ُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا).
ما به تو (‌ای پیغمبر، قرآن و شریعت را) وحی كردیم‌، همانگونه كه پیش از تو به نوح و به پیغمبران بعد از او وحی كردیم‌، و(‌همانگونه كـه‌) بـه ابـراهیم‌، اسحاق‌، یعقوب‌، نوادگان (‌او كه برخی از آنان پیغمبران خدا بودند)‌، عیسی‌، ایوب‌، یونس‌، هارون‌، و سلیمان وحـی كردیم‌، و به داود زبور دادیم‌. و ما پیغمبرانی را روانـه كرده‌ایم كه سرگذشت آنان را قبلا برای تو بیان كرده‌ایم، و پیغمبرانی راهم روانه كرده‌ایم كه سرگذشت آنان را برای تو بیان نكرده‌ایم‌. ما پیغمبران را فرستاده‌ایم تا (‌مومنان را به ثواب‌) مژده رسان‌، و (کافران را به عقاب‌) بیم دهنده باشند، وبـعد از آمدن پپغمبران حجت و دلیلی بر خدا برای مردمان باقی نماند (‌و نگویند كه اگر پیغمبری به سوی ما می‌فرستادی‌، ایمان می‌آوردیم و راه اطاعت و عبادت در پیش می‌گرفتیم‌)‌. و خدا چیره حكیم است (‌و كارهایش از روی قدرت و حكمت انجام می‌پذیرد. هر چند كه كافران نبوت تو را انكارمـی کنند) لیكن خداوند بـر آنچه (‌از قرآن‌) بر تو، نازل شده است‌، گواهی می‌دهد. این خدا است كه آن را به (‌مقتضای‌) دانش (‌خاص‌) خویش نازل كرده است‌. و فرشتگان (‌نیز بدان‌) گواهی می‌دهند و (‌صحت نبوت تو را تصدیق می کنند. گرچه‌) كافی است كه خدا گواه باشد.    (‌نـساء / 163-166)
(يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِينًا. وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا. فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الأنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلا قَلِيلا. وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا. وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا). 
اهل كتاب از تو می‌خواهند كه (‌اگر پیغمبری‌، یكجا) كتابی را از آسمان بر آنان نازل كنی‌. البته ایـن درخواست‌، استهزاء و بهانه‌ای بیش نیست‌) چرا كه از موسی چیز بزرگتر از این را خواستند و گفتند: خدا را آشكارا به مانشان بده‌. بـه خاطر این ستم‌، صاعقه‌، ایشان را فرا گرفت (‌و نابودشان كرد. گناه بدتر و رسوا كننده‌تر آنان این است كه‌) پس از آن همه دلائل روشنی (‌چون‌: تبدیل عصا به اژدها، و ید بیضاء‌، و شكافتن دریا) كه برای آنان آمد (‌و خود شاهد نمودن معجزات موسی به فرعون و فرعونیان بودند) گوساله (‌سامری‌) را (‌به خدائی‌) گرفتند! ولی مـا از این (گوساله‌پرستی پس از توبه ایشان‌) درگذشتیم و به موسی حجت روشنی دادیم‌ (که با آن بتواند آنان را هدایت کند )‌و برای گرفتن پیمان از ایشان‌، كوه طور را بالای سرشان (‌همچون سایه‌بانی‌) نگاه داشتیم (‌و از آنان پیمان گرفتیم كه به دستورات تورات عمل كنند، و آنان هـم پـذیرفتند) و بدیشان گفتیم‌: سجده کنان وارد در (‌بیت‌المقدس‌، اریحاء‌، ایلیاء‌، و ...) شـوید. و بدیشان گفتیم‌: در روز شنبه (‌به شكار ماهی نپردازید و از انجام فرمان‌) سرپیچی كنید. و (‌در برابر همه ایـنها) از آنان پیمان موکدی گرفتیم. (‌خداوند بر آنان خشم گرفت‌) به خاطر این كه پیمانشان را شكستند و به آیات خدا كفر ورزیدند و پیغمبران را به ناحق كشتند و (‌بـر گمراهـی خود پـافشاری كردند و از روی استـهزاء‌) گفتند كه‌: دلهایمان در غلاف (‌و پرده‌هائی‌) است (که پند و اندرز كسی بدان راه ندارد. نه چنین است‌) بلكه خداونـد بـه سبب كفرشان (‌انكار) بر دلهایشان مهر زده است و این است كه جز گروه اندكی (‌از ایشان‌) ایمان نمی‌آورند. و (‌خداوند برآنان خشم گرفت‌) به سبب كفر ورزیدنشان‌، و افترای بزرگی كه بر مریم بستند. و (‌خداوند بر آنان خشم گرفت به سبب این كه از روی استهزاء و سخریه‌) می‏‎گفتند كه ما عیسی‌، پسر مریم‌، پیغمبر خدا را كشتیم‌! در حالی كه نه او را كشتند و نه به دار آویختند، ولیكن كار بر آنان مشتبه شد و (‌متردد گردیدند كه آیا عیسی یا دیگری را کشته‌اند و در این باره با همدیگر اختلاف نظر پیدا كردند و) كسانی كه درباره او اختلاف پیدا كردند (‌جملگی‌) راجع بدو در شك و گمانند و آگاهی بدان ندارند و تنها به گمان سخن می‌گویند و (‌باید بدانند كه‌) یقیناً او را نكشته‌اند (‌و قطعاً مقتول كس دیگری بوده است‌)‌.   (‌نسـاء /153-157)
(أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا. فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا.).
آیا آنان بر چیزی حسد می‌برند كه خداوند از روی فضل و رحمت خود (‌با برانگیختن محمّد) به مردم (‌عرب‌) داده است‌؟ ما كه به آل ‌ابراهیم (که ابراهیم نیای شما و ایشـان است‌) كتاب (‌آسمانی‌) و پیغمبری و پـادشاهی عظیمی دادیم‌. (‌مانند: سلطنت یوسف در مصر، و شاهی داود و سلیمان در شام‌)‌. ولی جمعی از آنان كه (‌ابراهیم و آل‌ابراهیم در میانشان مبعوث شده بودند) به كتاب (‌آسمانی منزل بر خود) ایمان آوردند و در میانشان كسانی بوده‌اند كه دیگران را از كتاب آسمانی باز داشته‌اند و خود نیز از آن رویگردان شده‌اند، آتش فروزان و زبانه کشان دوزخ (‌برای چنین افراد رویگردان و بازدارنده‌) بسنده است‌.   (‌نساء / ٥٤و ٥٥)
*خود سوره هم‌، به نوبه خـود عهده‌دار بخشی از سـر و سامان دادن جامعه اسلامی و زدودن آن از ته‌نشستهای جاهلیت‌، و بیان معنی آئین‌، و تعریف ایمان است‌. بر این بیان نیز مقتضیاتی از اصول و اركان و رهنمودها مترتب می‌گردد که قبلا به صورت عام از آنها سخن‌ گفتیم‌. همچنین این سوره عهده‌دار دفع شبهه‌های یهودیان و خنثی کردن نیرنگ ایشان می‌شود، بویژه در مسائلی که به صحت رسالت مربو‌ط می‌گر‌دد. همچنین عهده‌دار بیان بعضی از اركان اساسی جهان‌بینی اسلامی می‌شود، و تاریكی را از آنها بدور می‌دارد. از سوی د