیر ممكن است خانواده‌، بنیاد محكمی داشته باشد، در حالی که زن با چنین رفتار ستمگر‌انـه‌ا‌ی رویاروی شود، و با چنین نگرش محقرانه‌ای در جاهلیت – هر گونه جاهلیتی که باشد - بدو نگریسته شود. از اینجا است که اسلام برای از میان بردن چنین رفتار ستمگر‌انه‌ای‌، و از میان برداشتن چنین نگرش محقرانه‌ای‌، این همه بذل توجه دارد.[1]

اینگونه درباره «‌مردم‌» اندیشیدن‌، به د‌ل‌،‌ گذشته ا‌ز توشه ایمان و تقوی‌، تـوشه‌ای از آرامش و صفا می‏بخشد. این نیز فرا چنگ آمده‌ای بدنبال فراچنگ آمده‌ای‌، و درآمدی از پس درآمدی است‌!

در پایان نخستین آیه‌ای که الهام بخش این همه یادها و یاد‌آوریها است‌، خد‌اوند «‌مردم‌» را به پرهیز از خشم و غضب و عذاب و عقاب یزدان توجه می‌دهد. یزد‌انی که به هنگام درخواست چیزی از یكدیگر، همدیگر را بدو سوگند می‌دهند. همچنین ایشان را به پرهیز ازگسلاندن پیوندهای خویشاوندی متوجه می‌سازد. پیوندهائی که همگی آنان بدانها پیوستگی دارند:

(وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا).

از (‌خشم و عذاب‌) پروردگاری بپرهیزید كه همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از اینكه پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید (‌و صله رحم را نـادیده گیرید)‌.

بپرهیزید از خشم و عذاب پروردگاری که به نام او با همدیگر پیمان می‌بندید و قرارداد تنظیم می کنید، و وفای به عهد و اجراء مفاد قرارداد را با نام او از یكدیگر می‌خواهید، و همدیگر را با نام او سوگند می‌دهید ... و نیز در وابستگی‌ها و خویشاوندی‌ها و روابط تجاری و اجتماعی میان خود، خدا‌ی را در نظر داشته باشید، و از خشم و عذاب او خویشتن را بپائید. پرهیز از خدا به سبب تكرار آن در قرآن، روشن و هویدا است‌. امّا پرهیز از خـویشاوندیها و وابستگیها تعبیر شگفتی است‌. تعبیری است که به دل پرتو می‌افكند و انسان فوراً پهنه و گستره این پرتو را ورانـداز می کند و آنچه را باید ببیند، می‌بیند و می‌فهمد! از گسیختن پیوند خویشاوندی و قطع صله رحـم بپرهیزید. حواس خود را برای درك روابط خو‌یشاوندی‌، و فهم حقوق و واجبات آن‌، و دوری از حق خو‌ری و ستم کردن و خدشه‌دار نمو‌دن و زیان رساندن بدان، دقیق و لطیف سازید ... بپرهیزید از این كه آنان را بیازارید یا جریحه‌دارش سازید و یا بر آن خشمگین‌گردید. بر حساسیت خود در حق آن بیفزائید، و در بزرگ داشت آن بكوشید، و مهربانانه به ندای وی گوش جان فرا دارید، و پرتو انوارش را به زوایای درون، راه دهید.

سپس خداوند آیه الهام ‌بخش را با اشاره به نگهبانی و دیده‌وری خود پایان می‌دهد:

(إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا).

بی‏گمان خداوند مراقب شما است (‌و كردار و رفتار شما از دیده او پنهان نمی‌ماند)‌.

وه‌، که چه مراقبت و مواظبتی! خدا مراقب و مواظب است‌! آفریدگار معبودی که می‌داند جه کببانی و چه چیزهائی را آفریده است‌. آفریدگار بس دانا و آگاهی که چیزی بر او پنهان نمی‌ماند، نه از اعمال و افعال آشكار مردمان‌، و نه از رازها و رمزهای دلـای ایشان‌.

*

با این سرآغاز نیرومند اثربخش، و با این حقائق سرشتی ساده‌، و با این اصل اساسی بزرگ، به پی‌ریزی پایه‌ها و استوار داشتن بنیادهائی می‌پردازد که نظام و حیات جامعه بر آن استوار می‏‎گردد. از قبیل‌: ضمانت اجتماعی در میان خانواده و در میان مردم‌، رعایت حقو‌ق ضعیفان جامعه‌، حفظ حقوق زن و رعایت کرامت وی‌، مواظبت از اموال جامعه بطوركلی، و تقسیم تركه میان بازماندگان، بگونه‌ای كه متضمّن دادگری برای عموم افراد بوده و دربرگیرنده صلاح حال جامعه باشد. بدین امر می‌آغازد و به سرپرستان یتیمان دستور می‌دهد كه اموال آنان را كامل و سالم بدیشان بازپس دهند بدانگاه که پا به سن رشد گذاشتند، و با دختركانی كه تحت سرپرستی آنان هستند برای‌دستیابی به اموالشان ازدواج نكنند. ولی به ابلهانی اموالشان باز پس داده نشود که بیم تلف شدن اموال در میان باشد اگر آن را دریافت دارند و بدست‌گیرند. چرا كه آن اموال در حقیقت اموال جامعه بشمار است‌، و حق نظارت بر آن را دارند و مصلحت ایشان هم در آن است‌. لذا درست نیست که جامعه اموال را به کسی عطاء کند که آن را تباه می‌گرداند. هـمچنین دستور می‌دهد که مردان در زندگی با زنان بطوركلی دادگری و خوبی کنند.

(وَآتُوا الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا. وَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلا تَعُولُوا. وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا. وَلا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا. وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا).

به یتیمان اموالشان را (‌بدانگاه كه پا به رشد گذاشتند و به حد بلوغ رسیدند) باز پس بدهید، و اموال ناپاك (‌و بد خود) را با اموال پاك (‌و خوب یتیمان‌) جابجا نكنید، و اموال آنان را با اموال خودتان (‌به وسیله آمیختن و یـا تعویض كردن‌) نخورید. بی‏گمان چنین كاری‌، گناه بزرگی است‌. و اگر ترسیدید كه درباره یتیمان نتوانید دادگری كنید (‌و دچار گناه بزرگ شوید، از این 