َ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا.).
كسانی كه به خدا و پیغمبرانش ایمان ندارند و می‌خواهند میان خدا و پیغمبرانش جدائی بیندازند (‌و بگویند كه به خدا ایمان داریم‌، ولی به پیغمبران ایمان نداریم‌) و می‏‎گویند كه به برخی از پیغمبران ایمان داریم و به برخی دیگر ایمان نداریم‌، و می‌خواهند میان آن (کفر و ایمان‌) راهی برگزینند (‌ولی میان كفر و ایمان فاصله‌ای نیست و دو راه بیش وجود ندارد: راه كفر و راه دین‌)‌. آنان جملگی بی‏گمان كافرند، و ما برای كافران عذاب خوار كننده‌ای فراهم آورده‌ایم‌. و امّا كسـانی كه به خدا و پیغمبرانش ایمان دارند و میان هیچ یك از آنان (‌در این كه از سـوی خدا برگزیده شده‌اند) فرقی نمی‏‎گذارند (‌و هیچكدام را تكذیب نمی‌نمایند)‌، خداوند بدانان پاداش و مزدشان را خواهد داد، و خداوند بسیار آمرزنده و بسیار مهربان است (‌ولغزشها و اشتباهاتی هم اگر داشته باشند، مورد عفو قرار می‌دهد).    (‌نساء / ١٥٠-‌١٥٢)
(يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلا. لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ وَلا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا. فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا.).
ای اهل كتاب، در دین خود غلو مكنید (‌و درباره عیسی راه افراط و تفریط نپوئید) و درباره خدا جز حق مگوئید (‌و او را به اوصاف ناشایستی همچون حلول و اتحاد و اتخاذ همسر و انتخاب فرزند، نستائید)‌. بی‏گمان عیسی مسیح پسر مریم‌، فرستاده خدا است (‌و او یكی از پـیغمبران است‌، و پسـر خدا نیست‌، آن‌گونه كه شما می‌پندارید) و او واژه خدا (‌یعنی پدیده فرمان : کُن‌) است که خدا آن را به مریم رساند (‌و بدین وسیله عیسی را در شكم مریم پروراند) و او دارای روحی است (که‌) از سوی خدا (‌به كالبدش دمیده شده است‌) پس به خدا و پیغمبرانش ایمان بیاورید (‌و الوهیت را خاص خدا بدانید و هیچیك از انبیاء را در الوهیت انباز خدا نسازید) و مگوئید كه (‌خدا) سه تا است (‌بلكه خدا یكتا است و جز الله خدای دیگری وجود ندارد. از این سخن پوچ‌) دست بردارید كه به سود شما است‌. خدا یكی بیش نیست كه ‌الله ‌است و حاشا كه‌فرزندی داشته باشد. (‌چگونه به انباز و زن و فرزند نیازی خواهد داشت‌) و حال آن‌ که ازآن او است‌، آنچه درآسمانها وآنچه در زمین است‌، و كافی است (که تنها) خدا مدبر (‌مخلوقات خود) باشد. هرگز مسیح ابائی از این ندارد كه بنده‌ای (‌از بندگان متواضع‌) برای خدا باشد، و فرشتگان مقرب نیز (‌از بندگی او سرباز نمی‌زنند)‌. و كسی كه از عبادت خدا سرباز زند و خویشـتن را بزرگتر از آن شمرد (که به عبادت او پردازد، او را به عذاب سختی گرفتار می‌سازد، بدانگاه‌) كه همگان را در پیشگاه خود گرد می‌آورد. و امّا كسانی كه ایمان بیاورند و كارهای شایسته انجام دهند، خداوند پاداش ایشان را به تمام و كمال خواهد داد واز فضل خود بر پاداش آنان خواهد افزود. و امّا كسانی كه سرباز زنند و بزرگی ورزند، خداوند آنان را مجازات دردناكی خواهد كرد، و بجز خدا سرپرست و یاوری نخواهد یافت‌.   (‌نساء‌/ 171-173)
*
آنگاه صحبت از بنیادهای والای اخلاقی به میان می‌آید. بنیادهائی که بنای جامعه اسلامی بر آنها استوار و پابرجا می‏‎گردد ... این سوره به بررسی مقدار قابل توجهی از این بنیادها می‌پردازد که به برخی از آنها اشاره شد. چرا كه عنصر اخلاقی عنصر اصیل و ریشه‌داری در پیكره هستی جهان‌بینی اسلامی و در جامعه اسلامی است‌، به گو‌نه‌ای که هیچ گوشه‌ای از گوشه‌های زندگی‌، و بطوركلی فعالیتهایش از آن خالی نمی‌باشد... ما اشاره‌ گذرا وكوتاهی به برخی از اركان و اصولی خواهیم کرد که از این عنصر اصیل در زندگی جامعه اسلامی برگرفته شده است‌، و این‌ گذشته از چیزهائی است که سوره در برداشت، و بدانها اشاره شد. جامعه اسلامی‌، جامعه‌ای است كه بر بندگی خداوند یگانه استوار است و بس. در این صورت جامعه‌ای است آزاد از هر نوع بندگی بندگان، به هر شكلی از اشكال بندگی که باشد، آن بندگیی که در همه سیستم‌ها و رژیم‌های حكو‌متی روی زمین موجود است‌، بجز در سیستم و رژیم حكو‌متی اسلامی‌. سیستم و رژیمی که در آن الوهیت یکی بیش نیست و آن هم خاص الله است‌. در چنین حكو‌متی‌، هیچیك از ویژگیهای الوهیت به کسی از بندگان خدا داده نمی‌شود، و مردمان در آن برای كسی از بندگانش گردن نمی‌نهند... ا‌ز ا‌ین آزادگی‌، همگی فضائل و مكارم برمی‏خیزد، و جملگی اخلاقیات پیدا می‌شود، چرا كه آنها یكسره مرجعشان جستن رضای خدا، و مقصدشان آراسته شدن به اخلاق خدا است‌. در این صورت چنین فضائل و اخلاقیاتی‌، زدوده از روی و ریا، و دور از نگرش به سوی جز ذات خدا است ... ایـن هم اصل بس مهم و بزرگی در اخلاقیات اسلامی و در فضائل جامعه اسلامی است‌.
سپس در كنار این اصل بزرگ، برخی از مسائل پراكنده عنصر اخلاقی به میان می‌آید... جامعه اسلامی‌، جامعه‌ای است که استوار و پابرجا است بر: امانت‌، عدالت‌، نخو‌ردن اموال از راه حرام و باطل، درگوشی صحبت نكردن و رایزنی ننمودن مگر درباره کار نیك و عمل پسندیده‌، زبان به دشنام نگشودن مگر کسی که مورد ستم قرارگرفته باشد، میانجیگری در كار خیر، زیبا درود كردن‌، منع زنا، تحریم بی‌عفتی و دوست بازی، تكثر نكـردن و فـخر نفروختن‌، ریاكاری و تنگچشمی ‌ننمودن‌، حسادت نورزیدن ‌و غل و غش نداشتن ... هـمچنین استوار و پابرجا است بر: ضمانت اجتماعی‌، همکا‌ری و همیاری‌، دلسوزی‌، گذشت‌، مروت‌، دستیاری‌، فرمانبرداری از مقام رهبریی که حق اطاعت از آن او است و بس ... تا آخر ...
ذكر بیشتر نصوصی که به این اصول و اركان اشاره دارد، قبلا گذشت ... تفصیل آنها در جای خود در روند گفتار خواهد آمد. لذا در اینجا تنها به ذكر رخداد نادری بسنده می کنیم که به قله بلندی اشاره می‌نماید که چشمان انسانیت بدان خیره است و همیشه بدان خیره خواهدگشت‌، و لیكن هـرگز بدان دست نمی‌یابد - همانگو‌نه که تا به حال بدان دست نیافته است - مگر در سایه این برنامه یگا