 و) آگاه (‌از نیات همگان‌) است‌.  (‌نـسـاء / 34-35)

(وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا. وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا. وَإِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلا مِنْ سَعَتِهِ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا.).

هرگاه همسری دید كه شوهرش (‌خویشتن را بالاتر از او می‏‎گیرد و از انجام امور خانوادگی‌) سرباز می‌زند و (‌یا با او نمی‌سازد و از او) رویگردان است‌، بر هیچ یك از آن دو گناهی نیست اینكه (‌بكوشند به وسیله صرف نظر كردن زن از برخی از مخارج و همبستری با خود) میان خویشتن صلح و صفا راه بیندازند، و صلح (‌همیشه از جنگ و جدائی‌) بهتر است‌. (‌سرچشمه بسیـاری از نزاعها، بخل است‌) و انسانها با بخل سرشته شده‌اند (‌و مال دوستی‌، خصلت ذاتی و دائمی بشر است و باید پیوسته با آن مبارزه و پیكار كرد) و اگر نیكوكاری و نیك رفتاری كنید و (‌با زنان بسازید و به بهترین وجه با آنان معامله كرده و با ترك ستمكاری و بد رفتاری با ایشان‌) پرهیزگاری كنید، بی‏گمان خداوند از آنچه می کنید بس آگاه است (‌و پاداش شما را چنانكه باید می‌دهد) ... شما نمی‌توانید (‌از نظر محبت قلبی‌) میان زنان دادگری (کامل‌) برقرار كنید، هر چند هم (‌در این راه به خود زحمت دهید و) همه كوشش و توان خود را بكار برید. ولی (‌از زنی كه میل چندانـی با او ندارید) بطور كلی دوری نكنید، بدانگونه كه او را به صورت زن ‌معلقه‌ای درآورید (که بلاتکلیف بوده و نه شوهردار و نه بی‌شوهر، بشمار می‌آید)‌. و اگر صفا و صمیمیت را (‌میان خود) راه بیندازید و (‌جور و جفا و كدورت پیشین را ترك گوئید و با اصلاح حال و دادگری پیش گرفتن‌) پرهیزگاری كنید، (‌خداوند از تقصیر و لغزش شما می گذرد) چرا كه خداوند بس آمرزنده مهربان است ... و اگر (‌راهی بـرای صلح و سازش نیافتند و جز نفرت نیفزودند و کار بدانجا رسید كه‌) از هم جدا شوند، خداوند هر یك از آنان را با فضل فراوان و لطف گسترده خود بی‌نیار می‏‎كند (‌و بدین شوهری بهتر از شوهر نخستین‌، و بدان همسری بهتر از همسر پیشین عطاء می کند) و خداوند دارای فضل و رحمت فراوان (‌در حق بندگان است و كارهای ایشان را از روی حکمت می‏‎گرداند، چرا كه‌) حكیم است‌. (‌نساء 1٢٨-١٣٠)درباره سر و سامان بخشیدن به روابط و ضوابط میراث‌، و ضمانت اجتماعی موجود در میان افراد یك خانواده‌، و تنظیم پیوندهای بندگان و صاحبان آنان كه پیش از نزول قوانین نسب‌، و ابطال فرزندخواندگی‌، چنین مبادی جامع و قوانین مشخصی نازل می‌شود که از اهداف دورنگر اجتماعی برخوردار است‌:

(لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا)

برای مردان و برای زنـان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود، بجای می‏‎گذارند سهمی است‌، خواه آن تركه كم باشد و یا زیاد. سهم هر یك را خداوند مشـخص و واجب گردانده است (‌و تغییر ناپذیر است‌)‌. (‌نسـاء/7)

(يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا. وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ.)

خداوند در باره (‌ارث بردن‌) فرزندانتان (‌و پدران و مادرانتان‌) به شما فرمان مـی‌دهد و بر شما واجب می‏‎گرداند كه (‌چون مردید و دخترانـی و پسرانی از خود بجای گذاشتید) بهره یك مرد به اندازه بهره دو زن است‌. اگر فرزندانتان همه دختر بودند و تعدادشان (‌دو و یا) بیشتر از دو بود، دو سوم تركه‌، بهره ایشان است‌، و اگر ورثه تنها یك دختر باشد، نصف تركه از آن او است‌، (‌و چه ورثه یك دختر و چه بیشتر بـاشند، باقیمانده تركه متعلق به سائر ورثه بر حسب استحقاق است‌)‌. اگر مرده‌، دارای فرزند وپدر ومادر باشد، به هر یك از پدر و مادر یك ششم تركه می‌رسد (‌و باقیمانده بین فرزندان او به ترتیب سابق تقسیم می‌گردد)‌. و اگر مرده دارای فرزند (‌یا نوه‌) نباشد و تنها پدر و مادر از او ارث ببرند، یك سوم تركه به مادر می‌رسد (‌و باقیمانده از آن پدر خواهد بود)‌. اگر مرده (‌علاوه از پدر و مادر) برادرانی (‌یا خواهرانی‌، از پدر و مادر یا از یكی از آن دو) داشته باشد، به مادرش یك ششم مـی‌رسد. (‌همه این سهام مذكور) پس از انجام وصیتی است كه مرده می کند و بعد از پرداخت وامی است كه برعهده دارد (‌و پرداخت وام مـقدم بر انجام وصیت است‌)‌. شما نمی‌دانید پدران و مادران و فرزندانتان كدامیك‌، برای شما سودمندترند. (‌خیر و صلاح در آن چیزی است كه خدا بدان دستور داده است‌)‌. این فریضه الهـی است و خداوند دانا (‌به مصالح شما) و حكیم است (‌در آنچه بر شما واجب نموده است‌) ... و برای شما نصف دارائی بجای مانده همسرانتان است‌، اگر فرزندی (‌از شما یا از دیگران و یا نوه یا نوادگانی‌) نداشته باشند (‌و باقی تركه‌، برابر آیه قبلی‌، به فرزندانشان و پدران و مادرانشان تعلق‌ می گیرد) واگر فرزندی داشته باشند، سهم شما یك چهارم تركه 