نه و شگفت‌:
در همان زمانی كه یهودیان‌، نیرنگ تلاشگرانه‌ای درباره اسلام و پیغمبرش، و نسبت به صف مسلمانان و رهبری ایشان‌، تدارك دیده بودند، قرآن ملت مسلمانی را تحت نظارت مستقیم خداوند می‌ساخت‌، و جهان‌بینی و اخلاق و سیستم و پروژه‌های آنان را بالا می‏‎برد و به بلندای قله بلندشان می‌رسانید ... در همان زمان قرآن سرگرم راه حل رخدادی بود که به یك نفر یهودی مربوط می‌شد. راه حلی که آن را بیان خواهیم کرد.
خداوند به ملت مسلمان دستور می‌داد که امانت مطلق و دادگری مطلق در حق مردمان داشته باشند... این مردمان هر نژادی که داشته باشند و عقائد و ملیت و سرزمینشان هر چه و هر كجا كه باشد ... بدیشان می‌گفت‌:
(إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا).
بی‏گمان خداوند به شما (‌مومنان‌) دستور می‌دهد كه امانتها را (‌اعم از آنچه خدا شما را درآن امین شمرده‌، و چه چیزهائی كه مردم آنها را به دست شما سپرده و شما را در آنها امین دانسته‌اند) به صاحبان امانت برسانید، وهنگامی که در میان مردم بـه داوری نشستید این كه دادگرانه داوری كنید. (‌این اندرز خدا است وآن را آویزه گوش خود سازید وبدانید كه‌) خداوند شما را به بهترین اندرز پند می‌دهد (‌وشما را به انجام نیكی‌ها می‌خواند)‌. بی‏گمان خداوند دائماً شنوای (‌سخنان و) بینا(‌ی كردارتان‌) بوده و می‌باشد (‌و مـی‌داند چه كسی در امانت خیانت روا می‌دارد یـا نمی‌دارد، و چه كسی دادگری می کند یا نمی کند).   (‌نساء / ٥٨)
و بدیشان می‌گفت‌:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا).
ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، دادگری پیشه سازید و در اقامه عدل و داد بكوشید، و به خاطر خدا شهادت دهید (‌و از این سو و آن سو جانبداری نكنید) هر چند كه شهادتتان به زیان خـودتان یـا پدر و مادر و خویشاوندان بوده باشد. اگر كسی كه به زیان او شهادت داده می‌شود، دارا یا نادار باشد، (‌رغبت به دارا، یا شفقت به نادار، شما را از ادای شهادت حق منصرف نكند) چرا كه (‌رضای‌) خداوند از (‌رضای‌) هـر دوی آنان بهتر است (‌و خدا به مـصلحت آن دو، آگاه‌تر از شما است‌) پس از هوا و هوس پیروی نكنید كه (‌اگر چنین كنید از حق‌) منحرف می گردید (‌و به باطل می‌افتید)‌. و اگر زبان از ادای شهادت حق بپیچانید یا از آن روی بگردانید، خداوند از آنچه می کنید آگاه است (‌و پـاداش اعمال نـیك و پادافره اعمال بدتان را می‌دهد)‌.   (‌نساء/١٣٥)
سپس آیه‌های چندی از قرآن برای جانبداری از یك نفر یهودی نازل می‌گردد و او را از اتهام ستمگرانه‌ای تبرئه می کند كه دسته‌ای از مسلمانان انصاری‌، چنان اتهامی را بدو زده بودند. آن دسته‌ای که هنوز قوانین والای اسلامی به ژرفای دلهایشان رسوخ نكرده بود، و نفسهایشان از رسوبات جاهلیت‌، بطوركامل پاك نشده بود. و لذا جانبداری از خون و قبیله ایشان را بر آن داشته بود که با متهم کردن آن یهودی به دزدید‌ن زرهی‌، و متحد و متفق شدن بر متهم کردن او، و راهی دادن بر ضد وی در خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ‌یكی از خودشان را تبرئه نمایند! شهادت ایشان در قضیه دزدی زره‌، کار را بدانجا رساند که چیزی نمانده بود که پیغمبر دزد اصلی را تبرئه نماید و دستور دهد، حد سرقت در حق آن یهودی به مرحله اجراء در آید.
این چند آیه نازل می‌گردد و در آن پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) سخت مورد سرزنش قرار می‏‎گیرد، و بر جماعت ساكن مدینه هم که پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ‌را پناه دادند و بزرگش داشتند و یاریش نمودند، تازیانه ملامت فرود می‌آید ... به خاطر رعایت دادگری با یك نفر یهودی‌، آن هم فردی از آن گروه یهودیانی که به شد‌یدترین وجه، فرستاده خدا (صلی الله علیه و سلم)‌ را اذیت و آزار می‌رساندند، و دامها بر سر راه دعوتش می‌گستردند، و در حق او و مسلمانان نیرنگ کثیفی می‌ورزیدند.
در این آیات‌، همچنین بیم و تهدید سختی متوجه کسی می‌گردد که دچار خطائی یا گناهی می‌شود و آن را به بیگناهی نسبت می‌دهد ... از اینجا است که‌گفتیم در این سوره انتقال شگفتی است‌، بدان قله بلند، و اشاره روشنی است‌، بدان بلندای بالای والا.
همه این آیات درباره واقعه آن یهودی نازل می‌گردد! بلی درباره فردی از یهودیان‌:
(إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا. وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا. وَلا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا. يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لا يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا. هَا أَنْتُمْ هَؤُلاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلا. وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا. وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا. وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا. وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا. لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا. وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا. إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ 