دور می‌دارند و وارونه و چندگونه و چندپهلو صحبت می کنند) و می گویند: شنیدیم (‌سخن تو را و به كار نگرفتیم‌!) و فـرمان نبردیم (‌و جـز عصیان نیفزودیم‌!) و بشنو (‌سخنان ناروا و كاش نشنوی جـز) ناشنیدنی را. و (‌می گفتند:‌) ما را بپای (‌ولی‌) زبان را پیچ می‌دادند (‌و به جای‌: راعنا، راعینا، یعنی‌: چوپان ما، یا راعناً‌، یعنی‌: نازیبا، می‏‎گفتند ...) و (‌هدفشان‌) ریشخند دین بود (‌و نفرین رسول‌!)‌. ولی اگر آنان (‌به جای این همه سخنان ناروا و كارهای نازیبا) می گفتند: شنیدیم و اطاعت كردیم و (‌سخنان ما را) بشنو و به ما مهلت بـده (‌تا حقائق را درك كنیم‌) به نفع و صلاح ایشان بود و (‌با واقعیت سازگارتر و) درست‌تر، ولیكن خداوند آنان را به سبب كفرشان نفرین نموده است (‌و از رحمت خود مطرود و محروم فرموده است‌) و لذا جز شمار اندكی ایمان نمی‌آورند (‌و داعی حق را لبیك نمی گویند)‌. ای كسانی كه كتاب (‌آسمانی‌) به شما داده شده است‌، ایمان بیاورید بدانچه (‌از قرآن بر محمّد) نازل كرده‌ایم و تصدیق كننده چیز‌ی است كه (‌از كتاب آسمانی‌) بـا خود دارید، پپش از آن كه (‌عذابی نصیب شما كنیم و بدان وسیله آثار) چهره‌هائی را محو كنیم (‌و در آنها چشم و گوش و ابرو و بینی و لبی بر جای نگذاریم‌) و آنها را برگردانیم (‌و همچون قسمت پشت خود صاف و زشت كردند) یا پیش از آن كه ایشان را از رحمت خود بی‌بهره سازیم همانگونه كه یاران شنبه را (‌یعنی آنانی كه در روز شنبه ماهی می‌گرفتند) نفرین كرده و نابود نمودیم‌. و فرمان خدا انجام شدنی است‌. بی‏گمان خداوند (‌هرگز) شرك به خود را نمی‌بخشد، ولی گناهان جزآن را از هر كس كه خود بخواهد می‌بخشد. و هر كه برای خدا شریكی قائل گردد، گناه بزرگی را مرتكب شده است‌. مگر آگاه نیستی از كسانی كـه خویشتن را پاك می‌شمارند (‌و با لاف و گزاف خود را متقی قلمداد می‌نمایند؟‌)‌. بلكه (‌این تنها) خدا است كه (‌چنانكه باید پاكان و ناپاكان را از هم مـی‌شناسد و) كسـانی را كه خود بخواهد پاك می‌دارد (‌و می‌شمارد و به راه راست هدایت می‌نماید و به كسی كمترین ستمی روا نمی‌دارد) و بدیشان به اندازه نخ هسـته خرما هـم ظلم و جور نمی‌شود. بنگر كه چگونه به خدا دروغ مـی‌ببدند) ‌و خویشتن را فـرزندان خدا و عزیزان او مـی‌دانند و می‏‎گویند كه جز یهودیان و مسیحیان كسی به بهشت نمی‌رود. و همین دروغ كافی است كـه گناه آشكـاری باشد (‌و بیانگر نیت كثیف و عمل زشت ایشان گردد)‌. آیا در شگفت نیستی از كسانی كه بهره‌ای از (‌دانش‌) كتاب (‌آسمانی‌) بدیشان رسیده است (‌چگونه خویشتن را از هدایت كتاب‌های یزدان و راهنمائی خرد و فطرت و ندای وجدان به دور داشته‌اند و) به بتان و شیطان ایمان می‌آورند (‌و به دنبال اوهام و خرافات راه می‌افتند و به پرستش معبودهای باطل می‌پردازند) و درباره كافران (‌قریش‌) می‏‎گویند كه اینان از مسلمانانی بر حق‌تر و راه یافته‌ترند (که اسلام را قبول و محمّد را به پیشوائی پذیرفته‌اند!)‌. آنان كسانیند كه خداوند ایشان را نفرین نموده است (‌و از رحمت خـود مـحروم كرده است و رسوایشان داشته است‌) و هر که را خداوند نفرین كند (‌و از درگاه مرحمت و محبت خود براند) كسی را نخواهی یافت كه یاور او گردد (‌و وی را از خشم خدا پناه دهد و برهاند)‌. آیا آنان را بهره‌ای از ملك است‌؟ (‌اگر ملك و قدرت در دست ایشان بود) در این صورت (‌پشیزی و سر سوزنی و حتی به‌) اندازه سوراخ هسته خرما (که از آن خرما جوانه می‌زند و ناچیزترین شی‌ء بشمار است‌) به مردم نمی‌دادند. آیا آنان برچیزی حسد می‌برند كه خداوند از روی فضل و رحمت خود (‌با برانگیختن محمّد) به مردم (‌عرب‌) داده است‌؟ ما كه به آل ابراهیم (که ابراهیم نیای شما و ایشان است‌) كتاب (‌آسمانی‌) و پیغمبری و پادشاهی عظیمی دادیم‌. (‌مانند: سلطنت یوسف در مصر، و شاهی داود و سلیمان در شام‌)‌. ولی جمعی از آنان كه (‌ابراهیم و آل‌ابراهیم در میانشان مبعوث شده بودند) به كتاب (‌آسمانی منزل بر خود) ایمان آوردند، و در میانشان كسـانی بـوده‌اند كه دیگران را از كتاب آسمانی بازداشته‌اند و خود نیز از آن رویگردان شده‌اند، آتش فروزان و زبانه كشـان دوزخ (‌بـرای چنبن افـراد روگردان و بازدارنده‌) بسنده است‌.    (نساء/ ٤٤-‌٥٥)

(إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلا. أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا.).

كسانی كه بـه خـدا و پیغمبرانش ایمان ندارند و می‌خواهند میان خدا و پیغمبرانش جدائی بیندازند (‌و بگویند كه به خدا ایمان داریم‌، ولی به پپغمبران‌، ایمان نداریم‌) و می‏‎گویند كه به برخی از پیغمبران ایمان داریم و به برخی دیگر ایمان نداریم‌، و می‌خواهند میان آن (کفر و ایمان‌) راهی برگزینند (‌ولی میان كفر و ایمان فاصله‌ای نیست و دو راه بیش وجود ندارد: راه كفر و راه دین‌)‌. آنان جملگی بی‏گمان كافرند، و ما برای كافران عذاب خوار كننده‌ای فراهم آورده‌ایم‌.  (‌نساء‌/ 150-151)
(يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِينًا. وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا. فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الأنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلا قَلِيلا.).
اهل كتاب از تو می‌خواهند كه (‌اگر پیغمبری‌، یكجا) كتابی را از آسمان بر آنان نازل كنی‌. (‌البته این درخواست‌، استهزاء و بهانه‌ای بیش نیست‌) چرا كـه از موسی چیز بزرگتر از این را خواستند و گفتند: خدا را آشكارا به ما نشان بده. به خاطر این ستم‌، صاعقه ایشان را فرا گرفت (‌و نابودشان كرد. گناه بدتر و رسوا كننده‌تر آنان این است كه‌) پس از آن همه دلائل روشنی (‌چون‌: تبدیل عصا به اژدها، و ید بیضاء‌، و شكافتن دریا) كه برای آنان آمد (‌و خود شاهد نمودن معجزات موسی به فرعون و فرعونیان بودند) گوساله (‌سامری‌) را (‌به خدائی‌) گرفتند! ولی ما از این (گوساله‌پرستی پس از توبه ایشان‌) درگذشتیم و به موسی حجت روشنی دادیم (که با 