آن بتواند آنان را هـدایت كند) و برای گرفتن پیمان از ایشان‌، كوه طور را بالای سرشان (‌همچون سـایه بانی‌) نگاه داشتیم (‌و از آنان پیمان گرفتیم كه به دستورات تورات عمل كنند، وآنان هم پذیرفتند) و بدیشان گفتیم‌: سجده كنان وارد در (‌بیت‌المقدس‌، اریحاء‌، ایلیاء‌، و ...) شوید. و بدیشان گفتیم‌: در روز شنبه (‌به شكار ماهی نپردازید و از انجام فرمان‌) سرپیچی نكنید. و (‌در برابر همه ایـنها) ازآنان پیمان موکدی گرفتیم. (‌خداوند بر آنان خشم گرفت‌) به خاطر این كه پیمانشان را شكستند و به آیات خدا كفر ورزیدند و پیغمبران را به ناحق كشتند و (‌بـر گمراهی خود پافشاری كردند و از روی استهزاء‌) گفتند كه‌: دلهایمان در غلاف (‌و پرده‌هائی‌) است (که پند و اندرز كسی بدان راه ندارد. نه چنین است‌) بلكه خداوند به سبب كفرشان (‌انكار) بر دلهایشان مهر زده است و این است كه جز گروه اندكی (‌از ایشـان‌) ایمان نمی‌آوردند.  (‌نساء /153-155)
(فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا. وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا.).
به خاطر جور و سـتمی كه از یهودیان سر زد و (‌بخصوص‌) به سبب این كه بسی از راه خدا (‌مردمان را) باز داشتند، (‌برای تنبیه ایشان‌، قسمتی از) چیزهای پاكیزه را كه بر آنان حلال بود، حرام كردیم‌. و (‌همچنین بر آنان برخـی از چیزهای پـاكـیزه و حلال را حرام كردیم‌) به خاطر دریافت ربا (‌و ربـاخواری‌)‌، در حالی كه (‌بر زبان پپغمبران‌) ازآن نهی شده بودند، و به سبب خوردن مال مردم به ناحق‌، و ما برای كافران ایشان‌، عذاب دردناكی را آماده كرده‌ایم‌.   (‌نسا‌ء/160-161)
از این‌گلچین‌ها برخی ازكارهای زشت یهودیان روشن و هویدا می‌شود. كارهائی كه قرآن عـهده‌دار پرده‌برداری از آنها می‌شود و تكذیبشان می‌دارد و خطایشان می‌شمارد ... از این یورش‌، وكـافر نامیدن یهودیان در آن‌، و متصف كردنشان به ‌«‌دشمن‌»‌، اشاره دارد به سختی‌ها و بلاهایی که به سبب چنین کارهای زشت یهودیان‌ گریبانگیر مسلمانان می‌شد. همچنین بیانگر این واقعیت است که مقابله با چنین کارهای زشتی به وسیله بیان خطا و نادرستی آنها، پرده‌برداری از هدفهائی که در فـراسوی آنها نهفته است‌، و انگیزه‌های ناپاكی که منشا آنها، این نهاد ناپاك بوده است‌. نهاد ناپاكی که در طول تاریخ دور و دراز خود، خویشتن راكاملا تسلیم هد‌ایت آسمانی ننموده است و در راستای راه هدایت‌،‌گام برنداشته است‌، و وقتی هم راستای راه هدایت را در پیش‌گرفته است‌، طولی نكشیده است که از آن منحرف شده است و به ناحق انبیاء خدا راكشته ا‌ست‌. نهاد ناپاكی که کینه‌توزی و حسادت نسبت به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم)‌ به جرم این کـه خدا نبوت را بدو عـطاء کرده است و او از بنی‏اسرائیل نیست‌!، و كینه‌توزی و حسادت نسبت به مسلمانان‌، به گناه این که خدا ایشان را در پرتو هدایت آسمانی گرد هم آورده و متحدشان کرده است‌! آنان را بر آن داشت كه درباره مسلمانان به نیرنگ بپردازند، نیرنگی که از آن زمان آغازگشته است که اسلام دروازه‌های مدینه را بر روی مسلمانان گشوده است و تا به امروز ادامه دارد، و همیشه نیرنگشان‌، نیرنگ، خواهد ماند، چه امروز و چه فردا، و تیر این نیرنگ زهرآلودشان در همه ادوار و قرون به سوی هرگونه گردهمآئی اسلامی، و هرگو‌نه جنبش اسلامی‌، و هرگو‌نه بیداری و رستاخیز اسلامی‌، و همه دسته‌ها و گروه‌های اسلامی‌، نشانه می‌رود!
به شك انداختن مردمان‌، درباره نبو‌ت محمّد (صلی الله علیه و سلم) و نسبت به رسالت او، نخستین هدف حمله‌های یهودیان است‌. به شك انداختنی که ساده مـی‌توان بدان دست یافت‌، اگر بتوان مسلمانان را از پیشوای امین خودشان دور و جدا كرد. آن هم وقتی میسر خواهد بود که ایشان‌ را بتوان از عقیده درستشان منحرف و منصرف نمود. بلی از هم پاشیدن و پراكنده کردن صف مسلمانان‌، و سست کردن پیوند و پیوستشان از همین جا و همین زاویه، ساده و آسان خواهد بود. چرا كه این پیوند و پیوست با مقام رهبری، و چنگ زدن و در آویختن به دستاویز عقیده است كه یهودیان و سایر دشمنان گروه مسلمانان را در هر زمانی خسته و درمانده می کند، و ایشان را به رنج و مشقت می‌اندازد. به همین خاطر است که تلاش یـهودیان و سایر دشمنان‌، پیش از هر چیز متوجه‌گسیختن و بریدن چنین رابطه استواری‌، و در هم شكستن و خردكردن چنان دستاویز محكمی است‌، و پیوسته می‌کوشند که رهبری مسلمانان را از نو به دست هوی و هوس و نادانی و جاهلیت بسپارد ...
از اینجا است که در این سوره‌، راجع به حقیقت ساده و بی‌آلایش رسالت پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ‌سخن رفته است‌. آخر، رسالت پیغمبر چیز نوظهوری در میان سایر رسالتها نبوده، و چیز عجیب وغریبی از عجائب و غرائبی نیست که کره زمین آن را به خود ندیده باشد، و یا خود بنی‏اسرائیل تا حال با آن‌، آشنا نبوده باشند. بلكه رسالت پیغمبر، حلقه‌ای از حلقه‌های زنجیره حجتی است كه خدا پیش از حساب وكتاب قیامت‌، بدان با بندگان اتمام حجت می کند. خدا به محمّد (صلی الله علیه و سلم) وحی فرموده است‌، همانگونه که پیش از او به پیغمبران دیگر وحی فرموده است‌. و بدو نبوت و حكم عطاء نموده است‌، همانگونه که به پیغمبران بنی‏اسرائیل عطاء فرموده است‌. پس هیچ بیگانگی و غرابتی در رسالت او، و هیچ بیگانگی و غرابتی در رهبری او، و هیچ بیگانگی و غرابتی در حاكمیت او، وجود ندارد. بلكه جملگی رسالت و رهبری و حاكمیت در جهان رسالتها، معمولی و مانوس است‌، و همه علت‌تراشیها وبیان ادله و برهان بنی‏اسرائیل در این زمینه‌، دروغ است‌، و همه شبهه‌های ایشان نیز باطل و پوچ است‌. سابقه و پیشینه نظیر این را با بزرگ‌ترین پیغمبرشان موسی علیه السلام و با پیغمبران دیگر خود به ویژه با عیسی علیه السلام دارند.
آیات بسیاری در این سوره‌، عهده‌دار بیان چنین حقیقتی است‌. در این چكیده برخی را گلچین می کنیم‌. تا همه آن در مكان خود در روندكلام‌، مفصلا بیاید:
(إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورًا. وَرُسُلا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا . رُسُلا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا. لَكِنِ اللَّهُ يَشْهَ