 و درگیریهای خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و كاملا تسلیم (‌قضاوت تو) باشند.    (‌نساء / 65)

(مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا).

هر كه از پیغمبر اطاعت كند، در حقیقت از خدا اطاعت كرده است (‌چرا كه پیغمبر جز به چیزی دستور نمی‌دهد كه خدا بدان دستور داده باشد، و جز از چیزی نهی نمی کند كه خدا از آن نهی كرده باشد) و هر كه (‌به او امر و نواهی تو) پشت كند (‌خودش مسئول است و باك نداشته باش‌) ما تو را به عنوان مراقب (‌احوال‌) و نگهبان (‌اعمال‌) آنان نفرستاده‌ایم (‌بلكه بر رسولان پیام باشد و بس‌)‌.  (نسـاء‌/ .٨)

(وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا).

كسی كه با پیغمبر دشمنانگی كند، بعد از آنكه (‌راه‌) هدایت (‌از راه ضلالت برای او) روشن شده است‌، و (‌راهی‌) جز راه مومنان در پیش گیرد، او را به همان جهتی كه (‌به دوزخ منتهی می‌شود و) دوستش داشته است رهنمود می گردانیم (‌و با همان كافرانی همدم می‌نمائیم كه ایشان‌را به دوستی گرفته‌است‌) ‌و به دوزخش داخل می گردانیم و با آن می‌سوزانـیم‌، و دوزخ‌، چه بد جایگاهی است‌!.   (‌نساء / ١١٥)

بدین منوال معنی دین‌، مرز ایمان‌، شرط اسلام‌، سیستم جامعه اسلامی‌، و برنامه اسلام در زندگی‌، معلوم و مشخص می‌شود. دیگر ایمان تنها در قالب احساسات و تفكرات باقی نمی‌ماند، و اسلام محدود به واژه‌هـا و شعارها نمی‌گردد، و فقط عبارت از مراسم عبادت و مناسك پرستش و اوراد و دعاها نخواهد بود... بلكه اسلام‌گذشته از احساسات و تفكرات‌، و واژه‌هـا و شعارها، و مراسم و مناسك‌، و مقدم بر اینها، سیستمی است که حكو‌مت می کند و فرمان می‌راند، و برنامه‌ای است که قضاوت و داوری می‌نمـاید، و پیشوائی و ریاستی است كه از او اطاعت و فرمانبرداری می‏‎گردد، و وضع و موقعیتی‌ است که متكی به سیستم معین و برنامه مشخص و پیشوائی مقرری است‌. بدون جملگی اینها، ایمانی و اسلامی در میان نخواهد بود، و جامعه‌ای وجود نخواهد داشت که خود را به اسـلام نسبت دهد و جامعه اسلامی نامیده شود.

*
بر پایه این ركن اساسی‌، رهنمودهای فراوانی در سوره‌، مترتب می‌گردد، و جملگی آنها شاخه‌هائی از این تنه تناور بشمارند:

١ - بر آن مترتب می‌شود که تشكیلات اجتماعی جملگی در جامعه - بسان همه مراسم پرستش و آداب بندگی - ‌باید متكی به این اصل بزرگ، و مستند به معنی دین‌، و شناسه ایمان‌، و شرط اسلام باشد، به همان شیوه‌ای که نمونه‌های پیشینی که بیان کردیم‌، مقرر می‌دارند. چرا كه ایـن تشكیلات و تشریفات، فقط مقررات و قوانین خشك و خالی نیست و بس. بلكه مقتضی ایمان به خدا و اقرار به الوهیت او، و یگانگی این الوهیت‌، و تنها دریافت دستور از ستاد فرماندهی و مقام رهبری است که مقررات را معین و قوانین را وضع فرموده است‌... از اینجا است که می‏‎بینیم همه مقررات و قوانینی كه بدانها اشاره كردیم‌، متوجه این ناحیه‌اند، و در پیروها و پی‌نوشتهای آنها واضح و روشن از ایـن حقیقت سخن رفته است‌:

آیه آغازین بیانگر یگانگی بشریت است‌، و مردم را به رعایت پیوند خویشاوندی و صله رحم فرا می‌خواند، و مقدمه سائر تشكلات و مقرراتی را فراهم می‌آورد که در سوره به دنبال آن می‌آید... مردمان را به هراس از عذاب پروردگارشان ندا درمی‌دهد، پروردگاری كه همگان را از یك انسان آفریده است‌:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ).

ای مردم از (‌خشم‌) پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری كه شما را از یك انسان بیافرید.   (‌نساء / ا)

آیه با سخن گفتن از پرهیز از خشم خدا و ترساندن مردمان از مراقبت همیشگی او پایان می‌پذیرد:

(إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا).

بی‏گمان خداونـد مراقب شما است (‌و پندار و گفتار و كردارتان را می‌پاید)‌.    (‌نساء / ا)

آیاتی که همگا‌ن را به حفظ اموال یـتیمـان تشویق می کند، و راه استفاده و دخل و تصرف در اموال ایشان را بیان می‌نماید، با به یاد انداختن خدا و حساب‌گرفتن او از مردمان پایان می گیرد:

(وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا).

كافی است خدا حسابرس ومراقب باشد.    (‌نـسـاء /6‌)

پخش سهام تركه در خانواده‌، به عنوان سفارش خدا به میان می‌آید:

(يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ). (فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ).

خداوند درباره (‌ارث بردن‌) فرزندانتان (‌و پدران و مادرانتان‌) به شما فرمان می‌دهد.... این فریضه الهی است‌.   (نساء / ١١)

قوانین ارث با این پی‌نوشت به پایان می‌رسد:

(تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ. وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ.).

این (‌احكام راجع به یتیمان و وصیت و سهام مواریث‌) حدود خدا (‌در میان حق و باطل‌) است و (آنها را محترم شمارید و ازآنها درنگذرید و بدانید كه‌) هر كس از خدا و پیغمبرش (‌در آنچه بدان دستور داده‌اند) اطاعت كند، خدا او را به باغهای (‌بهشت‌) وارد می کند كه در آنها رودبارها روان است و (‌چنین كسانی‌) جاودانه در آن می‌مانند و این پیروزی بزرگی است‌. وآن كس كه از خدا و پیغمبرش نافرمانی كند و از مرزهای (‌قـوانین‌) خدا درگذرد، خداوند او را به آتش (‌عظیم دوزخ‌) وارد می‏‎گرداند كه جاودانه در آن می‌ماند و (‌علاوه از آن‌) او را عذاب خواركننده‌ای است‌.  (‌نساء/13)

در قانونگذاریهای مربوط به خانواده و مقررات مهریه و طلاق و چیزهائی مانند اینها، پیروهائی این چنین به میان‌ می‌آید:

(وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا).

با زنان خود بطور شایسته (‌در گفتار و در كردار) معاشرت كنید، و اگر هم از آنان (‌بـه جهاتی‌) كراهت داشتید (‌شتاب نكنید و زود تصمیم به جدائی نگیرید) م زیراكه حه‌بسا از چیزی بدتان بیاید وخداوند درآن خیر و خوبی فراوانی قرار بدهد.   (‌نسـاء / ١٩)

(وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ... ).

زنان شوهردار (‌بر شما حرام شده است‌) مگر زنانی كه (‌آنان را در جنگ دینی مسـلمانان با كافران‌) اسیر كرده باشید، كه (‌در این صورت نكاح شوهران كافرشان با اسارت لغو می‏‎گردد و بعد از زدوده شدن رحم ایشان‌) برای شما حلال می‌باشند. این را خدا بـر شـما واجب گردانده است (‌سپس آنچه را كه او بر شما حرام نموده است‌، حرام ب