 روز همیشه بدو می‌پیوندد، احساس می‌کندکه به واجب الوجود پیوسته‌، و به خالق معبود رسیده است‌، و لذا برای زندگی خود هدفی بالاتر از این در نظر داردکه عمر خود را یکبار صرف زندگی زمینی و نیازمندیهای کره‌ي زمین کند. او احساس می‌کندکه نیرومندتر از آفریده‌های دیگر است‌. زیرا خود را متصل و پیوسته با آفریدگار آفریده‌ها می‏‎بیند. و این دید و دیدگاهها همه منبع نیروی دل و درون و جان و وجدانند، همانگونه‌که سرچشمه‌ي تقوی و پرهیزگاری و پاکی و دوری‌گرفتن از انجام‌گناهند، و همچنین عامل مهمی از عوامل تربیت شخصیت انسانی بشمار می‌آیند و آن را بگونه‌ای پرورده می‌کنند و در می‌آورند که خدائی بیندیشد و شعور و احساس خدائی داشته باشد وکردار و رفتار خداپسندانه پیشه گیرد.
( وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ) .
و از آنچه روزی و بهره‌ي ایشان کرده‌ایم می‌بخشند.دركنار این هدف بزرگ، برای تنظیم جامعه اسلامی بر پایه ضمانت اجتماعی و مهرورزی و دلسوزی به همدیگر وگذشت از یكدیگر، و امانتداری و دادگری و دوست داشت و پاكی‌، و زدودن ته نشستـهای گو‌ناگون جاهلی از جامعه‌، و پدید آوردن سیماهای تازه و نصب نشانه‌های تابان، هدف دیگری را می ‌یابیم که ژرفا و تاثیر آن در زندگی جامعه اسلامی‌، کمتر از هدف قبلی نیست -‌اگر هم پایه‌ای نباشد که هدف نخستین بر آن استقرار پذیرد -‌و آن عبارت است از: تعیین معنی دقیق دین‌، وحدت ایمان‌، شرط اسلام‌، پیوند همه مقررات و قوانینی که بر زندگی فرد و زندگی جامعه حكم می‌راند، برابر آن معنی مشخص دین‌، و بالاخره تعریف مضبوط ایمان و اسلام‌.

بی‏گمان دین سیستمی است که خدا آن را برای زندگی جملگی انسانها مقرر فرموده است‌، و برنامه‌ای است که همه فعالیتهای زندگی برابر آن انجام می‌پذیرد. این تنها خدا است که حق دارد، بدون هیچ انبازی این برنامه را بگذارد، و دین هم عبادت است از پیروی و اطاعت از پیشوائی یزدان که پیروی و اطاعت از وی حق او است و بس، و تنها از او باید فرمان دریافت کرد، و فقط باید تسلیم او شد و در برابرش کرنش برد... چرا كه جامعه اسلامی جامعه‌ای است كه دارای پیشوائی ویژه‌ای است - همانگو‌نه كه دارای ایدئو‌لوژی ویژه و جهان‌بینی خاص خود است - پیشوائی یزدان که مجسم است در رفتار وگفتار و تقریر پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و در شریعت خدا و برنامه‌اش که از جانب پروردگارش به مردم می‌رساند و بعد از وفاتش برجای می‌ماند. تبعیت این جامعه از این پیشوائی است که صفت اسلام را بدو می‏بخشد و از آن «‌جامعه اسلامی‌» می‌سازد. بدون چنین تبعیت صرفی‌، جامعه بهیچو‌جه «‌اسلامی‌» نخواهد شد. شرط چنین تبعیتی‌ هم داوری بردن به سوی خدا و رسول‌، و برگشت ‌دادن همه امور به خدا، و خشنودی به حكم فرستاده‌اش و اجراء آن توام با قبول و تسلیم است‌.

آیه‌های این سوره درباره بیان این حقیقت و این اصل‌، به اندازه‌ای قاطعانه است که راه هرگونه مجادله و نیرنگ و آرایش و آلایش ریاكارانه را می‌بندد. بیان این اصل اساسی در نصوص بسیاری، آشكارا جلوه‌گر است‌، و در مكان مناسب روند قرآنی‌، توضیح مفصل آن خو‌اهد آمد، و لذا هم اینك به‌ ذكر مختصر برخی از آنها اكتفاء می‌نمائیم‌:

بطور مجمل در آیه آغازین سوره جلوه‌گر است‌:

(یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة).

ای مردم از (‌خشم‌) پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری كه شما را از یك انسان بیافرید.

همانگونه که در آیاتی مثل این آیات مجسم است‌:

(وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا).

خدا را عبادت كنید (‌و بس‌. و هیچ كس و) هیچ چیزی را شریك او مكنید.   (‌نساء / 36)

(اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ).

بی‏گمان خداوند (‌هرگز) شرك به خود را نمی‌بخشد، ولی گناهان جز آن را از هر كس كه خود بخواهـد می‌بخشد.  (‌نساء / 48)

در آیاتی مثل این آیات‌، بگو‌نه ویژه و مشخص پیدا است‌:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا. أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالا بَعِيدًا. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا.).

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، از خدا (‌با پیروی از قرآن‌) و از پیغمبر (‌خدا محمّد مصطفی با تمسك به سنت او) اطاعت كنید، و از كارداران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمائید (‌مادام كه دادگر و حقگرا بوده و مجری احكام شریعت اسلام باشند) و اگر در چیزی اختلاف داشتید (‌و در امری از امور كشمكش پیدا كردید) آن را به خدا (‌با عرضه به قرآن‌) و پیغمبر او (‌با رجوع به سنت نبوی‌) برگردانید (‌تا در پرتو قرآن و سنت‌، حكم آن را بدانید. چرا كه خدا قرآن را نازل‌، و پیغمبر آن را بیان و روشن داشته است‌. باید چنین عمل كنید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این کار (‌یعنی رجوع به قرآن و سنت‌) برای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است‌... (‌ای پیغمبر) آیا تعجب نمی کنی از كسانی كه می‌گویید كه آنان بدانچه بر تو نازل شده و بدانچه پیش از تو نازل شده ایمان دارند (‌ولی با وجود تصدیق كتابهای آسمانی‌، به هنگام اختلاف‌) می‌خواهند داوری را به پیش طاغوت ببرند (‌و حكم او را بجای حكم خدا بپذیرند؟‌!)‌. و حال آنكه بدیشان فرمان داده شده است كه (‌به خدا ایمان داشته و) به طاغوت ایمان نداشته باشند. و اهریمن می‌خواهد كه ایشان را بسی گمراه (‌و از راه حق و حقیقت بدر) كند... و زمانی كه بدیشان گفته شود: به سوی چیزی بیائید كه خداوند آن را (‌بر محمّد) نازل كرده است‌، و به سوی پیغمبر روی آورید (‌تا قرآن را برای شما بخواند و رهنمودتان دارد)‌، منافقان را خواهی دید كه سخت به تو پشت می کنند (‌و از تو می گریزند و دیگران را نیز از تو باز می‌دارند)‌.    (نسا‌ء / 59-61)

 (وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ)‌.

هیچ پپغمبری را نفرستاده‌ایم‌، مگر بدین منظور كه بـه فرمان خدا از او اطاعت شود.   (‌نساء/ 64‌)

(فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا).

امّا، نه‌!... به پروردگارت سوگند كه آنان مومن بشمار نمی‌آیند تا تو را در اختلافات