دانید وآن را مراعات دارید)‌.

(يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ).

خداوند مـی‌خواهد (‌قوانین دین و مصالح امور را) برایتان روشن كند و شما را به راه كسانی (‌از پیغمبران و صالحان‌) رهنمود كند كه پیش از شما بوده‌اند، و توبه (‌لغـزشها و بزهكاریهای پیشین‌) شما را بپذیرد، و خـداونـد آگاه (‌از احوال بندگان است و قـوانینی را برایتان وضع می‌نماید كه مصلحت و منفعت شما را در بر دارد) و حكیم است (‌و برابر حكمت‌، احكام شریعت را صادر می‌نماید)‌. (‌نسـاء / 26)

(فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا).

اگر زنان‌، از شما اطاعت كردند، کاری بدانان نداشته باشید. مسلماً خدا والا و بزرگوار است‌.    (‌نساء / 34‌)

(وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا).

خدا را بپرستید، و اصلا شرك نورزید، و چیزی را انباز او نكنید.   (نساء/36)

این بخش از آیه‌، پیشی‌گرفته است بر سفارش به نیكی و نیك کاری نسبت به پدر و مادر و خـویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و غیره‌...

بدین منوال همه مقررا‌ت و قوانین‌، با خدا ربط و پیوند پیدا می کند، و از شریعت الهی بر می‌جوشد و یاری می‏‎گیرد، و جملگی کارها بد‌ین مركز پـیشوائی و فرماندهی برگشت داده می‌شود، مـركز سروری و رهبریی که اطاعت و پیروی تنها از آن می‌گردد و بس.

٢ - ‌با پذیرش این اصل بزرگ، لازم است که سرپرستی مومنان اختصاص به مركز فرماندهی خود و دسته‌ای از افراد ایماندار خویشتن باشد، و مومنان كسی را سرپرست خویش نسازند که بر ایمان و اعتقاد ایشان نبوده، و از برنامه آنان پیروی نمی کند، و از سیستم حكو‌متی ایشان فرمان نمی‌گیرد، و از مركز فرماندهی آنان‌، دستور دریافت نمی‌دارد. حال این فرد هرگونه پیوندی با ایشان داشته بـاشد: پیوند خویشی و خویشاوندی بوده، یا نژادی‌، یا سرزمینی‌، و یا اینكه مصلحتی‌. اگر جز این باشد، شرك یا نفاق بوده، و در هر حال بیرون رفتن از صف مسلمانان بشمار است‌:

(وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا. إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالا بَعِيدًا.).

كسی که با پیغمبر دشمنانگی كند، بعد از آنكـه (‌راه‌) هدایت (‌از راه ضلالت بـرای او) روشن شـده است‌، و (‌راهی‌) جز راه مومنان در پیش گیرد، او را بـه همان جهتی كه (‌به دوزخ منتهی می‌شود و) دوستش داشته است رهنمود می گردانیم ( و با كافرانی همدم می‌نمائیم كه ایشان را به دوستی گرفته است‌) و بـه دوزخش داخل می گردانیم و با آن می‌سوزانیم‌، و دوزخ چه بد جایگاهی است‌!.. بی‏گمان خداوند شرك ورزیدن به خود را (‌از كسی‌) ‌نمی‌آمرزد و بلكه پائین‌تر از آن را از هـر كس كه بخواهد (‌و صلاح بداند) می‌بخشد. هر كه برای خدا انباز بگیرد، به راستی بسی گمراه گشته است (‌و خیلی از حق پرت شده است‌)‌.   (‌نساء ١١٥-‌١١6)

(بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا. الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا.).

به منافقان مژده بده كه عذاب دردناكی در پیش دارند... این منافقان كسانی هستند كه کافران را بجای مـومنان به سرپرستی و دوستی می‏‎گیرند. آیا عزت را در پپش كافران می‌جویید؟ (‌چنین چیزی محال است‌) چرا كه عزت و شوكت جملگی از آن خدا است (‌و هر كه از خدا عزت جوید عزیز شود، و هر كه از غیر او عزت طلبد، ذلیل گردد)‌.  (نسـاء ١٣٨-139)

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا. إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا. إِلا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا.).

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، كافران را به جای مومنان به دوستی نگیرید. مگر می‌خواهید حجت و برهان آشكاری علیه خود به دست خدا دهید (‌بر اینكه شما هم جزو منافقانید؟‌)... بی‏گمان منافقان در اعماق دوزخ و در پائین‌ترین مكان آن هستند و هرگز یاوری برای آنان نخواهی یافت (‌تا به فریادشان رسد و آنان را بـرهاند)‌... مگر كسانی (‌از ایشان‌) كه توبه كنند و برگردند و به اصلاح (‌اعمال و نیات خود) بپردازند و به خدا متوسل شوند و آئین خویش را خالصانه از آن خدا كنند (‌و فقط و فقط او را بپرستند و به فریاد خوانند و خالق و رازق دانند)‌. پس آنان از زمره مومنان خواهند بود (‌و پاداش مومنان را خواهند داشت‌) و خداونـد به مومنان پاداش بزرگ خواهد داد.   (‌نساء/144-146)

٣ -‌این اصل بزرگ، هجرت مسلمانان را از دار الحزن، واجب می‌دارد. دارالحرب‌، سرزمینی که شریعت اسلام در آن اجراء نمی‏گردد وساكنان آنجا از مركز فرماندهی اسلامی دستور نمی‌گیرند و فرمان نمی‌برند. بر مسلمانان واجب می‏‎گرداند از آنجا بكوچند و به جامعه مسلمانان بپیوندند هر زمان که در جائی ازكره زمین تشكیل بشود و فرماندهی و قدرتی فراهم بیاورد. تا در زیر سایه پرحم پیشوائی اسلامی بغنوند و دیگـر از پرچم کـر فرهان نبرند و در برابرش کرنش نكنند. پرچم کفر هم همه پرچمها، بجز پرچم اسلام است‌. چرا كه اگر بدین هنگام از پرچم کفر پیروی کنند، جز نفاق یاكفر نخواهد بود، و نفاق یاكفر هم به هر حال بیرون شدن از صف مسلمانان و از دایره اسلام بشمار است‌:

(فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا أَتُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلا. وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا.).

شما (‌ای مومنان‌) چرا درباره منافقان دو دسته شده‌اید (‌و می گوئید: آیا آنان جزو مومنان یا از زمره كافرانند؟ صحیح است با آنان بجنگیم، یا نجنگیم‌؟ قابل هدایتند یا اهل شقاوتند؟‌...) و حال آنكه خداوند به سبب اعمالشان (‌افكار) آنان را واژگونه كرده و به قهقراء برگرد